همه چیز درباره‌ی آداب معاشرت

همه چیز درباره‌ی آداب معاشرت

معاشرت

از خدا جوییم توفیق ادب

 

روایات

  • حرمت و رحمت

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: لَیسَ مِنّا مَن لَم یوقر کَبیرَنا وَ یَرحَم صَغیرَنا؛ (1) ‏

از ما نیست کسی که به بزرگسالان ما حرمت ننهد و با خردسالان ما مهربان نباشد.‏

 

  • تشکر از نیکی

امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: اما حق ذی المعروف علیک فان تشکره و تذکر ‏معروفه و تکسبه المقالة الحسنة و تخلص له الدعاء فیما بینک و بین‌الله؛ (2)‏

حق کسی که بر تو نیکی می‌کند، این است که او را سپاس بگویی و نیکی‌اش را به ‏زبان‌آوری و از وی به خوبی یاد کنی و میان خود و خداوند برایش خالصانه دعا کنی.‏

 

  • آداب مجلس

امام کاظم علیه‌السلام می‌فرمایند: اِذا کانَ ثَلاثةٌ فی بیتٍ فَلا یَتَناجی اِثنان دون ‏صاحِبهما فَاِنَّ ذَلک مِمّا یَغمُّهُ؛ (3) ‏

هر گاه سه نفر در خانه‌ای بودند، دو نفرشان با هم نجوا نکنند؛ زیرا نجوا کردن، نفر ‏سوم را ناراحت می‌کند.

  • آداب سفر رفتن ‏

رسول خدا می‌فرمایند: حَقٌ علی المسلم اِذا اَرادَ سفراً اَن یعلم اخوانَه، وَ حقٌ علی ‏اِخوانِه اِذا قَدِم اَن یَاتُوهُ؛ (4) ‏

هر گاه مسلمانی، قصد سفر نماید سزاوار است به برادران دینی خود اطلاع دهد، و ‏بر برادران دینی او وظیفه است که هرگاه برادرشان از سفر بازگشت به دیدارش آیند.‏

 

  • مدارا کردن با مردم

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: سَلامةُ الدینِ وَ الدُنیا فِی مُدارة الناس؛ (5) ‏سلامتی دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است.‏

 

  • تغافل در معاشرت

امام صادق علیه‌السلام: صلاح حال التعایش و التعاشر ملء مکیال ثلثاه فطنة و ثلثه ‏تغافل. (6) ‏

سامان یافتن همزیستی و معاشرت، به پیمانه‌ای پر می‌ماند که دو سومش ‏هوشمندی و یک سومش نادیده گرفتن (خطای دیگران) است.‏

 

دستور به حسن معاشرت‏

  • امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: اَجمِل مُعاشرتَکَ مَع الصغیرِ و الکبیر؛ (7) ‏

نشست و برخاست خود را با کوچک و بزرگ نیکو گردان.‏

 

  • ادب بهترین ارث

امام صادق علیه‌السلام: اِنّ خَیرَ مَا وَرثَ الآباءُ لِاَبنائِهم الادبُ لا المال؛ (8) ‏

بهترین ارثی که پدران برای فرزندان باقی می‌گذارند، ادب است نه ثروت.‏

 

  • دستور عمومی

پیامبر صلی‌الله علیه و آله وسلم می‌فرمایند: مَا کَرِهتُهُ لِنَفسِکَ فَاکرِه لِغَیرِکَ وَ مَا ‏اَحبَبتُهُ لِنَفسِکَ فَاَحبِبهُ لِاَخِیک.‌(9) ‏

آنچه را برای خود نمی‌پسندی برای دیگری نیز مپسند، و آنچه را برای خود دوست ‏داری برای برادرت هم دوست بدار!‏

 

  • ادب امام هادی علیه‌السلام بر سر سفره غذا

کان (ابوالحسن العسکری علیه‌السلام) اذا کل احدنا لا یستحدثه حتی یفرغ من ‏طعامه. (10) ‏

زمانی که یکی از ما غذا می‌خورد، (امام هادی علیه‌السلام) کسی از ما را به سخن ‏وا نمی‌داشت تا از غذا خوردن فراغت یابد.

  • آداب در شهر غریب

در دیوانی که منسوب به امیرالمومنین علیه‌السلام است، آمده: «بُنَیَّ اِذا کُنتَ فی ‏بَلدَةٍ غَریبةِ فَعاشِر بِآدابِها. یعنی پسرم! اگر در شهر غریبی رفتی، به آداب آنان ‏معاشرت کن!» ‏

 

