فوت فرزند دلبند پيامبر ( ص )

فوت فرزند دلبند پيامبر ( ص )

در سالهای گذشته پيامبر اسلام (ص ) با مرگ سه فرزند خود به نامهای قاسم و
طاهر و طيب و سه دختر به نامهای زينب و رقيه و ام کلثوم رو به رو شد و در فراق
آنها متاثر گرديد.
اما اين بار کودک دلبندش ابراهيم که از ماريه بود، قلب حساس پيامبر
مکرم (ص ) را سخت آزرده کرد. پيامبر (ص ) در حالی که ابراهيم را در آغوش داشت
و آن نو گل بوستان رسالت جان به جان آفرين تسليم مي کرد، اين کلمات آتشين را
فرمود:
"ابراهيم عزيز! کاری از ما برای تو ساخته نيست . مقدر الهی نيز بر نمي گردد.
چشم پدرت در مرگ تو گريان و دل او اندوهبار است ، ولی هرگز سخنی را که موجب
خشم خداوند باشد، بر زبان جاری نمي سازم ...".
برخی از اصحاب از گريه پيامبر (ص ) تعجب ميکردند. اما پيامبر (ص ) در
اين جا مثل همه مراحل ، به مسلمانان درسی بزرگ آموخت : درس مهر و محبت نسبت
به اولاد.
"مهر و مودت به اولاد، از عاليترين و پاکترين تجليات روح انسانی است و
نشانه سلامت و لطافت آن مي باشد" پيامبر عاليقدر (ص ) پيوسته مي فرمود:
(اکرموا اولادکم )، فرزندان خود را گرامی داريد و نسبت به آنها مهر بورزيد. باري ،
يگانه فرزندی که از آن حضرت به يادگار ماند و رشته تابناک ولايت و امامت را
- در صفحه روزگار - پايدار ساخت ، دخت ارجمند آن سرور (ص ) يعنی فاطمه زهرا (س )
زوجه وصی آن حضرت ، علی (ع ) بود.

آشنایی با علوم خطرناك!

آشنایی با علوم خطرناك!

كتاب

روزی مردى به حضور امام سجاد (كه سلام خدا برو باد) آمده و از امام چندتا سئوال كرد و از آن حضرت پاسخ سئوالهایش را گرفت.

وقتی مرد جوابش را گرفت، از پیش امام مرخص شد، ولی چند قدمی بیش نرفته بود كه دوباره نزد امام بازگشت و سئوال دیگرى را مطرح نمود، و گویا تصمیم داشت همچنان به سئوالات خود ادامه دهد.

امام سجاد(ع) براى آنكه به او بفهماند، دانستن براى عمل كردن است، نه انباشتن، رو به او كرد و فرمود: در كتاب مقدس "انجیل" نوشته شده است : مادام كه به آنچه می‌دانید، عمل نكرده‌اید، از آنچه نمى توانید نپرسید[ و به دنبال افزایش علم خود نباشید]، زیرا اگر به اندوخته‌هاى علمی، عمل نگردد، حاصلی جز كفر و ناسپاسی برای صاحبش نداشته و موجب دورى او، از خداوند مى‌گردد.

 

                                      از من بگوى عالم تفسیر گوى را      گر در عمل نكوشى، نادان مفسرى

                          علم، آدمیت است و جوانمردى و شرف       و رنـه ددى بـه صـورت انـســان مـصــورى

                                      بار درخت علم نباشد بجـز عمـل       با علم اگر عمل نكنى، شاخِ بى‌برى1

 

متن روایت:

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن القاسم بن محمد ، عن المنقری ، عن علی بن هاشم بن البرید ، عن أبیه قال : جاء رجل إلى علی بن الحسین علیه السلام فسأله عن مسائل فأجاب ثم عاد لیسأل عن مثلها فقال علی بن الحسین علیه السلام : مكتوب فی الإنجیل لا تطلبوا علم ما لا تعلمون ولما تعملوا بما علمتم ، فإن العلم إذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه إلا كفرا ولم یزدد من الله إلا بعدا.2

___________________________

1- سعدی

2- كافی - شیخ كلینی - ج 1 - ص 44 - 45

دشمنان جبرئیل چه كسانی هستند؟

دشمنان جبرئیل چه كسانی هستند؟

قرآن

در سوره بقره آیه 97 می‌خوانیم:

قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ

به آنان که با جبریل دشمنی می ورزند ، بگو : اوست که این آیات را به فرمان خدا بر دل تو نازل کرده است تا کتابهای دیگر آسمانی را تصدیق کند و برای مؤمنان رهنمون و بشارت باشد

دشمنان جبرئیل چه كسانی هستند؟

مى گویند روزى ابن صوریا (یكى از بزرگان یهود) و عده‌اى از یهودیان منطقه‌ی فدك نزد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله آمدند و از وى سوالاتى كردند و نشانه‌هایى پرسیدند كه گواه نبوت و رسالت او بود، و پس از پاسخ هر یك ، صحت جواب را تصدیق كردند.

آخرین سوالشان این بود كه: فرشته‌اى كه وحى براى تو مى آورد، چه نام دارد؟

ابن صوریا اضافه كرد، اگر این را هم درست پاسخ دهى به تو ایمان مى‌آورم!

رسول اكرم صلى الله علیه و آله در پاسخ فرمود: نام او جبرییل است !

ابن صوریا تا این جواب را نیز صحیح یافت، گفت: جبرییل دشمن ما است،او همیشه دستور جهاد و سختى و مشكلات مى آورد، ولى میكاییل همیشه دستور آسان مى آورد. اگر فرشته وحى میكاییل بود، ما به تو ایمان مى آوردیم .

و این‌گونه از حرف خود برگشتند و از پذیرش رسول الله و دین اسلام با آنكه مطابق آنچه پیامبر و كتاب آسمانیشان بود، سر باز زدند.


ر.ك داستانهایى از شان نزول قرآن - على نورالدینى

حتی نمكت را هم از من بخواه

حتی نمكت را هم از من بخواه

دعا

مطابق آنچه از آموزه‌های دین اسلام، و روایات امامان معصوم -كه درود و سلام خداوند بر آنان باد- بدست می‌آید، باید تمام  حاجات و نیازهای  خود را از خداوند خواست چنان كه خداوند به حضرت موسی می‌فرماید "یَا مُوسی سَلنِی كُلَّما تَحتَاجُ اِلَیهِ حَتَی عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلحَ عَجِینِك" (1) ای موسی هرچه نیاز داری از من بخواه حتی علف گوسفندت و نمك غذایت را.

