فوت فرزند دلبند پيامبر ( ص )
|
در سالهای گذشته پيامبر اسلام (ص ) با مرگ سه فرزند خود به نامهای قاسم و |
|
در سالهای گذشته پيامبر اسلام (ص ) با مرگ سه فرزند خود به نامهای قاسم و |
آشنایی با علوم خطرناك!

روزی مردى به حضور امام سجاد (كه سلام خدا برو باد) آمده و از امام چندتا سئوال كرد و از آن حضرت پاسخ سئوالهایش را گرفت.
وقتی مرد جوابش را گرفت، از پیش امام مرخص شد، ولی چند قدمی بیش نرفته بود كه دوباره نزد امام بازگشت و سئوال دیگرى را مطرح نمود، و گویا تصمیم داشت همچنان به سئوالات خود ادامه دهد.
امام سجاد(ع) براى آنكه به او بفهماند، دانستن براى عمل كردن است، نه انباشتن، رو به او كرد و فرمود: در كتاب مقدس "انجیل" نوشته شده است : مادام كه به آنچه میدانید، عمل نكردهاید، از آنچه نمى توانید نپرسید[ و به دنبال افزایش علم خود نباشید]، زیرا اگر به اندوختههاى علمی، عمل نگردد، حاصلی جز كفر و ناسپاسی برای صاحبش نداشته و موجب دورى او، از خداوند مىگردد.
از من بگوى عالم تفسیر گوى را گر در عمل نكوشى، نادان مفسرى
علم، آدمیت است و جوانمردى و شرف و رنـه ددى بـه صـورت انـســان مـصــورى
بار درخت علم نباشد بجـز عمـل با علم اگر عمل نكنى، شاخِ بىبرى1
علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن القاسم بن محمد ، عن المنقری ، عن علی بن هاشم بن البرید ، عن أبیه قال : جاء رجل إلى علی بن الحسین علیه السلام فسأله عن مسائل فأجاب ثم عاد لیسأل عن مثلها فقال علی بن الحسین علیه السلام : مكتوب فی الإنجیل لا تطلبوا علم ما لا تعلمون ولما تعملوا بما علمتم ، فإن العلم إذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه إلا كفرا ولم یزدد من الله إلا بعدا.2
___________________________
1- سعدی
2- كافی - شیخ كلینی - ج 1 - ص 44 - 45
دشمنان جبرئیل چه كسانی هستند؟

در سوره بقره آیه 97 میخوانیم:
قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ
به آنان که با جبریل دشمنی می ورزند ، بگو : اوست که این آیات را به فرمان خدا بر دل تو نازل کرده است تا کتابهای دیگر آسمانی را تصدیق کند و برای مؤمنان رهنمون و بشارت باشد
دشمنان جبرئیل چه كسانی هستند؟
مى گویند روزى ابن صوریا (یكى از بزرگان یهود) و عدهاى از یهودیان منطقهی فدك نزد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله آمدند و از وى سوالاتى كردند و نشانههایى پرسیدند كه گواه نبوت و رسالت او بود، و پس از پاسخ هر یك ، صحت جواب را تصدیق كردند.
آخرین سوالشان این بود كه: فرشتهاى كه وحى براى تو مى آورد، چه نام دارد؟
ابن صوریا اضافه كرد، اگر این را هم درست پاسخ دهى به تو ایمان مىآورم!
رسول اكرم صلى الله علیه و آله در پاسخ فرمود: نام او جبرییل است !
ابن صوریا تا این جواب را نیز صحیح یافت، گفت: جبرییل دشمن ما است،او همیشه دستور جهاد و سختى و مشكلات مى آورد، ولى میكاییل همیشه دستور آسان مى آورد. اگر فرشته وحى میكاییل بود، ما به تو ایمان مى آوردیم .
و اینگونه از حرف خود برگشتند و از پذیرش رسول الله و دین اسلام با آنكه مطابق آنچه پیامبر و كتاب آسمانیشان بود، سر باز زدند.
ر.ك داستانهایى از شان نزول قرآن - على نورالدینى
حتی نمكت را هم از من بخواه

مطابق آنچه از آموزههای دین اسلام، و روایات امامان معصوم -كه درود و سلام خداوند بر آنان باد- بدست میآید، باید تمام حاجات و نیازهای خود را از خداوند خواست چنان كه خداوند به حضرت موسی میفرماید "یَا مُوسی سَلنِی كُلَّما تَحتَاجُ اِلَیهِ حَتَی عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلحَ عَجِینِك" (1) ای موسی هرچه نیاز داری از من بخواه حتی علف گوسفندت و نمك غذایت را.
اینجا پرسشی در ذهن نقش میبندد كه، پس اگر در تمام خواستههای خود دست به دعا شویم جایگاه عوامل و سببهای طبیعی كه همگی تأثیر آن را در تمام زندگی خود دیدهایم، چه میشود؟ به بیانی دیگر، آیا "در خواست" از خداوند اثر "مه و خورشید و فلك" را از بین میبرد؟
آیا باید تأثیر دارو را در بهبود بیماری نادیده گرفت و برای شفای آن صرفاً دست به دعا شد؟
ابتدا به طبیعت و علل طبیعی نگاهی میاندازیم ؛ آنچه در نگاه اول البته از دریچهی پاسخ بر این سوال به دست میآید این است كه خود طبیعت ساختهی خدا و منشأ اثر بودن آن به اراده او بوده است و همه مطابق حكمت خداوند بجا آفرید شده و مؤثر گشتهاند و معنا ندارد كه خداوند خود آنچه را كه آفریده و اثر داده را باطل كرده و از بین ببرد.