داستان‌ها

  • مهمانداری علی علیه السلام

پدر و پسری مومن که حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام همانند برادر به آنان ‏علاقه داشت، بر آن حضرت وارد شدند. امام علیه‌السلام برای پذیرایی و تکریم آنان ‏برخاست. آن دو را بالای مجلس خود نشاند و خودش مقابلش نشست. دستور غذا ‏داد. وقتی طعام آوردند و آن دو نفر غذا صرف نمودند، قنبر آفتابه و لگن برای شستن ‏دست و پارچه برای خشک کردن آورد. زمانی که قنبر خواست آب بر روی دست مرد ‏بریزد، ناگاه امام علیه‌السلام با حرکتی سریع از جا برخواست و آفتابه را گرفت که ‏دست آن مرد را بشوید. اما او از عمل امام علیه‌السلام غرق شرمساری شد و از ‏خجالت، سر را تا نزدیک زمین به زیر آورد و گفت: «ای امیرالمومنین! خدا نبیند مرا که ‏شما آب روی دست من بریزید؟!» ‏

حضرت فرمودند: «بنشین و دستت را بشوی که خدا ببیند تو را که برادر دینی‌ات ‏دستت را می‌شوید.» حضرت از او خواست که دستش را بشوید، مرد ادب نمود و ‏دستش را برای شستن پیش آورد ولی می‌خواست که هر چه زودتر این صحنه پایان ‏یابد. لذا آن‌طور که باید دست را نمی‌شست، حضرت قسمش داد که با آرامش خاطر، ‏دستت را شستشو بده! آن طور که اگر قنبر آب می‌ریخت می‌شستی.‏

پس از آن که امام علیه‌السلام دست پدر را شست، آبریز را به دست محمد حنیفه داد ‏و فرمود: «فرزندم! اگر این پسر، تنها مهمان من می‌بود، دستش را می‌شستم. ولی ‏خداوند ابا دارد از این که پدر و پسری در یک مکان باشند و هر دو به طور یکسان مورد ‏تکریم قرار گیرند. از این رو پدر آب روی دست پدر ریخت و شما هم آب روی دست پسر ‏بریز! محمد حنفیه نیز طبق دستور امام علیه‌السلام دست پسر را شست. (12) ‏

 

  • بهترین چیزها

از بوذرجمهر حکیم پرسیدند که: کدام عطیه است که از جانب خدا بهترین چیزهاست؟

گفت: خرد طبیعی! ‏

گفتند: اگر آن نباشد؟! گفت: ادب که سیرت‌های نکوهیده و اخلاق و عادات ناپسند او ‏را بپوشاند.‏

گفتند: اگر نباشد؟!‏

گفت: خوی خوش که با خلایق مدارا کند.‏

گفتند: اگر به این صفت نیز متصف نباشد؟!‏

گفت: هیچ‌چیز برای او بهتر از مرگ نیست، چه از وجود او هیچ فایده نه برای خود، نه ‏برای دیگران مترتب نست. (13)‏

 

  • آداب ظاهری

آقای مسعود رسولی از آشنایان شهید رجایی می‌گوید: بچه‌ها برای من یک کت جیر ‏نیم تنه بلند ترکیه‌ای آورده بودند. یک روز که به خاطر سرما آن را پوشیده و کلاهی ‏روسی سرم گذاشته بودم و پیپ هم می‌کشیدم، شهید رجایی رحمه‌الله مرا دید. ‏

بلا فاصله گفت: خجالت نمی‌کشی! این چه قیافه‌ای است برای خودت درست ‏کرده‌ای؟ ‏

کلاه تو روسی است و این کت خارجی است، با آن پیپی که می‌کشی، کدام یک به ‏فرهنگ تو می‌خورد؟! همین نهیب چنان مرا به خود آورد که دیگر نه پیپ کشیدم و نه ‏آن گونه لباس پوشیدم.‌(14)‏

 

  • سلام نظامی

ژنرال مغرور در خیابان سرباز ساده‌ای را دید که خونسرد و آرام از کنار او گذشت و ‏سلام نظامی نداد.‏

ژنرال برگشت و با عصبانیت از سرباز پرسید: سرباز! به من بگو وقتی یک ژنرال و یک ‏سرباز در خیابان یکدیگر را می‌بینند، کدام یک باید اول سلام بدهند؟

سرباز فکری کرد و گفت: هر کدام با ادب‌تر است! (16)‏

 

اشعار

  • توفیق ادب

از ادب پر نور گشته این فلک ‏        و ز ادب معصوم و پاک آمد ملک

از خدا جوییم توفیق ادب               بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد ‏   بلکه آتش بر همه آفاق زد (17)‏

مولوی

 

  • آسایش دو گیتی

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت با دشمنان مدارا ‏

حافظ

 

  • درست زیستن ‏

آن چنان زی که بمیری برهی        نه چنان زی که بمیری برهند

 

نکات

‏1- مومن، منزوی نیست، بلکه با مال و اخلاق خوب خود، با مردم معاشرت می‌کند.‏

‏2- پرهیز از لغو در گفتار، شنیدن، دیدن و معاشرت، کمالی است که در همه ادیان ‏الهی از آن ستایش شده است.‏

‏3- اسلام، با آداب و رسوم جاهلی و خرافی مبارزه می‌کند و پیروی از آداب و رسوم و ‏عقاید نیاکان اگر مستند به عقل و کتاب آسمانی نباشد محکوم است.‏