اینجا پرسشی در ذهن نقش می‌بندد كه، پس اگر در تمام خواسته‌های خود دست به دعا شویم جایگاه عوامل و سببهای طبیعی كه همگی تأثیر آن را در تمام زندگی خود دیده‌ایم، چه می‌شود؟ به بیانی دیگر، آیا "در خواست" از خداوند اثر "مه و خورشید و فلك" را از بین می‌برد؟

خداوند به حضرت موسی می‌فرماید "یَا مُوسی سَلنِی كُلَّما تَحتَاجُ اِلَیهِ حَتَی عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلحَ عَجِینِك" (1) ای موسی هرچه نیاز داری از من بخواه حتی علف گوسفندت و نمك غذایت را

آیا باید تأثیر دارو را در بهبود بیماری نادیده گرفت و برای شفای آن صرفاً دست به دعا شد؟

ابتدا به طبیعت و علل طبیعی نگاهی می‌اندازیم ؛ آنچه در نگاه اول البته از دریچه‌ی پاسخ بر این سوال به دست می‌آید این است كه خود طبیعت ساخته‌ی خدا و منشأ‌ اثر بودن آن به اراده او بوده است و همه مطابق حكمت خداوند بجا آفرید شده و مؤثر گشته‌اند و معنا ندارد كه خداوند خود آنچه را كه آفریده و اثر داده را باطل كرده و از بین ببرد.

جواب سوال هم همینجاست ، بله درست است كه "مه و خورشید و فلك در كارند" اما نباید ازین نكته غافل شد كه این عوامل طبیعی خود علل متوسط و به منزله رابطی میان علت اصلی و معلولند، و سبب واقعی، خدایی است كه "مه و خورشید و فلك" را آفریده و منشاه اثرشان ساخته است.

آنچه موجب خطای ما در این میان گشته است، اُنس ما به اثر عوامل طبیعی است، مایی كه بارها و بارها شوری نمك را چشیده‌ایم، پنداشته‌ایم كه نمكین گشتن مذاقمان در واقع ازوست، غافل از آنكه خدا نمك را شور آفرید.

آنچه به یاری این مدعا می آید آنجاست كه هرگاه خدا بخواهد این عوامل میانی اثر خود را باخته و حتی خاصیت ضدش را بر خود گرفته است "قُلْنَا یَا نَارُ كُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ گفتیم: ای آتش ، بر ابراهیم خنک و سلامت باش" (2)

برآیند كلام،  نمایان شدن فرمایش امامان معصوم است كه: نباید بر علل و اسبابی كه می‌شناسیم تكیه كنیم و آنها را علت تام و تمام بدانیم، بلكه باید فراموشمان نشود كه در پشت آن، دست قدرتمندی است كه طبیعت را وسیله نیل ما به خواسته‌ها و تمایلاتمان ساخته است.

آنچه موجب خطای ما در این میان گشته است، اُنس ما به اثر عوامل طبیعی است، مایی كه بارها و بارها شوری نمك را چشیده‌ایم، پنداشته‌ایم كه نمكین گشتن مذاقمان در واقع ازوست، غافل از آنكه خدا نمك را شور آفرید

و باید بدانیم كه: "لا مؤثر فی الوجود الا الله، هیچ موثری جز خدا در وجود نیست" و اول باید ازو خواست آنگاه در عللی كه می شناسیم سراغ لطف و تفضل او و اجابت خواسته‌ی خود باشیم.

نكته درخور توجه این است كه آیا هر آنچه از خدا بخواهیم عطا می‌كند؟ به تعبیری بهتر، چگونه باید از خدا خواست تا حتما اجابت نماید؟

این سوالی است كه در مطلب آینده به آن خواهیم پرداخت.

 

پیوند به:

معصومین چگونه معصوم شده‌اند؟!

فرقی می‌كند كی و كجا دعا كنیم؟!


1- مجلسی،‌ محمد باقر، بحار الانوار جلد90، صفحه 303، و نیز حلی، ابن فحد، عدة الداعی، صفحه 98

2- سوره‌ی انبیا، آیه‌ی 69

 

                                                                                                                     حسین عسگری

                                                                                                                        سایت تبیان

مردی كه باعث‌ تغییر حكم خدا شد!؟

مردی كه باعث‌ تغییر حكم خدا شد!؟

پیر مرد

در صدر اسلام آنگاه كه خداوند روزه را بر مسلمانان واجب نمود، حكم روزه و شرایط آن، چنان بود كه اگر شبِ ماه رمضان مسلمانى را خواب مى‌ربود، خوردن و آشامیدن بر او حرام مى‌شد و نیز در تمام ماه مبارك رمضان آمیزش با همسران در روز و شب تحریم شده بود.

روزی از روزهای ماه رمضان آن دوران، مسلمانی از یاران پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به نام  ابن جبیر كه پیرمرد ناتوانى بود، و تمام روز را روزه داشت، هنگام افطار بعد از یك روز پر مشغله و همراه با كوله‌باری از خستگی به خانه خود برگشت و همچنان كه منتظرِ پهن شدن سفره افطار بود و همسرش رفته بود تا برایش غذا حاضر نماید، خوابش برد. وقتى بیدار شد، مطابق حكم خداوند او دیگر اجازه‌ی خوردن نداشت لذا افطار نكرد و با همان حال به رختخواب رفت و شب را به صبح رساند. 

ایام، ایام جنگ خندق بود و مسلمانان مشغول حفر گودال به دور شهر بودند، مرد داستان ما، صبح در حالى كه روزه‌‌ی دیروزش را به روزه‌ی امروز چسبانده بود براى كندن خندق به دوستان مجاهد خود پیوست. اما در گرماگرم كار سرو قامت این مرد بزرگ از شدت ضعف و گرسنگى، بر زمین افتاد و بیهوش شده.

همه دور مرد جمع شده بودند و همه سخت نگران حالش بودن. اوضاع چنان بود كه پیامبر اكرم وقتی بالاى سرش آمد، دلِ نازك و پر مهر او نیز از دیدن این منظره به درد آمد و تأثّر تمام سینه‌اش را درنوردید.

آنچه بر سر ابن جبیر آمده بود موجب شد تا خداوند احكام روزه را تغییر دهد و فرمان كند كه: أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَ عَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَكُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

همبستری با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد آنها پوشش شمایند و شما پوشش آنهایید خدا می‌دانست که شما به خویشتن خیانت می‌ورزید، پس توبه شما را بپذیرفت و شما را عفو کرد اکنون با آنها همبستر شوید و آنچه را که خدا بر شما مقرر گردانیده است انجام دهید، و بخورید و بیاشامید تا رشته روشن صبحدم در تاریکی شب آشکار شود و روزه را به شب برسانید و چون در مسجد اعتکاف کنید، با زنان همبستر مشوید اینها حدود فرمان خداست، پیشتر نیایید، خدا آیات خود را اینچنین بیان می‌کند، باشد که به پرهیزگاری برسند.

 

و اكنون در كتاب مقدس خداوندگار، قرآن مجید، این آیه، آیه‌ی 187 سوره‌ی بقره می‌باشد.