جواب سوال هم همینجاست ، بله درست است كه "مه و خورشید و فلك در كارند" اما نباید ازین نكته غافل شد كه این عوامل طبیعی خود علل متوسط و به منزله رابطی میان علت اصلی و معلولند، و سبب واقعی، خدایی است كه "مه و خورشید و فلك" را آفریده و منشاه اثرشان ساخته است.
آنچه موجب خطای ما در این میان گشته است، اُنس ما به اثر عوامل طبیعی است، مایی كه بارها و بارها شوری نمك را چشیدهایم، پنداشتهایم كه نمكین گشتن مذاقمان در واقع ازوست، غافل از آنكه خدا نمك را شور آفرید.
آنچه به یاری این مدعا می آید آنجاست كه هرگاه خدا بخواهد این عوامل میانی اثر خود را باخته و حتی خاصیت ضدش را بر خود گرفته است "قُلْنَا یَا نَارُ كُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ گفتیم: ای آتش ، بر ابراهیم خنک و سلامت باش" (2)
برآیند كلام، نمایان شدن فرمایش امامان معصوم است كه: نباید بر علل و اسبابی كه میشناسیم تكیه كنیم و آنها را علت تام و تمام بدانیم، بلكه باید فراموشمان نشود كه در پشت آن، دست قدرتمندی است كه طبیعت را وسیله نیل ما به خواستهها و تمایلاتمان ساخته است.
و باید بدانیم كه: "لا مؤثر فی الوجود الا الله، هیچ موثری جز خدا در وجود نیست" و اول باید ازو خواست آنگاه در عللی كه می شناسیم سراغ لطف و تفضل او و اجابت خواستهی خود باشیم.
نكته درخور توجه این است كه آیا هر آنچه از خدا بخواهیم عطا میكند؟ به تعبیری بهتر، چگونه باید از خدا خواست تا حتما اجابت نماید؟
این سوالی است كه در مطلب آینده به آن خواهیم پرداخت.
فرقی میكند كی و كجا دعا كنیم؟!
1- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار جلد90، صفحه 303، و نیز حلی، ابن فحد، عدة الداعی، صفحه 98
2- سورهی انبیا، آیهی 69
حسین عسگری
سایت تبیان
مردی كه باعث تغییر حكم خدا شد!؟

در صدر اسلام آنگاه كه خداوند روزه را بر مسلمانان واجب نمود، حكم روزه و شرایط آن، چنان بود كه اگر شبِ ماه رمضان مسلمانى را خواب مىربود، خوردن و آشامیدن بر او حرام مىشد و نیز در تمام ماه مبارك رمضان آمیزش با همسران در روز و شب تحریم شده بود.
روزی از روزهای ماه رمضان آن دوران، مسلمانی از یاران پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به نام ابن جبیر كه پیرمرد ناتوانى بود، و تمام روز را روزه داشت، هنگام افطار بعد از یك روز پر مشغله و همراه با كولهباری از خستگی به خانه خود برگشت و همچنان كه منتظرِ پهن شدن سفره افطار بود و همسرش رفته بود تا برایش غذا حاضر نماید، خوابش برد. وقتى بیدار شد، مطابق حكم خداوند او دیگر اجازهی خوردن نداشت لذا افطار نكرد و با همان حال به رختخواب رفت و شب را به صبح رساند.
ایام، ایام جنگ خندق بود و مسلمانان مشغول حفر گودال به دور شهر بودند، مرد داستان ما، صبح در حالى كه روزهی دیروزش را به روزهی امروز چسبانده بود براى كندن خندق به دوستان مجاهد خود پیوست. اما در گرماگرم كار سرو قامت این مرد بزرگ از شدت ضعف و گرسنگى، بر زمین افتاد و بیهوش شده.
همه دور مرد جمع شده بودند و همه سخت نگران حالش بودن. اوضاع چنان بود كه پیامبر اكرم وقتی بالاى سرش آمد، دلِ نازك و پر مهر او نیز از دیدن این منظره به درد آمد و تأثّر تمام سینهاش را درنوردید.
آنچه بر سر ابن جبیر آمده بود موجب شد تا خداوند احكام روزه را تغییر دهد و فرمان كند كه: أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَ عَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَكُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ
همبستری با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد آنها پوشش شمایند و شما پوشش آنهایید خدا میدانست که شما به خویشتن خیانت میورزید، پس توبه شما را بپذیرفت و شما را عفو کرد اکنون با آنها همبستر شوید و آنچه را که خدا بر شما مقرر گردانیده است انجام دهید، و بخورید و بیاشامید تا رشته روشن صبحدم در تاریکی شب آشکار شود و روزه را به شب برسانید و چون در مسجد اعتکاف کنید، با زنان همبستر مشوید اینها حدود فرمان خداست، پیشتر نیایید، خدا آیات خود را اینچنین بیان میکند، باشد که به پرهیزگاری برسند.
و اكنون در كتاب مقدس خداوندگار، قرآن مجید، این آیه، آیهی 187 سورهی بقره میباشد.