‏4- ایمان، مستلزم رعایت ادب و آداب اجتماعی است.‏

‏5- پای‌بندی به آداب و رسوم غیرالهی، زندگی را فلج می‌کند.‏

‏6- تربیت و آموختن آداب اسلامی را قبل از بلوغ کودکان شروع کنیم.‏

‏7- از آداب گفتگو، معرفی كردن خود است.‏

‏8- از آداب سفر، داشتن همسفر و تدارک غذا است.‏

‏9- «سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نیز به کوچک، سلام می‌کند.‏


‏1- الکافی، ج 2، ص 165.‏

‏2- الخصال، ص 568‏

‏3- الکافی، ج 2، ص 660‏

‏4- الکافی، ج 2، ص 174.‏

‏5- غرر الحکم ودر رالکم، ح، 561.‏

‏6- تحف العقول، ص 359‏

‏7- مستدرک الوسائل، ج 8، ص 354.‏

‏8- الکافی،ج 8، ص 150‏

‏9- تحف العقول، ص 14.‏

‏10- وسائل الشیعه، ج 24، ص 267.‏

‏11- مستدرک الوسائل، ج 16، ص 328.‏

‏12- شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، ج 2، ص 120.‏

‏13- گنجینه لطائف، ص 342.‏

‏14- سیره شهید رجایی رحمه‌الله، ص 75.‏

‏15- اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 282.‏

‏16- گنجینه لطائف، ص 318.‏

‏17- نقل است که مرحوم شیخ الفقهاء و المجتهدین، آیت الله العظمی، اراکی ‏رحمه‌الله این بیت را زیاد می‌خواندند.‏

با تصرف از: گنجینه‌ی معارف؛ محمد رحمتی

یا رسول الله(صل)

تقواى قلب

تقواى قلب

تقوای قلب

«و من یعظّم شعائر اللّه فانها من تقوى القلوب» (1)

از نظر قرآن كریم منشأ تعظیم شعایر الهى تقواى قلب انسان است و اضافه‏ى تقوا به قلوب، اشاره به این است كه حقیقت تقوا و اجتناب از گناهان امرى است معنوى كه وابسته به قلب است، و منظور از قلب، دل و نفس انسانى است. بنابراین، تقوا فقط در گرو ظاهر اعمالى كه جز حركات و سكنات بدنى نیست، نخواهد بود. چون حركات و سكنات در اطاعت و معصیت مشترك است. مثلاً بى‏جان كردن در قصاص و جنایت، و نیز نماز براى خدا و براى ریا و مانند این‏ها از نظر ظاهرى یكى است. پس، اگر یكى حلال و دیگرى حرام، و یكى زشت و دیگرى معروف است، به دلیل همان امر معنوى درونى و تقواى قلبى است، نه خود عمل. (2)


پی نوشت ها:

1- حج/32.

2- المیزان، ج14، ص410.

منبع:

قرائتی، هزار و یک نکته از قرآن

گاهی جان دادن چقدر سخت است!

گاهی جان دادن چقدر سخت است!

مردن

من و تو علاوه بر آنكه بارها و بارها درباره‌ی خوش‌رفتاری با پدر و مار شنیده‌ایم، خودمان هم وقتی كمی فكر می‌كنیم به سادگی در می‌یابیم كه هیچ‌كس بسان والدینمان شایسته‌ی آن نیست كه لبخندمان تقدیم او شود. و مهربانی، از همه بیشتر آنان را سزد.

و هزار بار شنیده‌ایم كه "بهشت زیر پای مادران است".

راستی شما نسبت به این جمله چه حسی دارید و چقدر فكر می‌كنید درست است؟

شاید بد نباشد با من بیایید تا شما را بر بالین جوانی كه در حال جان سپردن است ببرم تا آنچه شنیده‌اید را  باور كنید.

* * *

هراسان در كوچه‌ها می‌دوید تا آنكه بالاخره به پیامبر رسید و نفس‌زنان به رسول خدا (ص) خبر داد كه پسرك سخت در حال جان كندن است.

حضرت بى درنگ خود كنار بستر او رساند، و او را تلقین نمود و فرمود: بگو «لا اله الّا اللّه» .

اما زبان او گرفت بود و نمی‌توانست این جمله را بگوید.

پیامبر مدام تكرار می‌كرد كه « شهادتین را بگو؛ بگو «لا اله الا الله ...».

ولی جوان چون لالی مادرزاد زبانش بند آمده بود و در آن حال اسف‌بار، قادر به گفتن شهادتین نبود.

گویا این اوضاع پیامبر را متوجه نكته‌ای كرده بود كه رو به حاضران، كه اندوهناك و وحشت‌زده، در تب و تاب بودند، كرد و فرمود: آیا این جوان، مادر دارد؟

 

یكى از بانوانی كه در آنجا بود گفت: آرى من مادرش هستم.

 پیامبر (ص) فرمود: آیا تو از پسرت ناراضى هستى؟

چشمها همه به لبهای مادر دوخته شده بود!

مادر گفت: آرى، حدود شش سال است با او سخن نگفته‌ام.