 


حسین عسگری

لزوم تفكیك علائم‏حتمى ظهور از علائم غیرحتمى

لزوم تفكیك علائم‏حتمى ظهور از علائم غیرحتمى

 

بازشناسى علائم‏حتمى ظهور

... آنچه گذشت:

بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مى‏توان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود:

فِتَن

مَلاحم

علائم‏ ظهور

اشراط الساعة

در میان بیش از 2000 علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقیه علائم غیرحتمى مى‏باشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمى‏گذرد. آنچه مسلم است تعداد پنج نشانه از این نشانه‏ها حتمى مى‏باشند كه عبارتند از:

خروج سفیانى؛

خروج یمانى؛

بانگ آسمانى؛

خسف بیدا؛

قتل نفس ‏زكیه.

در قسمت پیشین، تعریف و مقایسه‌ی 4 گروه علایم تقدیم شد. و  در ادامه  این سری نوشتار  به امر بازشناسی این علایم پنجگانه پرداخته می‌شود.

و اما اكنون و در این قسمت اولین نشانه‌ی ظهور یعنی خروج سفیانی تحلیل می‌گردد.

 

ادامه نوشته

تبدیل وبلاگ به سایت .

دوستان عزیز. بجهت ایجاد یک سایت .از تمام دوستان مشتاق به وبلاگ نویسی و قالب سازی دعوت به عمل می آید که در جهت یاری بنده در جهت بهسازی قالب و تهیه این موارد بنده را یاری سازید.

دعا برای محفوظ ماندن آبرو

دعا برای محفوظ ماندن آبرو

اللهم صل علی محمد وآله و صُن وجهی بالیسار، و لا تَبتَذِل جاهی بالاِقتار؛ (10)

بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان!

 

 

داستان‌ها

1- آبروی مومن

امیرمومنان علیه‌السلام مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از کسی تقاضای کمک نمی کرد، شخصی در آنجا بود به علی علیه‌السلام گفت: «آن مرد که تقاضای کمک نکرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یک وسق برای او کافی بود.» امیرمومنان علی‌علیه‌السلام به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند، من می‌دهم، تو بخل می‌ورزی، اگر من آنچه را که مورد حاجت او است، پس از سوال او به او بدهم، چیزی به او نداده‌ام، بلکه قیمت آبرویی را که به من داده، به او داده‌‌ام. زیرا اگر صبر کنم تا او سوال کند، در حقیقت او را وادار کرده‌ام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاک می‌سایید.» (11)

 

2- نمونه‌ای از شیوه حضرت رضا علیه‌السلام با مردم

یسع بن حمزه می‌گوید: در مجلس حضرت رضا علیه‌السلام بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند و از آن حضرت سوال می‌کردند و از احکام حلال و حرام می‌پرسیدند و امام رضا علیه‌السلام پاسخ آنها را می‌داد، در این میان ناگهان مردم بلند قامت و گندمگونی وارد مجلس شد و سلام کرد و به امام هشتم علیه‌السلام عرض نمود: «من از دوستان شما و دوستان پدر و اجداد پاک شما هستم. در سفر حج، پولم تمام شد و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم. اگر امکان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم. خداوند مرا از نعمت‌هایش برخوردار نموده است، وقتی به وطن رسیدم، آن چه به من داده‌ای معادل آن، از جانب شما صدقه می‌دهم، چون خودم مستحق صدقه نیستم.»

امام رضا علیه‌السلام به او فرمود: «بنشین، خدا به تو لطف کند.» سپس امام علیه‌السلام رو به مردم کرد و به پاسخ سوال‌های آنها پرداخت. سپس مردم همه رفتند و تنها آن مرد مسافر و من و سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت امام ماندیم. امام علیه‌السلام به ما فرمود: «اجازه می‌دهید به خانه اندرون بروم؟» سلیمان عرض کرد: «خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است. » حضرت برخاست و وارد حجره‌ای شد و پس از چند دقیقه بازگشت و از پشت در فرمود: «آن مرد مسافر خراسانی کجاست؟» خراسانی برخاست و گفت: «این جا هستم.» امام علیه‌السلام از بالای در دستش را به سوی مسافر دراز کرد و فرمود: «این مقدار دینار را بگیر و خرجی راه خود را با آن تامین کن و این مبلغ مال خودت باشد. دیگر لازم نیست از ناحیه من، معادل آن را صدقه بدهی، حالا برو که نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینم.»

مسافر خراسانی پول را گرفت و رفت. سلیمان به امام رضا علیه‌السلام عرض کرد: «فدایت گردم که عطا کردی و مهربانی فرمودی، ولی چرا هنگام پول دادن به مسافر، خود را نشان ندادی و پشت در خود را مستور نمودی؟!»

امام رضا علیه‌السلام در پاسخ فرمود: «مَخافةً اَن اَری ذلَ السوالِ فِی وَجهِهِ لِقَضایی حاجتَهُ؛ از آن ترسیدم که چون حاجتش را برآوردم، شرمندگیِ درخواست را در چهره او ببینم.» ¬(12)

 

3- آبروداری و بزرگواری امام حسین علیه‌السلام

مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چاره‌جویی به حضور امام حسین علیه‌السلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی  و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامه‌‌ای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»

او در نامه‌ای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»

امام حسین علیه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا می‌کند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که می‌داند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ می‌کند و حاجتت را روا می‌سازد. (13)

 

4- احترام به حقوق دیگران

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمه‌الله گاهی هنگام تدریس و بحث با شاگردان، عصبانی می‌شد. البته نه آن عصبانیتی که او را در خلاف رضای خدا وارد کند. ولی پس از درس، سخت از آن عصبانیت پشیمان می‌شدند و به دنبال طرف می‌فرستادند و از عذرخواهی می‌کردند و گاهی برای جلب محبت او، کمک‌های مالی نیز می‌نمودند، از این رو در میان شاگردان، این شوخی معروف شده بود که: «عصبانیت آیت الله بروجردی، مایه برکت است.»

گاه به این هم قناعت نمی‌کردند، روز بعد، هنگامی‌که بر منبر تدریس می‌نشستند، در حضور جمع شاگردان، از آن فرد عذرخواهی می‌کردند. به این ترتیب می‌بینیم آن بزرگ مرد تا این اندازه به حقوق دیگران احترام می‌گذاشت و به حفظ آبروی آن‌ها توجه عمیق داشت، او از امام صادق علیه‌السلام آموخته بود که: «المومن اعظمُ حرمةً مِن الکعبة؛ (14) احترام مومن، از احترام کعبه، بالاتر است.» دراین باره به داستان زیر توجه کنید:

«آیت‌الله بروجردی در مسجد عشقعلی در قم كلاس درس "اصول فقه" داشتند. روزی یکی از فضلا به نام «شیخ علی چاپلقی» اشکال کردند، آقا جواب او را دادند، آقای شیخ علی چاپلقی جواب آقا را رد کرد، آقا عصبانی شد به گونه‌ای که آقا شیخ علی متاثر و منقلب شد که می‌خواست گریه کند. آن درس تمام شد. یکی از همراهان آیت‌الله بروجردی (15) می‌گوید: نماز مغرب را خوانده بودم که ناگاه خادم آقای بروجردی رحمه‌الله نزد من آمد و گفت: آقا بین در کتابخانه و اندرونی ایستاده و متاثر است و فرموده‌اند که بروید و به خوانساری بگویید تا بیاید. این جانب با عجله نماز عشاء را خواندم و به محضر آقا رسیدم. تا ایشان مرا دید به من فرمود: «این چه حالتی بود که از من صادر شد؟ یک عالِم ربّانی را رنجاندم، الان باید بروم و دست ایشان را ببوسم و حلالیت بطلبم تا از من بگذرد و بعد بیایم و نماز مغرب و عشا را بخوانم!»