حسین عسگری
لزوم تفكیك علائمحتمى ظهور از علائم غیرحتمى
بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مىتوان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود:
فِتَن
مَلاحم
علائم ظهور
اشراط الساعة
در میان بیش از 2000 علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقیه علائم غیرحتمى مىباشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمىگذرد. آنچه مسلم است تعداد پنج نشانه از این نشانهها حتمى مىباشند كه عبارتند از:
خروج سفیانى؛
خروج یمانى؛
بانگ آسمانى؛
خسف بیدا؛
قتل نفس زكیه.
در قسمت پیشین، تعریف و مقایسهی 4 گروه علایم تقدیم شد. و در ادامه این سری نوشتار به امر بازشناسی این علایم پنجگانه پرداخته میشود.
و اما اكنون و در این قسمت اولین نشانهی ظهور یعنی خروج سفیانی تحلیل میگردد.
دوستان عزیز. بجهت ایجاد یک سایت .از تمام دوستان مشتاق به وبلاگ نویسی و قالب سازی دعوت به عمل می آید که در جهت یاری بنده در جهت بهسازی قالب و تهیه این موارد بنده را یاری سازید.
اللهم صل علی محمد وآله و صُن وجهی بالیسار، و لا تَبتَذِل جاهی بالاِقتار؛ (10)
بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان!
داستانها
1- آبروی مومن
امیرمومنان علیهالسلام مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از کسی تقاضای کمک نمی کرد، شخصی در آنجا بود به علی علیهالسلام گفت: «آن مرد که تقاضای کمک نکرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یک وسق برای او کافی بود.» امیرمومنان علیعلیهالسلام به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند، من میدهم، تو بخل میورزی، اگر من آنچه را که مورد حاجت او است، پس از سوال او به او بدهم، چیزی به او ندادهام، بلکه قیمت آبرویی را که به من داده، به او دادهام. زیرا اگر صبر کنم تا او سوال کند، در حقیقت او را وادار کردهام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاک میسایید.» (11)
2- نمونهای از شیوه حضرت رضا علیهالسلام با مردم
یسع بن حمزه میگوید: در مجلس حضرت رضا علیهالسلام بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند و از آن حضرت سوال میکردند و از احکام حلال و حرام میپرسیدند و امام رضا علیهالسلام پاسخ آنها را میداد، در این میان ناگهان مردم بلند قامت و گندمگونی وارد مجلس شد و سلام کرد و به امام هشتم علیهالسلام عرض نمود: «من از دوستان شما و دوستان پدر و اجداد پاک شما هستم. در سفر حج، پولم تمام شد و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم. اگر امکان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم. خداوند مرا از نعمتهایش برخوردار نموده است، وقتی به وطن رسیدم، آن چه به من دادهای معادل آن، از جانب شما صدقه میدهم، چون خودم مستحق صدقه نیستم.»
امام رضا علیهالسلام به او فرمود: «بنشین، خدا به تو لطف کند.» سپس امام علیهالسلام رو به مردم کرد و به پاسخ سوالهای آنها پرداخت. سپس مردم همه رفتند و تنها آن مرد مسافر و من و سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت امام ماندیم. امام علیهالسلام به ما فرمود: «اجازه میدهید به خانه اندرون بروم؟» سلیمان عرض کرد: «خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است. » حضرت برخاست و وارد حجرهای شد و پس از چند دقیقه بازگشت و از پشت در فرمود: «آن مرد مسافر خراسانی کجاست؟» خراسانی برخاست و گفت: «این جا هستم.» امام علیهالسلام از بالای در دستش را به سوی مسافر دراز کرد و فرمود: «این مقدار دینار را بگیر و خرجی راه خود را با آن تامین کن و این مبلغ مال خودت باشد. دیگر لازم نیست از ناحیه من، معادل آن را صدقه بدهی، حالا برو که نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینم.»
مسافر خراسانی پول را گرفت و رفت. سلیمان به امام رضا علیهالسلام عرض کرد: «فدایت گردم که عطا کردی و مهربانی فرمودی، ولی چرا هنگام پول دادن به مسافر، خود را نشان ندادی و پشت در خود را مستور نمودی؟!»
امام رضا علیهالسلام در پاسخ فرمود: «مَخافةً اَن اَری ذلَ السوالِ فِی وَجهِهِ لِقَضایی حاجتَهُ؛ از آن ترسیدم که چون حاجتش را برآوردم، شرمندگیِ درخواست را در چهره او ببینم.» ¬(12)
3- آبروداری و بزرگواری امام حسین علیهالسلام
مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چارهجویی به حضور امام حسین علیهالسلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیهالسلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامهای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»
او در نامهای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»
امام حسین علیهالسلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسهای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا میکند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که میداند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ میکند و حاجتت را روا میسازد. (13)
حضرت آیتالله العظمی بروجردی رحمهالله گاهی هنگام تدریس و بحث با شاگردان، عصبانی میشد. البته نه آن عصبانیتی که او را در خلاف رضای خدا وارد کند. ولی پس از درس، سخت از آن عصبانیت پشیمان میشدند و به دنبال طرف میفرستادند و از عذرخواهی میکردند و گاهی برای جلب محبت او، کمکهای مالی نیز مینمودند، از این رو در میان شاگردان، این شوخی معروف شده بود که: «عصبانیت آیت الله بروجردی، مایه برکت است.»