پیامبر (ص) به او فرمود: آیا اكنون به خاطر من از پسرت راضى مى‌شوى؟

زن؛ هرچه بود، مادر بود و دلش با آنكه آكنده از درد بود؛ اشك در چشمانش حلقه زد و و دلش برای جگر‌گوشه‌اش سوخت. و با طنین حزن‌ناكی لب گشود و گفت: اى رسول خدا [در پیشگاه شما من كه باشم؛ من از او گذشتم و امیدوارم]خداوند به رضاى شما، از او راضى گردد.

پیامبر كه توانسته بود رضایت مادر دلشكسته را جلب كند، رو به جوان محتضَر كرد و فرمود: بگو «لا اله الّا اللّه».

در كمال حیرت، پسركی كه تا چند لحظه‌ی پیش در چنگال مرگ با حالتی رقت‌بار جان می‌كند و بی‌تاب بود، آرام یافت و با كمال صراحت، شهادتین را فصیحانه بر زبان راند.

بهت و حیرت بر تمام حاضران سیتره داشت.

پیامبر (ص) به جوان گفت: چه مى‌بینى؟

و پسرك جواب داد: مرد سیاه چهره‌ی زشت رویى را مى‌نگرم، كه لباس چركین بر تن دارد و بوى متعفّنش آزارم می‌دهد، او بالاى سرم آمده تا حلقم را بگیرد و مرا خفه كند.

پیامبر (ص) فرمود بگو: «یا مَن یَقبَلُ الیَسیرَ وَ یَعفُو عَن الكَثیر، اِقبَل مِنّى الیَسیرَ وَ اعفُ عَنى الكَثیر، اِنّكَ اَنتَ الغَفورُ الرّحیم؛ اى خداوندى كه عمل اندك را مى‌پذیرى و از گناه بسیار مى‌گذرى، عمل نیكِ اندكم را بپذیر و گناه بسیارم را ببخش، همانا كه تو آمرزنده مهربان هستى».

جوان آنچه را كه پیامبر می‌فرمود، تكرار می‌كرد.

وقتی جوان دعا را به پایان رساند، پیامبر (ص) فرمود: اكنون بگو چه مى‌بینى؟

پسرك كه اكنون بسان كشتی طوفان زده‌ای كه بر ساحل نجات رسیده است، با آرامشی كه همه‌ی حاضران را از التهاب می‌رهاند، گفت: آن شخص بد و سیاه چهره رفت و مردى خوش‌سیما و عطراگین و خوش لباس، به بالین من آمده است .

پیامبر (ص) فرمود: دعا را دوباره تكرار كن.

جوان بی‌درنگ زبان گشود و آن را تكرار كرد كه «اى خداوندى كه عمل اندك را مى‌پذیرى و از گناه بسیار مى‌گذرى، عمل نیكِ اندكم را بپذیر و گناه بسیارم را ببخش، همانا كه تو آمرزنده‌ی مهربان هستى».

تا دعا تمام شد دوباره پیامبر (ص) احوال جوان را پرسید و فرمود: چه مى‌بینى؟

و پسرك گفت: آن جوان خوش سیما را مى‌نگرم كه از من پرستارى مى‌كند.

كام حاضران به لذتی كه جوان در آن غوطه‌ور بود شیرین بود و هم‌همه مجلس را گرفته بود كه پسرك با تبسمی ملیح چشمهایش را بست و جان سپرد.

حسین عسگری

سایت تبیان

آزادی

 

ویروسی در همین نزدیکی ها

ویروسی در همین نزدیکی ها

ویروسی در همین نزدیکی ها

آیا تا به حال درباره خطرناکترین ویروس دنیا چیزی شنیده اید؟ آیا می دانید هوشمندترین ویروس دنیا چه نام دارد؟ از نحوه فعالیت این ویروس چقدر مطلعید؟ 

این روزها تا کسی سخن از"ویروس" به میان می آورد نا خود آگاه همه ذهنشان به سوی ویروسهای کامپیوتری و یا ویروسهای زیست شناسی معطوف می شود.

نمی گویم این ویروسها خطرناک نیستند و نباید آنها را شناخت، بلکه از هر ویروسی خواه مضر یا مفید، خطرناک یا بی خطر باید برحذر بود؟

اصل صحبت من این است که در دنیای پیرامون ما ویروس و ویروسهای دیگری هم وجود دارند که به هیچ روی نباید آنها را دست کم گرفت چرا که یک آن غفلت ازآنها چه بسا داغ حسرتی ابدی بر دل انسان بگذارد. درست به همین دلیل، شناخت این موجودات موذی و خطرناک بیش از هر پدیده دیگری ضرورت دارد.

این ویروس دردسر ساز نیزگاه بر دوش یک فعل پسندیده دینی ودر لباس یک رفتار اخلاقی با ظاهری کاملا موجه می کوشد که به اهداف شوم  و پلید خود دست یابد.