عرض کردم: ایشان در مسجد «شاه زید» امام جماعت است و بعد از نماز مساله می‌گوید. لذا تا دو سه ساعت از شب گذشته به منزل خود نمی‌آید، من به ایشان اطلاع می‌دهم که آقا فردا صبح به منزل شما خواهند آمد.

صبح شد من رفتم حرم و برگشتم، دیدم آقا سوار بر درشکه در کنار منزل ما، منتظر من هستند. در خدمتشان به منزل آقا شیخ علی چاپلقی رفتیم. وقتی که آقای بروجردی رحمه‌الله، آقا شیخ علی را دید، می‌خواست دست او را ببوسد که او نگذاشت. آقا می‌فرمودند: از من بگذرید، از حالت طبیعی خارج شدم و به شما پرخاش کردم و... آقا شیخ علی عرض کرد: شما سرور مسلمین هستید، برخورد شما باعث افتخار من بود و... .

آقا تکرار کردند: از من بگذرید، مرا عفو کنید. همین موضوع باعث شد که آقا شیخ علی، تا آخر عمر، مورد مراحم و عطوفت خاص آیت‌الله بروجردی رحمه‌اله بودند.»‌(16)

 

5- برای آنکه آبرومند است!

از طلبه‌ای نقل شده که گفت: روزی به مغازه سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم حاج‌ میرزا علی قاضی (استاد عرفان علامه طباطبایی و خیلی از بزرگان) خم شده و مشغول جدا کردن کاهو می‌باشد، ولی بر خلاف معمول کاهوهای پلاسیده و خشن را بر می‌دارد. بعد از خرید، به دنبال او رفتم و علت این کار غیر عادی را سوال نمودم، مرحوم قاضی رحمه‌الله فرمودند: «آقا جان من! این مرد فروشنده انسان شریف و محتاجی است و من چون نمی‌خواهم چیزی بلا عوض به او بدهم تا عزت و شرف او پایمال شود و نیز برای این که به کمک بلا عوض عادت نکند از این کاهوهایی که خریداری ندارد و در نهایت برای فروشنده ضرر است برمی‌دارم تا هم از ضرر او جلوگیری کرده و هم بدین وسیله کمکی به وی نموده باشم. در ضمن برای ما هم فرقی ندارد که کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا کاهوی پلاسیده و کلفت. (17)

سوتی بوش در تبریک عید فطر

سوتی بوش در تبریک عید فطر

 

بوش

جورج بوش در جریان اعلام پیام تبریكش به مناسبت عید سعید فطر، گاف جدیدی داد و به جای تبریك عید فطر آغاز سال جدید هجری قمری را تبریك گفت.

 

 به گزارش باشگاه خبرنگاران روزنامه دارالخلیج چاپ امارات گزارش داد، جورج بوش رییس جمهور آمریكا، در پیام تبریكش به مسلمانان به مناسبت عید فطر، آغاز سال جدید هجری قمری را به مسلمانان تبریك گفت و به این ترتیب یك گاف جدید به دیگر گاف‌های قبلی‌اش افزود.

 این در حالیست كه كاخ سفید از هر گونه پاسخ به سوال خبرنگار این روزنامه در این زمینه امتناع ورزید و مسوولان كاخ سفید تنها اعلام كردند كه این اشتباه فوراً در پیام الكترونیكی كاخ سفید تصحیح شده است.

كارتونهای ایرانی مایه نگرانی ارتش آمریکا

كارتونهای ایرانی مایه نگرانی ارتش آمریکا

کارتون ایرانی

 

واحد 136 ارتش آمریكا كه اقدامات تبلیغی و اطلاع رسانی نیروهای مارین و تفنگداران دریایی آمریكا را برعهده دارد، نسبت به پخش  كارتون‌های ایرانی در عراق ابراز نگرانی كرده است.

 

به گزارش خبرنگار «جهان» از عراق، ستاد فرماندهی ارتش آمریكا در عراق، پخش كارتون‌های ایرانی از تلویزیون‌های عراق را بسیار خطرناك دانست و خواستار توقف پخش این كارتون‌ها شد.

  آنها معتقدند كه پخش این كارتون‌ها ، فرهنگ و اندیشه‌های ایرانی را كه در تضاد كامل با سیاست‌های آمریكاست به نسل كودك و نوجوان عراق منتقل می‌كند.

 

 اخیرا پخش كارتون های ایرانی ماند داستان‌های كهن و نیز انیمیشن‌هایی با محوریت زندگی و روایاتی از ائمه (ع) با استقبال مردم و نوجوانان عراقی روبرو شده است.

 ارتش آمریكا معتقد است این برنامه‌ها به گونه ای ترجمه می شوند كه اهداف فرهنگی را در لابه های سیاسی به عراق‌ها تحمیل می‌كند.

حكومت جهانی امام عصر و نظریه‌ی جهانی شدن در عصر ما

حكومت جهانی امام عصر و نظریه‌ی جهانی شدن در عصر ما

 

گفتار آخر : ویژه‌گی‌های آرمانی دولت جهانی حضرت ولی‌عصر عجل الله فرجه

استنتاج

در پنج گفتار گذشته كه تحت عنوان "حكومت جهانی امام عصر و نظریه‌ی جهانی شدن در عصر ما" تقدیم حضورتان گردید، مفهوم جهانى‏شدن یا جهانى‏سازى و برداشتهاى مختلف از آن تبیین گردید.

 

بیان شد كه یكى از اصلى‏ترین آموزه‏هاى این پدیده، در حال حاضر جهانى‏سازى غربى یا آمریكایى است. سپس با تشریح پیامدهاى كلیت راهبرد مزبور، و ضمن عدم نفى پیامدهاى مثبت آن، تبعات منفى و ویرانگر جهانى‏سازى غربى نیز بیان شد. روشن گردید در بطن این آموزه چه در حوزه نظرى و چه در حوزه عملى، سلطه گرى، هژمونى‏طلبى، استكبارورزى، استثمار و امپریالیسم نهفته است و این گونه جهانى‏سازى به دلیل ماهیت تعرضى و استكبارى و انحصارطلبانه خویش؛ فرایندى مادى، یك‏سویه، مصنوعى و غیرجهان‏شمول و سكولار است كه هدفى جز یكپارچه سازى جهانى و ادغام آن در بازار مشترك جهانى به رهبرى دنیاى سرمایه‏دارى و سردمدارى آمریكا را دنبال نمى‏كند.