گاه به این هم قناعت نمیکردند، روز بعد، هنگامیکه بر منبر تدریس مینشستند، در حضور جمع شاگردان، از آن فرد عذرخواهی میکردند. به این ترتیب میبینیم آن بزرگ مرد تا این اندازه به حقوق دیگران احترام میگذاشت و به حفظ آبروی آنها توجه عمیق داشت، او از امام صادق علیهالسلام آموخته بود که: «المومن اعظمُ حرمةً مِن الکعبة؛ (14) احترام مومن، از احترام کعبه، بالاتر است.» دراین باره به داستان زیر توجه کنید:
«آیتالله بروجردی در مسجد عشقعلی در قم كلاس درس "اصول فقه" داشتند. روزی یکی از فضلا به نام «شیخ علی چاپلقی» اشکال کردند، آقا جواب او را دادند، آقای شیخ علی چاپلقی جواب آقا را رد کرد، آقا عصبانی شد به گونهای که آقا شیخ علی متاثر و منقلب شد که میخواست گریه کند. آن درس تمام شد. یکی از همراهان آیتالله بروجردی (15) میگوید: نماز مغرب را خوانده بودم که ناگاه خادم آقای بروجردی رحمهالله نزد من آمد و گفت: آقا بین در کتابخانه و اندرونی ایستاده و متاثر است و فرمودهاند که بروید و به خوانساری بگویید تا بیاید. این جانب با عجله نماز عشاء را خواندم و به محضر آقا رسیدم. تا ایشان مرا دید به من فرمود: «این چه حالتی بود که از من صادر شد؟ یک عالِم ربّانی را رنجاندم، الان باید بروم و دست ایشان را ببوسم و حلالیت بطلبم تا از من بگذرد و بعد بیایم و نماز مغرب و عشا را بخوانم!»
عرض کردم: ایشان در مسجد «شاه زید» امام جماعت است و بعد از نماز مساله میگوید. لذا تا دو سه ساعت از شب گذشته به منزل خود نمیآید، من به ایشان اطلاع میدهم که آقا فردا صبح به منزل شما خواهند آمد.
صبح شد من رفتم حرم و برگشتم، دیدم آقا سوار بر درشکه در کنار منزل ما، منتظر من هستند. در خدمتشان به منزل آقا شیخ علی چاپلقی رفتیم. وقتی که آقای بروجردی رحمهالله، آقا شیخ علی را دید، میخواست دست او را ببوسد که او نگذاشت. آقا میفرمودند: از من بگذرید، از حالت طبیعی خارج شدم و به شما پرخاش کردم و... آقا شیخ علی عرض کرد: شما سرور مسلمین هستید، برخورد شما باعث افتخار من بود و... .
آقا تکرار کردند: از من بگذرید، مرا عفو کنید. همین موضوع باعث شد که آقا شیخ علی، تا آخر عمر، مورد مراحم و عطوفت خاص آیتالله بروجردی رحمهاله بودند.»(16)
از طلبهای نقل شده که گفت: روزی به مغازه سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم حاج میرزا علی قاضی (استاد عرفان علامه طباطبایی و خیلی از بزرگان) خم شده و مشغول جدا کردن کاهو میباشد، ولی بر خلاف معمول کاهوهای پلاسیده و خشن را بر میدارد. بعد از خرید، به دنبال او رفتم و علت این کار غیر عادی را سوال نمودم، مرحوم قاضی رحمهالله فرمودند: «آقا جان من! این مرد فروشنده انسان شریف و محتاجی است و من چون نمیخواهم چیزی بلا عوض به او بدهم تا عزت و شرف او پایمال شود و نیز برای این که به کمک بلا عوض عادت نکند از این کاهوهایی که خریداری ندارد و در نهایت برای فروشنده ضرر است برمیدارم تا هم از ضرر او جلوگیری کرده و هم بدین وسیله کمکی به وی نموده باشم. در ضمن برای ما هم فرقی ندارد که کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا کاهوی پلاسیده و کلفت. (17)

جورج بوش در جریان اعلام پیام تبریكش به مناسبت عید سعید فطر، گاف جدیدی داد و به جای تبریك عید فطر آغاز سال جدید هجری قمری را تبریك گفت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران روزنامه دارالخلیج چاپ امارات گزارش داد، جورج بوش رییس جمهور آمریكا، در پیام تبریكش به مسلمانان به مناسبت عید فطر، آغاز سال جدید هجری قمری را به مسلمانان تبریك گفت و به این ترتیب یك گاف جدید به دیگر گافهای قبلیاش افزود.
این در حالیست كه كاخ سفید از هر گونه پاسخ به سوال خبرنگار این روزنامه در این زمینه امتناع ورزید و مسوولان كاخ سفید تنها اعلام كردند كه این اشتباه فوراً در پیام الكترونیكی كاخ سفید تصحیح شده است.

واحد 136 ارتش آمریكا كه اقدامات تبلیغی و اطلاع رسانی نیروهای مارین و تفنگداران دریایی آمریكا را برعهده دارد، نسبت به پخش كارتونهای ایرانی در عراق ابراز نگرانی كرده است.