میان این ویروس و ویروسهای دیگری که تا کنون شناخته ایم البته وجوه اشتراک و اختلاف فراوانی است؛ ویروسهای کامپیوتری به عنوان مثال:

- تحفه تکنولوژی و جزء لاینفک دست آوردهای زندگی امروزی در هزاره دوم هستند و رهایی از آنها بیشتر به یک رؤیا شباهت دارد تا واقعیت. همینطور ویروس مورد بحث ما نیز بخش حتمی و جدایی ناپذیر زندگی بشری در روی زمین است و رهایی از آن خیالی خام بیش نیست.

- همه ویروسها و از جمله ویروسی که منظور نظر ماست به هنگام حمله، یک سلسله علایم هشدار دهنده با خود به همراه دارند که پس از آگاهی از آنها می توان با به کار گرفتن آنتی ویروس مناسب، یک پوشش مناسب ایمنی در مقابل آنها ایجاد و از این طریق حمله آنها را دفع و خنثی نمود.

- هر یک از ویروسهای یادشده انواع و اقسامی دارند؛ ویروسهای کامپیوتری به طور کلی سه نوعند:

1- terojan horse

2- worm

3- bomb

ویروس مزبور نیز به دو نوع انسی و جنی تقسیم می شود.(1)

- ویروسهای رایانه ای اسامی متعددی دارند از جمله Melissa، RTM و...

- ویروس مورد نظر ما نیز اسامی و اوصاف بسیاری دارد از جمله:

ابلیس (نام خاص وی)، شیطان( نام عام وی)، خنّاس، رجیم، عزازیل، حارث، صاغر، مذئوم، مدموره، غوى، عفریت، مارد، ابومره، ابوخلاف، ابولبین، وهار، نائل و ابو الجان(2)

- ویروس‌های کامپیوتری معمولاً از قطعه نرم‌افزار كوچك تشكیل شده‌اند كه بر دوش یك برنامهء حقیقی حمل می‌شود و با الصاق در کنار هر برنامه ای می توانند دستورات تخریبی خاص خود را دنبال کنند.

این ویروس برخلاف ویروس های کامپیوتری که فقط دیتا و داده ها را از میان می برد، صرفاً در حوزه فکر و اندیشه اثر نمی گذارد بلکه، ذهن و زبان، روح و روان، قلب، وجدان، اخلاق و رفتار انسان را آلوده و آسیب پذیر می سازد.

این ویروس دردسر ساز نیز گاه بر دوش یک فعل پسندیده دینی و در لباس یک رفتار اخلاقی با ظاهری کاملاً موجه می کوشد که به اهداف شوم  و پلید خود دست یابد.

- ویروسهایی از نوع نخست این قابلیت را دارند که می توانند به راحتی در شبکه ای وسیع تکثیر و توزیع شوند.

ساختار خلقت و ماهیت آفرینش ویروس یاد شده نیز این امکان را برای وی فراهم می سازد که از طریق زاد و ولد به تکثیر و تولید نسل خود بپردازد.(3)

- هر دو می توانند باعث رشد و ترقی شوند. ویروسهای دسته اول، با عملکرد مخرب خود عیوب سیستم عاملها را آشکارمی کند و برنامه نویسان با شناخت این نقاط ضعف می توانند سیستم عاملهای مترقی تری به دست دهند. ویروسهای دسته دوم نیز وسیله ابتلا و آزمایش انسان‌انند كه با خواسته‏ها و دعوت‏هاى خود به سوی ‏شر و پلیدى، هویت وجودی آدمی را می نمایانند و انسانها را به سوی کمال سوق می دهند.

- گاه برای پاک کردن آلودگیهای ناشی از ویروسهای کامپیوتری چاره ای جز فرمت و یا نصب دوباره ویندوز وجود ندارد، در مورد این ویروس ناشناخته نیز برای جبران صدمات و آلودگیهای ناشی از عملکرد پیدا و پنهان این موجود گاهی به یک پالایش جدی نیاز دارید و می یایست که با  یک عزم جدی به تصفیه روح، روان، اندیشه و رفتارخود بپردازید.

از نقاط اشتراک که بگذریم برخی تفاوتها نیز میان این دو وجود دارد. از جمله:

- این ویروس برخلاف ویروس های کامپیوتری که فقط دیتا و داده ها را از میان می برد، صرفاً در حوزه فکر و اندیشه اثر نمی گذارد بلکه، ذهن و زبان، روح و روان، قلب، وجدان، اخلاق و رفتار انسان را آلوده و آسیب پذیر می سازد.

- ویروسهای از نوع اول تنها در فضای مجازی وب و کامپیوتر به سراغ انسان می آیند ولی این ویروس فوق پیشرفته نه تنها در فضای مجازی اینترنت و کامپیوتر که در فضای حقیقی زندگی نیز به مراتب بیشتر انسان را تهدید می کند.

در مورد این ویروس ناشناخته نیز برای جبران صدمات و آلودگیهای ناشی از عملکرد پیدا و پنهان این موجود گاهی به یک پالایش جدی نیاز دارید و می بایست که با  یک عزم جدی به تصفیه روح، روان، اندیشه و رفتارخود بپردازید.