بازار سودگرایانه و سود محورانه مادى كه همه مؤلّفه‏هاى حیات اجتماعى از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ را به زبان منفعت‏طلبى و استكبارورزى و سلطه بى‏چون و چراى تمدن غرب و استیلاى بیشتر آن‏ها علیه سایر كشورها و فرهنگ‏ها را ترجمه مى‏كند و مدعى جامعه جهانى تك‏قطبى سرمایه سالارانه و میلیتاریستى است.

و مى‏توان آن را یك پروژه تحمیلى و یك طرح مهندسى اجتماعى در سطح كلان سیستمى دانست كه تلاش مى‏نماید ایدئولوژى‏هاى غربى را با تكیه بر بنیادهاى نئولیبرالیستى و سرمایه‏دارى به كل جامعه بشرى تحمیل كند و از این طریق در صدد فراگیركردن شیوه زندگى آمریكایى و غربى‏كردن انسان‏ها و ترویج فرهنگ مصرف و اصالت سود و سرمایه است. و نابودى سنن و فرهنگ‏هاى محلى، و امحاء ادیان رقیب، نابودى محیط زیست و وابستگى مستمر كشورهاى ضعیف به كشورهاى غربى را دنبال مى‏كند و به دروغ سعى دارد نظام فكرى و اجرایى لیبرال دموكراسى را به عنوان الگوى تكاملى مشترك براى كل جوامع انسانى معرفى و دیكته كند. در حالى كه در عمل ناكارآمدى این ایده چه در سپهر اندیشه و چه در حوزه عمل و اجرا ثابت شده و بحرانهاى فعلى گریبان‏گیر رژیم‏هاى غربى، مؤید این مدعا است.

از سویى در این مقاله، به جهان‏شمولى تعالیم عالیه اسلام و سزاوارى آموزه جهانى‏سازى مهدوى براى ارائه الگویى جهان‏شمول، فراگیر، امیدزا و تحرك‏آفرین جهت تكامل جامعه بشرى و نجات آن از ورطه‏ها و حرمان‏ها و تنگناهاى موجود، به گونه‏اى مستدل اشاره گردید. به اذعان مستدلات پژوهش، آموزه جهانى‏سازى مهدوى مى‏تواند ترجمان بخش مثبت فرایند جهانى‏شدن فعلى باشد.

یعنى با استفاده از عرصه‏هاى مختلف فن‏آورى و سایر مواهب خداداد در عصر ظهور، مانند پلى تمام دنیا و شهروندان آن را متحد كرده و محرومیت‏هاى علمى، اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى را از بین ببرد. هنجارهاى پسندیده دینى، اخلاقى و انسانى را بر جهان حكم‏فرما كند و نوعى وحدت بهینه، مثبت و متكامل را میان بشریت ایجاد نماید. دولت جهانى مهدوى با زعامت آخرین معصوم الهى، مى‏تواند خاتمیت دین و رسالت جهان‏شمول نبوى را تكمیل و معنا بخشد.

مردم دنیا را هم پیكر نموده تا همانند یك اندام‏واره و با تبعیت از تعالیم عالیه و نوسازى شده اسلامى، در فكر صلاح و اصلاح یكدیگر برآمده و در سنگرى واحد علیه تمام عوامل مخل تكامل بشرى و پلشتى‏هاى گیتى مبارزه نمایند و با رخت بربستن هوا و هوس‏هاى شیطانى به عبودیت و خلوص در پرستش الهى واصل گردند. بدیهى است این امر تنها در پرتو حكومت جهانى مهدوى و تشخیص ویژه آن به شاخصه‏هایى از جمله موارد زیر میسر است.

 

    1 - حاكمیت جهان‏ شمول اسلام و برچیدگى شرك و اختلافات بشرى.

    2 - حاكمیت مطلق عدالت و دادورزى.

    3 - برقرارى امنیت و آرامش همه جانبه.

    4 - رفاه و رشد پایدار اقتصادى، استغناى عمومى و رفع فقر.

    5 - رشد و ترقى علوم و فنون و شكوفایى و كمال عقلانیّت بشرى.

    6 - تكیه بر استدلال و اقناع و كسب مقبولیت و رضایت عمومى.

    7 - گفتمان واقعى و احتجاج با سایر ادیان.

    8 - حفظ و ارتقاء كرامت انسانى و حقوق بشردوستانه.

    9 - نفى قومیت‏مدارى و نژادپرستى.

    10 - حكومت شبه فدرالى و احترام به سایر ملل.

    11 - نوسازى و احیاء دینى بر مبناى مقتضیات جدید.

    12 - تحول شگرف در حوزه‏ها و فضاهاى ارتباطى و رسانه‏اى.

    13 - رعایت آرمانى حقوق محیط زیست و جانداران.

 

واضح است دولت جهانى مهدوى با این ویژگى‏هاى آرمانى خواهد توانست طرح آرمانى جهانى‏سازى دولت كریمه اهل‏بیت و حیات طیبه موعود قرآن را در فراخناى گیتى محقق نماید.

 

پیوند به :

   حكومت جهانی امام عصر و نظریه‌ی جهانی شدن در عصر ما:

        گفتار اول: مفهوم جهانى‏شدن و برداشتهاى مختلف از آن

        گفتار دوم: جهان‏گرایى و جهان ‏شمولى اسلام

        گفتار سوم: جهانى‏سازى مهدوى و شاخصه‏هاى آن قسمت اول

لزوم تفكیك علائم‏حتمى ظهور از علائم غیرحتمى

لزوم تفكیك علائم‏حتمى ظهور از علائم غیرحتمى

 

امام زمان

 

بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مى‏توان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود:

فِتَن

مَلاحم

علائم‏ ظهور

اشراط الساعة

 

واژگان

1 - فتنه از ریشه فتن در لغت به معناى امتحان و آزمایش است. خلیل پیشتاز لغویان گوید:

اَلفتن اِحراقُ الشَّئ بالنّار؛ فتن به معناى سوزاندن چیزى با آتش است.(1)

آن‏گاه با آیه شریفه براى گفتار خود گواهى مى‏آورد: «یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُونَ»؛ روزى كه آنها در آتش گداختـــه مى‏شوند.(2)

ابن فارس كارشناس ریشه‏یابى لغات مى‏گوید: اَصلٌ صحیحٌ یدُلُّ على ‏ابْتلاءٍ و اخْتبار؛ فتن یك واژه صحیحى است كه بر امتحان و آزمایش دلالت مى‏كند.(3)

 

ادامه نوشته

احادیث نبوى درباره على علیه السلام

احادیث نبوى درباره على علیه السلام

حضرت علی علیه السلام

انت اخى و وزیرى و وارثى و خلیفتى من بعدى. كفایة الطالب ص 205 (حدیث نبوى)

1ـ حدیث غدیر: علماء و مفسرین از عامه و خاصه نوشته‏اند كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدیر خم توقف نموده و پس از ایراد خطبه به مردم فرمود آیا من نسبت به شما اولى به تصرف نیستم؟ عرض كردند چرا؟ فرمود: من كنت مولاه فهذا على مولاه؛ هر كس كه من مولا و صاحب اختیار او هستم این على مولاى او خواهد بود و بدین ترتیب او را به ولایت و پیشوائى مردم منصوب گردانید. (1) 

برای دیدن ادامه مطالب روی لینک زیر کلیک کنید . 