به گزارش خبرنگار «جهان» از عراق، ستاد فرماندهی ارتش آمریكا در عراق، پخش كارتونهای ایرانی از تلویزیونهای عراق را بسیار خطرناك دانست و خواستار توقف پخش این كارتونها شد.
آنها معتقدند كه پخش این كارتونها ، فرهنگ و اندیشههای ایرانی را كه در تضاد كامل با سیاستهای آمریكاست به نسل كودك و نوجوان عراق منتقل میكند.
اخیرا پخش كارتون های ایرانی ماند داستانهای كهن و نیز انیمیشنهایی با محوریت زندگی و روایاتی از ائمه (ع) با استقبال مردم و نوجوانان عراقی روبرو شده است.
ارتش آمریكا معتقد است این برنامهها به گونه ای ترجمه می شوند كه اهداف فرهنگی را در لابه های سیاسی به عراقها تحمیل میكند.
حكومت جهانی امام عصر و نظریهی جهانی شدن در عصر ما

گفتار آخر : ویژهگیهای آرمانی دولت جهانی حضرت ولیعصر عجل الله فرجه
در پنج گفتار گذشته كه تحت عنوان "حكومت جهانی امام عصر و نظریهی جهانی شدن در عصر ما" تقدیم حضورتان گردید، مفهوم جهانىشدن یا جهانىسازى و برداشتهاى مختلف از آن تبیین گردید.
بیان شد كه یكى از اصلىترین آموزههاى این پدیده، در حال حاضر جهانىسازى غربى یا آمریكایى است. سپس با تشریح پیامدهاى كلیت راهبرد مزبور، و ضمن عدم نفى پیامدهاى مثبت آن، تبعات منفى و ویرانگر جهانىسازى غربى نیز بیان شد. روشن گردید در بطن این آموزه چه در حوزه نظرى و چه در حوزه عملى، سلطه گرى، هژمونىطلبى، استكبارورزى، استثمار و امپریالیسم نهفته است و این گونه جهانىسازى به دلیل ماهیت تعرضى و استكبارى و انحصارطلبانه خویش؛ فرایندى مادى، یكسویه، مصنوعى و غیرجهانشمول و سكولار است كه هدفى جز یكپارچه سازى جهانى و ادغام آن در بازار مشترك جهانى به رهبرى دنیاى سرمایهدارى و سردمدارى آمریكا را دنبال نمىكند.
بازار سودگرایانه و سود محورانه مادى كه همه مؤلّفههاى حیات اجتماعى از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ را به زبان منفعتطلبى و استكبارورزى و سلطه بىچون و چراى تمدن غرب و استیلاى بیشتر آنها علیه سایر كشورها و فرهنگها را ترجمه مىكند و مدعى جامعه جهانى تكقطبى سرمایه سالارانه و میلیتاریستى است.
و مىتوان آن را یك پروژه تحمیلى و یك طرح مهندسى اجتماعى در سطح كلان سیستمى دانست كه تلاش مىنماید ایدئولوژىهاى غربى را با تكیه بر بنیادهاى نئولیبرالیستى و سرمایهدارى به كل جامعه بشرى تحمیل كند و از این طریق در صدد فراگیركردن شیوه زندگى آمریكایى و غربىكردن انسانها و ترویج فرهنگ مصرف و اصالت سود و سرمایه است. و نابودى سنن و فرهنگهاى محلى، و امحاء ادیان رقیب، نابودى محیط زیست و وابستگى مستمر كشورهاى ضعیف به كشورهاى غربى را دنبال مىكند و به دروغ سعى دارد نظام فكرى و اجرایى لیبرال دموكراسى را به عنوان الگوى تكاملى مشترك براى كل جوامع انسانى معرفى و دیكته كند. در حالى كه در عمل ناكارآمدى این ایده چه در سپهر اندیشه و چه در حوزه عمل و اجرا ثابت شده و بحرانهاى فعلى گریبانگیر رژیمهاى غربى، مؤید این مدعا است.
از سویى در این مقاله، به جهانشمولى تعالیم عالیه اسلام و سزاوارى آموزه جهانىسازى مهدوى براى ارائه الگویى جهانشمول، فراگیر، امیدزا و تحركآفرین جهت تكامل جامعه بشرى و نجات آن از ورطهها و حرمانها و تنگناهاى موجود، به گونهاى مستدل اشاره گردید. به اذعان مستدلات پژوهش، آموزه جهانىسازى مهدوى مىتواند ترجمان بخش مثبت فرایند جهانىشدن فعلى باشد.
یعنى با استفاده از عرصههاى مختلف فنآورى و سایر مواهب خداداد در عصر ظهور، مانند پلى تمام دنیا و شهروندان آن را متحد كرده و محرومیتهاى علمى، اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى را از بین ببرد. هنجارهاى پسندیده دینى، اخلاقى و انسانى را بر جهان حكمفرما كند و نوعى وحدت بهینه، مثبت و متكامل را میان بشریت ایجاد نماید. دولت جهانى مهدوى با زعامت آخرین معصوم الهى، مىتواند خاتمیت دین و رسالت جهانشمول نبوى را تكمیل و معنا بخشد.