- در اغلب موارد ویروسهای کامپیوتری در پیوست ها و ضمایم یک برنامه کاربردی وجود دارند و به خوبی قابل رصد و مشاهده اند اما این ویروس کینه توز کاملا نامرئی است و همراه با اعوان و انصارش درست از آنجایی که شما آنها را نمی بینید، شما را می بینند و می پایند.(4)

- ویروسهای کامپیوتری اغلب عمر شان زیاد دوام پیدا نمی کند و بالاخره امروز و فردا آنتی ویروس از بین برنده آنها توسط متخصصان وارد بازار می شود اما کسی به درستی نمی داندکه عمر این ویروس غدّار و ایمان خوار، تا کی دوام خواهد داشت؟ تا روز قیامت؟ روز آخر دنیا ؟ نفحه اول؟ نفحه دوم؟ زمان رجعت؟ زمان ظهور حضرت مهدی(عج)؟

 و الله اعلم!(5)       

                                                                                                                              سایت تبیان

                                                                                                                        ابوالقاسم شکوری


پی نوشت ها:

1- سوره ناس/6.

2- بنگرید به: صالحى حاجى آبادى، نعمت الله،  شیطان در کمین گاه

3- کهف/50

4- اعراف/27

5- حجر/38

تصاویر رئیس جمهور در سفر به آمریکا

تصاویر رئیس جمهور در سفر به آمریکا

 

احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا
احمدی نژاد در سفر به آمریکا

احمدی نژاد در سفر به آمریکا

 

 

منبع: عصرایران

احمدی نژاد میان 10 شخصیت سال تایم

احمدی نژاد میان 10 شخصیت سال تایم 



شخصیت سال هفته نامه تایم

 

هفته نامه تایم بنا بر سنت چندین ساله خود اقدام به رای گیری از مخاطبان برای انتخاب شخصیت سال کرده است.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران ، هفته نامه تایم، در وب سایت اینترنتی خود اقدام به یک نظر سنجی در مورد شخصیت سال 2007 کرده است که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم در بین این افراد است.

1-احمدی نژاد :رئیس جمهور ایران

2-هیلاری کلینتون: نفر اول کاندیداهای حزب دموکرات آمریکا

3-هوجین تائو: مرد اول چین کمونیست

4-استیو جابز: یکی از سهامداران شرکت آی فون و اپل

5-اوباما: یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا

6-ولادیمیر پوتین: رئیس جمهور روسیه

7-کندولیزا رایس: وزیر امور خارجه آمریکا

8-جی کی رولینگ: نویسنده سری کتاب های هری پاتر

9- ال گور :کاندیدای ریاست جمهوری اسبق آمریکا و برنده جایزه صلح نوبل

10- ژنرال پتراووس: فرمانده نظامیان در عراق.

 جالب اینکه از این 10 نفر انتخاب شده 6 نفر آمریکایی هستند.

گفتنی است مجله تایم سال گذشته نیز برای شخصیت سال رای گیری بعمل آورد که در صدر این رای گیری محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران قرار داشت اما بعد از پایان رای گیری ، مجله تایم به جای اینکه شخصیت برتر را معرفی کند ، خطاب به مخاطبان اعلام کرد که شخصیت برتر خود شما هستید.

کلمات فارسی در قرآن مجید

کلمات فارسی در قرآن مجید

کلمات فارسی در قرآن مجید

درشماره پیشین گفته شد که عـده اى از قرآن پژوهان، ادیبان و لغویانی چون طبرى، امام شافعى، ابوعبیده معمر بن مـثـنـى، قـاضـى ابـوبكر باقلانى و ابن فارس، در مقام انكار وجود واژگان غیر عربی در قرآن برآمده اند استناد ایشان به آیاتی است كه در آنها، بحث از نزول قرآن به زبان عربی مبین است. ( یوسف، 2؛ نحل، 103، شعراء، 195، فصلت، 44)

امـا در این میان عده ای نیز قائل به وجود لغات غیر عربى در قرآن بوده بر این باورند که وجود پاره ای الفاظ عجمی دراین کتاب شریف آسمانی، قرآن را از وصفت عربیت به عجمیت تنزل نمی دهد و نخواهد داد "چنانكه قصیده و غزل فارسى هم با آنكه لغات عربى بسیارى دارد، ولى این واژگان عربى اش، آن را غیر فارسى یا عربى نمى گرداند. و امروزه زبانشناسان همه پیرو این نظریه اند و برآنند كه هیچ زبانى از زبانهاى زنده و حتى مهجور جهان نیست كه در آن كم یا بیش لغات دخیل از زبان دیگر وجود نداشته باشد. سیوطى در المهذب 140 واژه قرآنى را معرب - یعنى غیر عربى الاصل كه سپس عربى شده است - شمرده است."(1)

قرآن پژوه معاصر، بهاءالدین خرمشاهی در کتاب گرانسنگ "دانشنامه قرآنی"، طرحی مقدماتی و پیشنهادی در همین راستا به دست داده است که ما در نوشتار گذشته به ذکر نمونه هایی از آن پرداختیم.