ادامه نوشته

عید سعید فطر مبارک

رسانه دینی، رسانه غیر دینی

رسانه دینی، رسانه غیر دینی

 

رسانه

تمامی رسانه های موجود در یک جامعه اسلامی ، رسانه دینی نیستند. رسانه دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه اسلامی و عمل به کارکردهای تعریف شده برای تمامی رسانه ها ، خود را در مقابل خداوند مسوول و رساندن پیامهای او را وظیفه اصلی خود می داند.

 

باید میان رسانه دینی و رسانه ای که در جامعه اسلامی حضور دارد ، تفکیک قائل شد. رسانه ای که هنجارها ، قوانین و مناسبت های یک جامعه اسلامی را رعایت می کند ، رسانه ای مجاز برای این جامعه شناخته می شود هرچند اسلامی و دینی نباشد. ضمن این که هیچ دلیلی وجود ندارد که تمام رسانه های یک جامعه اسلامی ، رسانه های دینی و اسلامی نیز باشند.

به طور مثال ، یک نشریه طراحی دکوراسیون داخلی را نمی توان نشریه دینی خواند ، هرچند این نشریه موظف است به دلیل انتشار در جامعه اسلامی فرهنگ دینی را نیز رعایت کند یا یک نشریه آشپزی را نمی توان دینی به حساب آورد ، هرچند این نشریه نیز ، به دلیل انتشار در یک جامعه اسلامی نباید گوشت خوک را تبلیغ کند.

رسانه های اسلامی ، علاوه بر کارکردهای عمومی که تمامی رسانه ها دارند ، از کارکردهای ویژه ای نیز برخوردارند. در جامعه اسلامی ، رسانه می تواند بهترین ابزار برای امر به معروف و نهی از منکر باشد. با استفاده از قابلیت های خود می تواند معروف را بسازد، به تصویر بکشد، معروف کند و حتی امر به آن را نیز انجام دهد. یعنی هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنین نقش اعمال کنترل غیررسمی را در کنار هم ایفا کند.

 با این نگاه ، فعالیت در رسانه جامعه اسلامی واجب کفایی محسوب می شود.

 

رسانه دینی رسانه ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می داند، نه در مقابل آگهی دهندگان ، مشتریان یا دولت.چنین رسانه ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی کند.

 

رسانه اسلامی در آگاهی بخشی و علم آموزی باید تمامی ضوابط دینی و اخلاقی بین معلم و متعلم را رعایت کند. به این ترتیب ، در چنین رسانه ای باید علاوه بر برخورداری از آموزش برخی مسائل ، به مواردی که در جامعه اسلامی به آموزش آنها تاکید شده است ، مانند دانستن احکام شرعی مورد نیاز نیز بیش از پیش پرداخته شود.

با توجه به مباحث ارائه شده ، می توان گفت رسانه های اسلامی در مقایسه با دیگر رسانه ها، کارکردهای مشابه با مبنایی متفاوت دارند. به این معنا که در رسانه های اسلامی مبنای تمامی کارکردها دینی است.

اگر دین را به معنای راه و رسم زندگی بدانیم ، هیچ امری خارج از دین معنا ندارد ، در این معنای اعم ، اگر علوم اسلامی را به معنای تمامی علوم موردنیاز جامعه اسلامی بدانیم ، آن گاه نشریه طراحی داخلی ، استخوان شناسی ، گل و گیاه و غیره را نیز می توانیم در معنای عام علوم دینی جای دهیم و بگوییم که در یک کشور اسلامی ، تمام اهداف و برنامه ها باید حول محور دین ، به معنای عام آن ، شکل بگیرد. از طرفی ، دین معنای خاصی نیز دارد. مانند مناسک ، احکام ، معارف و اخلاق دینی ، در این بخش هم رسانه می تواند با تحقیقات ، اولویت بندی ها و سیاست گذاری های مناسب ، پاسخگوی نیازها و سلایق مختلف مخاطبان خود باشد. مثلا اگر در جامعه ای تقاضای آشنایی عمیق تر با معارف دینی وجود داشته باشد ، رسانه هم باید به آن بپردازد، چه در قالب یک شبکه اختصاصی دینی ، چه در قالب برنامه های متفاوت در شبکه های عمومی.

تفاوت اصلی رسانه دینی با دیگر رسانه ها، در این است که رسانه دینی در اساس ، با هدفگذاری و هنجاری های حاکم بر رسانه تعریف می شود. رسانه دینی رسانه ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می داند، نه در مقابل آگهی دهندگان ، مشتریان یا دولت.

چنین رسانه ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی کند. در فرهنگ دینی همان طور که کار تجاری در مسجد معنا ندارد ، رسانه را هم نمی توان به حوزه رقابت های تجاری وارد کرد. رسانه دینی باید با وقف و حمایت های مالی مومنان اداره شود.شکل دادن به روابط میان مومنان وظیفه اصلی رسانه دینی است و مطمئنا عمده مخاطبان یک رسانه دینی ، مومنان به آن دین هستند و کارکردهای این رسانه هم باید در راستای نیازهای این افراد شکل بگیرد.

وظیفه رسانه دینی ، دیندار کردن افراد بی دین نیست ؛ بلکه وظیفه اصلی اش تامین برنامه های آموزشی ، تفریحی ، اطلاع رسانی و بسیج اجتماعی برای مومنان است.

رسانه دینی وظیفه ترویج دین و استحکام و تثبیت عقیده مومنان را به عهده دارد و مطالعات نشان داده رسانه هایی که برای تبلیغ به میدان رسانه ای وارد شده اند ، ضریب موفقیت پایینی داشته اند زیرا مخاطبان معمولا آن چیزی را انتخاب می کنند که دوست دارند. دعوت و تبلیغی که به تغییر دین بینجامد کار مبلغان رودررویی است که وارد زندگی افراد می شود نه رسانه ها.توانایی مدیریت ، شناخت رسانه و اقتضاهای آن و همچنین شناخت کافی از دین ، سه عنصر لازم برای مدیریت درست و موفق یک رسانه دینی است.

رسانه های دینی مانند رادیو معارف ، نشریات مختلف مذهبی و غیره درکشور وجود دارد. هر چند در این میان شبکه قرآن سیما نتوانسته است به دلایل مختلف به شبکه ای مطلوب ، در حوزه رسانه های تصویری تبدیل شود اما به طور کلی می توان گفت رادیو و تلویزیون کشور ما به دلیل التزام به اصول شرعی و هدفگذاری های مبتنی بر عقاید دینی پاکترین ، دینی ترین و سالمترین رسانه های عمومی جهان است ؛ هر چند تا رسیدن به شبکه های دینی مطلوب فاصله قابل توجهی دارد.