مردم دنیا را هم پیكر نموده تا همانند یك اندامواره و با تبعیت از تعالیم عالیه و نوسازى شده اسلامى، در فكر صلاح و اصلاح یكدیگر برآمده و در سنگرى واحد علیه تمام عوامل مخل تكامل بشرى و پلشتىهاى گیتى مبارزه نمایند و با رخت بربستن هوا و هوسهاى شیطانى به عبودیت و خلوص در پرستش الهى واصل گردند. بدیهى است این امر تنها در پرتو حكومت جهانى مهدوى و تشخیص ویژه آن به شاخصههایى از جمله موارد زیر میسر است.
1 - حاكمیت جهان شمول اسلام و برچیدگى شرك و اختلافات بشرى.
2 - حاكمیت مطلق عدالت و دادورزى.
3 - برقرارى امنیت و آرامش همه جانبه.
4 - رفاه و رشد پایدار اقتصادى، استغناى عمومى و رفع فقر.
5 - رشد و ترقى علوم و فنون و شكوفایى و كمال عقلانیّت بشرى.
6 - تكیه بر استدلال و اقناع و كسب مقبولیت و رضایت عمومى.
7 - گفتمان واقعى و احتجاج با سایر ادیان.
8 - حفظ و ارتقاء كرامت انسانى و حقوق بشردوستانه.
9 - نفى قومیتمدارى و نژادپرستى.
10 - حكومت شبه فدرالى و احترام به سایر ملل.
11 - نوسازى و احیاء دینى بر مبناى مقتضیات جدید.
12 - تحول شگرف در حوزهها و فضاهاى ارتباطى و رسانهاى.
13 - رعایت آرمانى حقوق محیط زیست و جانداران.
واضح است دولت جهانى مهدوى با این ویژگىهاى آرمانى خواهد توانست طرح آرمانى جهانىسازى دولت كریمه اهلبیت و حیات طیبه موعود قرآن را در فراخناى گیتى محقق نماید.
حكومت جهانی امام عصر و نظریهی جهانی شدن در عصر ما:
گفتار اول: مفهوم جهانىشدن و برداشتهاى مختلف از آن
لزوم تفكیك علائمحتمى ظهور از علائم غیرحتمى

بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مىتوان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود:
فِتَن
مَلاحم
علائم ظهور
اشراط الساعة
1 - فتنه از ریشه فتن در لغت به معناى امتحان و آزمایش است. خلیل پیشتاز لغویان گوید:
اَلفتن اِحراقُ الشَّئ بالنّار؛ فتن به معناى سوزاندن چیزى با آتش است.(1)
آنگاه با آیه شریفه براى گفتار خود گواهى مىآورد: «یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُونَ»؛ روزى كه آنها در آتش گداختـــه مىشوند.(2)
ابن فارس كارشناس ریشهیابى لغات مىگوید: اَصلٌ صحیحٌ یدُلُّ على ابْتلاءٍ و اخْتبار؛ فتن یك واژه صحیحى است كه بر امتحان و آزمایش دلالت مىكند.(3)

انت اخى و وزیرى و وارثى و خلیفتى من بعدى. كفایة الطالب ص 205 (حدیث نبوى)
1ـ حدیث غدیر: علماء و مفسرین از عامه و خاصه نوشتهاند كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدیر خم توقف نموده و پس از ایراد خطبه به مردم فرمود آیا من نسبت به شما اولى به تصرف نیستم؟ عرض كردند چرا؟ فرمود: من كنت مولاه فهذا على مولاه؛ هر كس كه من مولا و صاحب اختیار او هستم این على مولاى او خواهد بود و بدین ترتیب او را به ولایت و پیشوائى مردم منصوب گردانید. (1)
برای دیدن ادامه مطالب روی لینک زیر کلیک کنید .

تمامی رسانه های موجود در یک جامعه اسلامی ، رسانه دینی نیستند. رسانه دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه اسلامی و عمل به کارکردهای تعریف شده برای تمامی رسانه ها ، خود را در مقابل خداوند مسوول و رساندن پیامهای او را وظیفه اصلی خود می داند.
باید میان رسانه دینی و رسانه ای که در جامعه اسلامی حضور دارد ، تفکیک قائل شد. رسانه ای که هنجارها ، قوانین و مناسبت های یک جامعه اسلامی را رعایت می کند ، رسانه ای مجاز برای این جامعه شناخته می شود هرچند اسلامی و دینی نباشد. ضمن این که هیچ دلیلی وجود ندارد که تمام رسانه های یک جامعه اسلامی ، رسانه های دینی و اسلامی نیز باشند.
به طور مثال ، یک نشریه طراحی دکوراسیون داخلی را نمی توان نشریه دینی خواند ، هرچند این نشریه موظف است به دلیل انتشار در جامعه اسلامی فرهنگ دینی را نیز رعایت کند یا یک نشریه آشپزی را نمی توان دینی به حساب آورد ، هرچند این نشریه نیز ، به دلیل انتشار در یک جامعه اسلامی نباید گوشت خوک را تبلیغ کند.
رسانه های اسلامی ، علاوه بر کارکردهای عمومی که تمامی رسانه ها دارند ، از کارکردهای ویژه ای نیز برخوردارند. در جامعه اسلامی ، رسانه می تواند بهترین ابزار برای امر به معروف و نهی از منکر باشد. با استفاده از قابلیت های خود می تواند معروف را بسازد، به تصویر بکشد، معروف کند و حتی امر به آن را نیز انجام دهد. یعنی هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنین نقش اعمال کنترل غیررسمی را در کنار هم ایفا کند.