(مقاله گذشته را دراینجا مشاهده نمائید)

در ذیل، پاره ای دیگر از کلمات قرآنی که به نظر می رسد دارای اصل و ریشه ای غیر عربی و عمدتا فارسی هستند، آمده است:

 زور از جـمله قول الزور , به معناى قوت نیست بلكه قول الزور به نحو شگرفى با حرف زور فارسى امروز تطبیق دارد. یعنى ناحق و نادرست و نظایر آن . آرتور جفرى مى نویسد : به نظر مى رسد كه این واژه از یك ریشه ایرانى گرفته شده باشد.

9 ) جناح

[ 25 بار در قرآن رفته است. از جمله بقره , 158 ].

ادى شیر آن را معرب گناه فارسى مى داند. ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 45 ). آرتور جفرى هم همین نظر را تایید مى كند. ( واژه هاى دخیل , 169-170 ).

10 ) جند

[ 21 بار به صورت مفرد و جمع ( جنود ) در قرآن به كار رفته است. از جمله : یس , 38 ].

 آرتـور جفرى مى نویسد : امكان دارد كه این واژه از اصل ایرانى خود [ گند در پهلوى ] مستقیما به زبان عربى رفته باشد. اما احتمال بیشتر آن است كه این كار از طریق زبان آرامى انجام گرفته باشد. ( واژه هاى دخیل , 171 ـ 172 ).

11 ) دین

[ در حدود 91 بار در قرآن به كار رفته است , از جمله : بقره , 132 ].

ادى شیر آن را متخذ از دین فارسى مى داند. ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 69 ). آرتـور جفرى پس از ذكر معناى حكم و داورى و دین , به بیان اینكه دین و مدین و تداین هم با آن ارتـبـاط دارد مـى نـویسد : در حقیقت ما در اینجا با دو واژه مختلف از دو ریشه مختلف سروكار داریم . 1 ) در معناى دین و مذهب , واژه از ریشه ایرانى گرفته شده است . در زبـان پهلوى ما واژه دین به معناى مذهب و دین را داریم , كه از دینك به معناى قانون دینى , همدین به معناى همدین و هم مذهب و دینان به معناى آدم مذهبى و متدین و مؤمن آمده است . واژه پهلوى خود از واژه اوستایى دئنا به معناى دین آمده است . ( هرچند احتمال دارد كه خود این واژه از واژه ایلامى دئن گرفته شده باشد. گـذشـتـه از آن واژه دین در فارسى جدید از آن گرفته شده است ... 2 ) دین به معناى داورى و حـكـم گـرفته شده از آرامى است ... ( واژه هاى دخیل , ص 207 ـ 208 ) مترجم براى این واژه , تـعـلـیـقـه اى آورده اسـت : ویدن گرن مى گوید : جاى تعجب است كه مؤلف ( یعنى جفرى ) مى گوید كه واژه اوستایى دئنا , خود احتمالا از واژه عیلامى دین گرفته شده است . در حقیقت واژه دئنا همان واژه سانسكریت دهیناست . بارى صورت صحیح واژه در پهلوى دین است . ( واژه هاى دخیل , ص 39 ـ 40 ).

12 ) رزق

[ در قرآن بارها به صورت اسم و فعل و با مشتقات دیگرى چون رازق و رزاق به كار رفته است ].

ادى شیر مى نویسد : تعریب روزى است كه خود منسوب به روز است . ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 72 ). آرتـور جـفـرى مى نویسد : دانشمندان غربى از خیلى پیش , این واژه را , واژه اى دخیل و قرضى دانسته اند كه از اصلى ایرانى گرفته شده و از طریق زبان آرامى وارد زبان عربى شده است . در پهلوى روچیك به معناى روزى و نان روزانه است . ( واژه هاى دخیل , ص 223 ).

13 ) روضة

[ ایـن كـلـمه به همین صورت یك بار ( روم , 15 ) , و به صورت روضات یك بار ( شورى , 22 ) در قرآن به كار رفته است ]. آرتور جفرى بر آن است كه این كلمه از رود فارسى گرفته شده است . و نـظـر ادى شیر را كه روضه را از ریز فارسى مى گیرد , رد مى كند ( واژه هاى دخیل , ص 226 - 227 و ذیل صفحه اخیر ).

14 ) زبانیة

[ فقط یك بار در سوره علق , آیه 18 به كار رفته است ].

ادى شیر مى نویسد : به نظر من واحد آن زبانى است و معناى آن جهنمى است و منسوب به زبانه فارسى به معناى لهیب است . ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 77 ). آرتـور جـفـرى نظر ادى شیر را نقل مى كند و مى افزاید كه زبانه خود از واژه پهلوى زبان به معنى زبان گرفته شده است . اما نهایتا نظر او را تایید نمى كند , و این كلمه را سریانى مى داند. ( واژه هاى دخیل , ص 230 ).

15 ) زرابى

[ در قرآن فقط یك بار در سوره غاشیه , آیه 16 , به كار رفته است .]