دکتر حسام الدین آشنا

منبع: جام جم

نكاتى درباره عيد فطر

نكاتى درباره عيد فطر

ماه رمضان

امير المؤمنين علیه السلام در خطبه عيد فطر مى‏فرمايد:

«ألا و إن المضمار اليوم و السباق غدا ألا و إن السبقة الجنة و الغاية النار». (1)

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است:

«مر الحسن علیه السلام فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: إن الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته إلى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و أيم الله لو كشف الغطاء لعلموا أن المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول بإساءته. ثم مضى‏». (2)

در اين حديث، امام حسن علیه السلام انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده‏اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن مى‏دانند.

 

لذا حضرت على علیه السلام در ويژگى‏هاى عيد فطر مى‏فرمايند:

1- روزى كه نيكوكاران ثواب مى‏برند.

    «هذا يوم يثاب فيه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زيان مى‏بينند.

    «و خسر فيه المبطلون‏»

3- شبيه‏ترين روز به روز قيامت است.

    «أشبه بيوم قيامكم‏».

چون در قيامت عده‏اى كه زيان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى‏گردند و عده‏اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

    «فاذكروا بخروجكم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج مى‏شويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت.

    «من الأجداث إلى ربكم‏»

وقتى در جايگاه نماز خود مى‏ايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ايستيد و از شما حسابرسى مى‏كنند.

    «و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏خواهيد رفت.

    «و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

    «أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏».

 

پی نوشت ها:

1) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.

سیره تربیتى امام سجاد علیه السلام در عید فطر

سیره تربیتى امام سجاد علیه السلام در عید فطر

عید فطر

با مرورى كوتاه به سیره تربیتى ائمه اطهار علیهم السلام درمى‏یابیم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان یك دانشگاه تربیتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّى و معنوى به آنان عطا مى‏كردند و به این ترتیب این ماه را به یك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافته‏گان این مكتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگى افراد، عطایائى در نظر گرفته و آنان را تشویق مى‏كردند. در اینجا گوشه‏اى از سیره تربیتى و آموزنده امام سجاد علیه السلام را به روایت سید بن طاووس مى‏خوانیم:

امام صادق علیه السلام فرمود: شیوه حضرت على بن الحسین علیهماالسلام در ماه رمضان چنان بود كه هرگاه غلامان یا كنیزان آن حضرت خطائى را مرتكب مى‏شدند آنان را تنبیه نمى‏كرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مى‏نمود. در آخر ماه همه غلامان و كنیزان را جمع كرده و در میان آنان مى‏ایستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برایشان گوشزد مى‏كرد و به تك تك آنان مى‏فرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبیه نكردم! آیا به یاد مى‏آورى؟ مى‏گفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذكر مى‏شد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مى‏كردند. آنگاه به آنان مى‏فرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا یا على بن الحسین! انّ ربّك قد احصى علیك كلّما عملت كما احصیت علینا كلّما قد عملنا و لدیه كتابٌ ینطق علیك بالحقّ لا یغادر صغیرةً ولا كبیرةٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد كلما عملت لدیه حاضراً... ؛ با صداى بلند بگوئید: اى على بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنان كه تو اعمال ما را نوشته‏اى. نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مى‏گوید و هیچ عمل ریز و درشتى را فروگزارى نمى‏كند و هرچه انجام داده‏اى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام داده‏اى نزد او حاضر و آماده خواهى یافت، چنان كه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنان كه دوست دارى خدا تو را ببخشد.

اى على بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قیامت در پیشگاه خداى حكیم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكیمى كه ذرّه‏اى و كمتر از ذرّه‏اى به كسى ظلم و ستم روا نمى‏دارد و اعمال بندگان را همچنان كه انجام داده‏اند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...

ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو كرده و درگذرد چنان كه خودش در قرآن مى‏فرماید: «ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر الله لكم والله غفورٌ رحیمٌ(1) ؛ باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

عید فطر

امام سجاد علیه السلام این كلمات را براى خویش و غلامان و كنیزانش تلقین مى‏كرد و آنان با هم تكرار مى‏كردند و خود امام كه در میان آنان ایستاده بود و مى‏گریست و با لحنى ملتمسانه مى‏گفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولى بذلك منّا و من المأمورین ... ؛ پروردگارا، تو به ما فرمودى از ستمكاران خویش درگذریم و ما به راستى بر خود ستم كرده‏ایم. همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه ستم كرده‏اند درگذشتیم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برترى. تو به ما فرمودى سائلى را از درگاه خود محروم نكنیم و هم اكنون ما سائلان و گدایان در آستانه در خانه‏ات زانو زده و احسان و عطاى تو را مى‏طلبیم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در این كار شایسته‏تر از ما و از مأموران هستى. خدایا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اى صاحب احسان و كرامت.

پس از این برنامه عرفانى حضرت سجاد علیه السلام خطاب به غلامان و كنیزان خویش مى‏فرمود: من شما را عفو كردم، آیا شما هم من و بدرفتاری هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومایه‏اى براى فرمانرواى بخشاینده عادل و نیكوكار بودم، بخشیدید؟! همگى یكصدا مى‏گفتند: با این كه ما از تو جز خوبى ندیده‏ایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان مى‏فرمود:

بگوئید خداوندا! از على بن الحسین درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مى‏كردند و امام سجاد علیه السلام هم آمین مى‏گفت. و در پایان مى فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به امید این كه خدا نیز از من درگذرد و آزادم كند.

در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا مى‏بخشید كه از دیگران بى‏نیاز مى‏شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد مى‏كرد و مى‏گفت: «انّ الله تعالى فى كلّ لیلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى‏كند كه همگى مستحق عذاب بوده‏اند آن حضرت هیچ بنده‏اى را بیش از یك سال به بندگى نمى‏گرفت. هرگاه كسى را در اول سال و یا در وسط آن مالك مى‏شد در شب عید فطر آزاد مى‏كرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را كه هیچگونه نیازى به آنان نداشت مى‏خرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایاى قابل توجهى را به آنان عطاء مى‏كرد.(2)

با توجّه به این روایت نسبتاً طولانى در مى‏یابیم كه رهبران الهى و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسانهاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادى جسم آنان مى‏كوشیدند بلكه افكار و اندیشه‏هاى آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مى‏ساختند و بدین گونه بود كه تربیت یافتگان مكتب اهل بیت علیهم السلام از پستى ذلّت به اوج عزت مى‏رسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مى‏گشتند. كه فهرست مفصلى از اینان را مى‏توان در كتابهاى رجالى، تاریخى و سیره مطالعه نمود.

 

پی نوشت ها:

1- سوره نور، آیه 22.

2- اقبال الاعمال، ص 260.

 

منبع:

مجله پاسدار اسلام، شماره 275 ، حجة‏الاسلام عبدالكریم پاك‏نیا .