با این نگاه ، فعالیت در رسانه جامعه اسلامی واجب کفایی محسوب می شود.
رسانه دینی رسانه ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می داند، نه در مقابل آگهی دهندگان ، مشتریان یا دولت.چنین رسانه ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی کند.
رسانه اسلامی در آگاهی بخشی و علم آموزی باید تمامی ضوابط دینی و اخلاقی بین معلم و متعلم را رعایت کند. به این ترتیب ، در چنین رسانه ای باید علاوه بر برخورداری از آموزش برخی مسائل ، به مواردی که در جامعه اسلامی به آموزش آنها تاکید شده است ، مانند دانستن احکام شرعی مورد نیاز نیز بیش از پیش پرداخته شود.
با توجه به مباحث ارائه شده ، می توان گفت رسانه های اسلامی در مقایسه با دیگر رسانه ها، کارکردهای مشابه با مبنایی متفاوت دارند. به این معنا که در رسانه های اسلامی مبنای تمامی کارکردها دینی است.
اگر دین را به معنای راه و رسم زندگی بدانیم ، هیچ امری خارج از دین معنا ندارد ، در این معنای اعم ، اگر علوم اسلامی را به معنای تمامی علوم موردنیاز جامعه اسلامی بدانیم ، آن گاه نشریه طراحی داخلی ، استخوان شناسی ، گل و گیاه و غیره را نیز می توانیم در معنای عام علوم دینی جای دهیم و بگوییم که در یک کشور اسلامی ، تمام اهداف و برنامه ها باید حول محور دین ، به معنای عام آن ، شکل بگیرد. از طرفی ، دین معنای خاصی نیز دارد. مانند مناسک ، احکام ، معارف و اخلاق دینی ، در این بخش هم رسانه می تواند با تحقیقات ، اولویت بندی ها و سیاست گذاری های مناسب ، پاسخگوی نیازها و سلایق مختلف مخاطبان خود باشد. مثلا اگر در جامعه ای تقاضای آشنایی عمیق تر با معارف دینی وجود داشته باشد ، رسانه هم باید به آن بپردازد، چه در قالب یک شبکه اختصاصی دینی ، چه در قالب برنامه های متفاوت در شبکه های عمومی.
تفاوت اصلی رسانه دینی با دیگر رسانه ها، در این است که رسانه دینی در اساس ، با هدفگذاری و هنجاری های حاکم بر رسانه تعریف می شود. رسانه دینی رسانه ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می داند، نه در مقابل آگهی دهندگان ، مشتریان یا دولت.
چنین رسانه ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی کند. در فرهنگ دینی همان طور که کار تجاری در مسجد معنا ندارد ، رسانه را هم نمی توان به حوزه رقابت های تجاری وارد کرد. رسانه دینی باید با وقف و حمایت های مالی مومنان اداره شود.شکل دادن به روابط میان مومنان وظیفه اصلی رسانه دینی است و مطمئنا عمده مخاطبان یک رسانه دینی ، مومنان به آن دین هستند و کارکردهای این رسانه هم باید در راستای نیازهای این افراد شکل بگیرد.
وظیفه رسانه دینی ، دیندار کردن افراد بی دین نیست ؛ بلکه وظیفه اصلی اش تامین برنامه های آموزشی ، تفریحی ، اطلاع رسانی و بسیج اجتماعی برای مومنان است.
رسانه دینی وظیفه ترویج دین و استحکام و تثبیت عقیده مومنان را به عهده دارد و مطالعات نشان داده رسانه هایی که برای تبلیغ به میدان رسانه ای وارد شده اند ، ضریب موفقیت پایینی داشته اند زیرا مخاطبان معمولا آن چیزی را انتخاب می کنند که دوست دارند. دعوت و تبلیغی که به تغییر دین بینجامد کار مبلغان رودررویی است که وارد زندگی افراد می شود نه رسانه ها.توانایی مدیریت ، شناخت رسانه و اقتضاهای آن و همچنین شناخت کافی از دین ، سه عنصر لازم برای مدیریت درست و موفق یک رسانه دینی است.
رسانه های دینی مانند رادیو معارف ، نشریات مختلف مذهبی و غیره درکشور وجود دارد. هر چند در این میان شبکه قرآن سیما نتوانسته است به دلایل مختلف به شبکه ای مطلوب ، در حوزه رسانه های تصویری تبدیل شود اما به طور کلی می توان گفت رادیو و تلویزیون کشور ما به دلیل التزام به اصول شرعی و هدفگذاری های مبتنی بر عقاید دینی پاکترین ، دینی ترین و سالمترین رسانه های عمومی جهان است ؛ هر چند تا رسیدن به شبکه های دینی مطلوب فاصله قابل توجهی دارد.
دکتر حسام الدین آشنا
منبع: جام جم
نكاتى درباره عيد فطر


امير المؤمنين علیه السلام در خطبه عيد فطر مىفرمايد:
«ألا و إن المضمار اليوم و السباق غدا ألا و إن السبقة الجنة و الغاية النار». (1)
دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است:«مر الحسن علیه السلام فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: إن الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته إلى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و أيم الله لو كشف الغطاء لعلموا أن المحسن مشغول باحسانه و المسىء مشغول بإساءته. ثم مضى». (2)
در اين حديث، امام حسن علیه السلام انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نمودهاند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن مىدانند.