 

تولد حضرت ابراهيم خليل الله

تولد حضرت ابراهيم خليل الله
درباره تولد حضرت ابراهيم(ع) چند راويت نقل گرديد. بنا به روايت اول، كه آن را در رويداد 25 ذي قعده بيان كرديم، آن حضرت در 25 ذي قعده ديده به جهان گشود.(1) اما بنا به روايتي كه سيد بن طاووس به نقل از شيخ صدوق و شيخ طوسي از امام موسي كاظم(ع)، در الاقبال آورده است، حضرت ابراهيم(ع) در نخستين روز ذي حجّه ديده به جهان گشوده و در همين روز، خداوند سبحان وي را به دوستي[خليل]خويش برگزيد.(2) در تأييد همين قول، در روايتي آمد كه ابراهيم خليل الرحمن(ع) در نخستين روز ذي حجه ديده به جهان گشود، پس هر كس اين روز را روزه بگيرد ، كفاره شصت سال او خواهد شد.(3) شايان ذكر است، كه حضرت ابراهيم(ع) پدر ارجمند حضرت اسماعيل(ع)وحضرت اسحاق(ع) مي باشد بر اين اساس تمامي اديان توحيدي معروف [اسلام، مسيحيت ، يهود، صابئين]و مذاهب مختلفه آن ها، به آن پيامبر عظيم و خليل الهي منتهي مي گردد. 1- ثواب الأعمال [شيخ صدوق] ، ص104 2- الاقبال بالاعمال الحسنة[سيد بن طاووس]، ج2 ،ص36 ؛ بحارالانوار[علامه مجلسي]، ج 21، ص31 3- من لا يحضره الفقيه [شيخ صدوق]، ج2 ، ص 87

به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)

به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)
ابن كثير در رواياتي از حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، نقل كرد كه حضرت عيسي بن مريم(ع)، پس از چهل سال زندگي در ميان مردم، در شب 22 رمضان، به آسمان عروج كرد.(1) ولي برخي ديگر از مورخان، عروج حضرت عيسي(ع) را در شب 21 رمضان مي دانند.(2) 1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 113 2- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 44؛ مسارالشيعه (شيخ مفيد)، ص 9

آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)

 
آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)
سال 40 هجري قمري: آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع). پس از شهادت اميرمؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و دفن بدن مطهر وي در شب بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم قمري، در روز آن، مردم كوفه و شيعيان داغدار و ماتم زده اين شهر در بيرون خانه آن حضرت و در مسجد اعظم كوفه به عزاداري و سوگواري پرداخته و بي صبرانه منتظر ورود فرزندان گرامي آن حضرت به مسجد كوفه و تعيين خليفه مسلمانان بودند. ساعاتي از روز نگذشته بود كه فرزندان امام علي(ع)، از جمله امام حسن مجتبي(ع)، امام حسين(ع)، محمد حنفيه و اصحاب و ياران خاص اميرمؤمنان(ع) از خانه اش بيرون آمده و به سوي مسجد حركت كردند و مردم با ديدن آن ها، با ذكر صلوات و تكبير به استقبالشان شتافتند. پس از ورودشان به مسجد، امام حسن مجتبي(ع) به عنوان وصي و جانشين پدرش حضرت علي(ع) بر فراز منبر رفت و خطبه غرّايي ايراد كرد. آن حضرت در فرازي از خطبه اش فرمود: در شب گذشته مردي رخت از جهان بست كه هيچ يك از پيشينيان در انجام وظيفه، بر او پيش دستي نگرفتند و آيندگان هم نتوانند پا به پاي او به كارهاي خويش بپردازند. او در ركاب پيامبرخدا(ص) پيكار مي كرد و در پاسداري از او، از خودگذشتگي نشان مي داد و رسول خدا(ص) وي را پرچم دار خود قرار مي داد و جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از جانب چپ از او نگهباني مي كردند و او از ميدان نبرد باز نمي گشت تا خداي متعال به كمك او لشكر اسلام را پيروز مي ساخت. علي(ع) در شبي از دنيا رفت كه در آن شب عيسي(ع) به آسمان صعود كرد و يوشع بن نون، وصي موسي(ع) درگذشت. وي در حالي جهان را وداع گفت كه براي خويش سيم و زري باقي نگذاشت و تنها هفتصد درهم از عطايايش مانده است كه مي خواست خدمت گذاري براي كسان خود فراهم كند. در اين هنگام، گريه گلوگير امام حسن(ع) شد و شروع كرد به گريستن و مردم نيز با او همآوا شده و مسجد اعظم كوفه، يك پارچه گريه و ناله شد. آن حضرت سپس خطبه اش را ادامه داد و درباره خودش نيز مطالبي فرمود و در پايان با اين جملات، سخنراني اش را به پايان رسانيد: أنا من اهل بيت فرض الله مودّتهم في كتابه، فقال تعالي: "قُلْ لا أسئَلُكُمْ عَلَيْهِ أجْراً اِلاّ الْمَوَدَّهَ فِي الْقُرْبي و مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً"،(1) فالحسنه مودّتنا اهل البيت(ع). آن گاه عبدالله بن عباس برخاست و در كنار آن حضرت ايستاد و گفت: معاشر الناس! هذا ابن نبيّكم و وصيّ امامكم فبايعوه؛ اي مردم! اين بزرگ مرد، فرزند پيامبرتان و جانشين امامتان است. پس با او بيعت كنيد. مردم كه از اين سخن به وجد آمده بودند، گفتند: ما أحبّه الينا و أوجب حقّه علينا؛ چقدر او براي ما دوست داشتني تر و حقش بر ما واجب تر است. سپس با كمال رغبت و اشتياق با آن حضرت بيعت كردند و او را به عنوان خليفه و جانشين پدرش امام علي(ع) پذيرفته و پيروي اش را بر عهده گرفتند.(2) گفتني است، امام حسن مجتبي(ع) پنجمين خليفه مسلمانان بود، كه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) به اين مقام نايل شد. از ميان پنج خليفه نخستين ]ابوبكر، عمر، عثمان، امام علي(ع) و امام حسن(ع)[ تنها دو خليفه آخر، يعني امام علي(ع) و امام حسن مجتبي(ع) به صورت آزاد و مستقيم از ميان مردم انتخاب شدند ولي سه خليفه ديگر، نه با رأي آزاد و دموكراتيك مردم، بلكه هر كدام به نحوي از مردم بيعت گرفته و بر اوضاع مسلط شدند. به هر روي، بنا به گفته شيخ مفيد(ره) بيعت با امام حسن مجتبي(ع)، در روز جمعه، بيست و يكم ماه رمضان، سال 40 هجري قمري واقع گرديد و از آن پس، آن حضرت عاملان و استانداران خود را معرفي و حكومت را به طور رسمي بر عهده گرفت.(3) ولي برخي از علماي اهل سنت، بيعت با آن حضرت را، روز بيست و سوم ماه رمضان دانسته اند.(4) 1- سوره شوراء (42)، آيه 23 2- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 347؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 224؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الوري)، ص 300 3- الارشاد، ص 349 4- التنبيه و الاشراف (مسعودي)، ص 260