لذا حضرت على علیه السلام در ويژگىهاى عيد فطر مىفرمايند:
1- روزى كه نيكوكاران ثواب مىبرند.
«هذا يوم يثاب فيه المحسنون».
2- روزى كه گنهكاران زيان مىبينند.
«و خسر فيه المبطلون»
3- شبيهترين روز به روز قيامت است.
«أشبه بيوم قيامكم».
چون در قيامت عدهاى كه زيان كارند، تاسف مىخورند و غضبناك مىگردند و عدهاى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مىشوند.
4- روز عبرت گرفتن.
«فاذكروا بخروجكم»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج مىشويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت.
«من الأجداث إلى ربكم»
وقتى در جايگاه نماز خود مىايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى مىايستيد و از شما حسابرسى مىكنند.
«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم»
وقتى از نماز به منازلتان بر مىگرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشتخواهيد رفت.
«و اذكروا منازلكم فى الجنة»
5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم».
پی نوشت ها:
1) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.
2) تحف العقول، ص 170.
سیره تربیتى امام سجاد علیه السلام در عید فطر

با مرورى كوتاه به سیره تربیتى ائمه اطهار علیهم السلام درمىیابیم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان یك دانشگاه تربیتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّى و معنوى به آنان عطا مىكردند و به این ترتیب این ماه را به یك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافتهگان این مكتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگى افراد، عطایائى در نظر گرفته و آنان را تشویق مىكردند. در اینجا گوشهاى از سیره تربیتى و آموزنده امام سجاد علیه السلام را به روایت سید بن طاووس مىخوانیم:
امام صادق علیه السلام فرمود: شیوه حضرت على بن الحسین علیهماالسلام در ماه رمضان چنان بود كه هرگاه غلامان یا كنیزان آن حضرت خطائى را مرتكب مىشدند آنان را تنبیه نمىكرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مىنمود. در آخر ماه همه غلامان و كنیزان را جمع كرده و در میان آنان مىایستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برایشان گوشزد مىكرد و به تك تك آنان مىفرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبیه نكردم! آیا به یاد مىآورى؟ مىگفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذكر مىشد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مىكردند. آنگاه به آنان مىفرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا یا على بن الحسین! انّ ربّك قد احصى علیك كلّما عملت كما احصیت علینا كلّما قد عملنا و لدیه كتابٌ ینطق علیك بالحقّ لا یغادر صغیرةً ولا كبیرةٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد كلما عملت لدیه حاضراً... ؛ با صداى بلند بگوئید: اى على بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنان كه تو اعمال ما را نوشتهاى. نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مىگوید و هیچ عمل ریز و درشتى را فروگزارى نمىكند و هرچه انجام دادهاى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام دادهاى نزد او حاضر و آماده خواهى یافت، چنان كه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنان كه دوست دارى خدا تو را ببخشد.
اى على بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قیامت در پیشگاه خداى حكیم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكیمى كه ذرّهاى و كمتر از ذرّهاى به كسى ظلم و ستم روا نمىدارد و اعمال بندگان را همچنان كه انجام دادهاند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...
ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو كرده و درگذرد چنان كه خودش در قرآن مىفرماید: «ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر الله لكم والله غفورٌ رحیمٌ(1) ؛ باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

پس از این برنامه عرفانى حضرت سجاد علیه السلام خطاب به غلامان و كنیزان خویش مىفرمود: من شما را عفو كردم، آیا شما هم من و بدرفتاری هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومایهاى براى فرمانرواى بخشاینده عادل و نیكوكار بودم، بخشیدید؟! همگى یكصدا مىگفتند: با این كه ما از تو جز خوبى ندیدهایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان مىفرمود:
بگوئید خداوندا! از على بن الحسین درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مىكردند و امام سجاد علیه السلام هم آمین مىگفت. و در پایان مى فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به امید این كه خدا نیز از من درگذرد و آزادم كند.
در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا مىبخشید كه از دیگران بىنیاز مىشدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد مىكرد و مىگفت: «انّ الله تعالى فى كلّ لیلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مىكند كه همگى مستحق عذاب بودهاند آن حضرت هیچ بندهاى را بیش از یك سال به بندگى نمىگرفت. هرگاه كسى را در اول سال و یا در وسط آن مالك مىشد در شب عید فطر آزاد مىكرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را كه هیچگونه نیازى به آنان نداشت مىخرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایاى قابل توجهى را به آنان عطاء مىكرد.(2)
با توجّه به این روایت نسبتاً طولانى در مىیابیم كه رهبران الهى و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسانهاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادى جسم آنان مىكوشیدند بلكه افكار و اندیشههاى آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مىساختند و بدین گونه بود كه تربیت یافتگان مكتب اهل بیت علیهم السلام از پستى ذلّت به اوج عزت مىرسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مىگشتند. كه فهرست مفصلى از اینان را مىتوان در كتابهاى رجالى، تاریخى و سیره مطالعه نمود.
پی نوشت ها:
1- سوره نور، آیه 22.
2- اقبال الاعمال، ص 260.
منبع:
مجله پاسدار اسلام، شماره 275 ، حجةالاسلام عبدالكریم پاكنیا .