یعنى فرشهاى مجلل . ادى شـیـر آن را تعریب زرآب فارسى مى داند و مى نویسد كه فرانكل آن را معرب از زیرپا مى داند ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 77 ). آرتور جفرى مى نویسد كه فرانكل آن را سریانى مى داند ولى از قول هوفمان آن را گرفته شده از زیرپا ى فارسى مى داند كه احتمال صحت بیشترى دارد. و هـوروویـتس آن را ممكن مى انگارد ... هر چند اگر آن را فارسى بینگاریم محتمل تر آن است كه واژه بـا صـورتـى از واژه پهلوى زرین ... ربط داشته باشد . سپس حدس نولدكه كه آن را از منشا حبشى مى داند تضعیف مى كند و سرانجام مى نویسد : و در نتیجه این تمایل در انسان پدید مى آید كـه احـتـمالا هم واژه عربى و هم واژه حبشى ( زربیه ) از یك منبع ایرانى گرفته شده باشند كه متاسفانه در حال حاضر ما شواهد كافى براى اثبات آن در دست نداریم . ( واژه هاى دخیل , ص 233 ). مـتـرجـم مـحـترم واژه هاى دخیل در تعلیقه اى بر این كلمه آورده است : شوشترى در فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى ( ص 306 ) آن جمع زربى و معرب زرباف فارسى گرفته است . نظر او محتمل تر از زیر پا ى ادى شیر است . در این صورت باید پنداشت كه تصحیفى در واژه رخ داده است . ( واژه هاى دخیل , ص 42 ).

در این میان عده ای نیز قائل به وجود لغات غیر عربى در قرآن بوده بر این باورند که وجود پاره ای الفاظ عجمی دراین کتاب شریف آسمانی، قرآن را از وصفت عربیت به عجمیت تنزل نمی دهد و نخواهد داد

16 ) زمهریر

[ در قرآن فقط یك بار , در سوره انسان , آیه 13 به كار رفته است ].

ادى شـیـر مى نویسد : زمهریر یعنى شدة البرد [ شدت سرما , سرماى سوزان ] مركب از زم یعنى سرما , و هریر یعنى موجب [ مثلا - زا ] , و در همین زمینه گویند ازمهرالیوم , یعنى سرماى امروز بالا گرفت . ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 79 ). محمد على امام شوشترى نیز این راى را تایید مى كند و در شرح آن مى نویسد : لغت زم به معنى سرما در تركیبات فارسى بسیار آمده است . از جـمـلـه در لفظ : زمستان و سمیرم و سمیران ( نام كوهى بوده در شمال بندر سیراف قدیم ) و شمیران و دیگرها دیده مى شود. درباره جزء دوم كلمه كه نویسنده برهان قاطع آن را كننده معنى كرده است , نتوانستیم گواهى به دست آوریم . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص 320 ).

17 ) زور

[ این كلمه چهار بار در قرآن به كار رفته است. از جمله : حج , 30 ].

جوالیقى آن را به معناى قوه و معرب از فارسى مى داند. ( المعرب , ص 165 ). ادى شیر نیز بر همین قول است . ( الالفاظ الفارسیة المعربة , ص 82 ). ولـىدر فـارسـى زور بـه معناى دروغ و باطل آمده است ... واژه زور نه تنها در پهلوى به صورت بسیط زور بـه مـعـنـاى دروغ و بـاطل و افسانه آمده , بلكه در تركیبهایى مانند زورگوكاسیه به معناى گواهى دروغ , شهادت دروغ , و در پازند به معناى زور و به معناى دروغ نیز به كار رفته است . و گذشته از آن , در فارسى باستان , در سنگ نبشته بیستون هم آمده است ... احتمال دارد كه این واژه مستقیما از فارسى میانه وارد زبان عربى شده باشد. ( واژه هاى دخیل , ص 240 ). گـفـتـنـى اسـت كه در قرآن مجید , یك بار هم در مورد شهادت به كار رفته است : و الذین لا یشهدون الزور ( فرقان , 72 ) ( و كسانى كه شهادت ناحق نمى دهند ).(2)

                                                                                                                                     سایت تبیان

                                                                                                                               ابوالقاسم شکوری

--------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1- خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن پژوهی

2- همان

اسلحه‌ای كه باید همیشه همراهتان باشد

اسلحه‌ای كه باید همیشه همراهتان باشد

دعا

یاران، در محضر رسول خدا اجتماع كرده بودند.

آن حضرت رو به آنها كرد و فرمود:

«آیا شما را به اسحه‌اى كه، موجب نجات شما از دشمن مى گردد و باعث افزایش روزى شما مى شود، راهنمایى نكنم».

حاضران مشتاقانه گفتند: چرا! راهنمایى كنید .

پیامبر فرمود: شب و روز پروردگار خود را بخوانید و دعا كنید.

چرا كه اسلحه مؤمن، دعا است ؛ فَاِنَّ سِلاحَ المُومنِ الدُّعا


اصول كافی – كلینی – ج 2 - ص 468

بی تو هرگز

بی تو هرگز

قرآن

 « و من اعرض عن ذكری فان له معیشة ضنكاً و نحشره یوم القیمة اعمی» (طه/122)

و هر كس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و ) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می كنیم».

نكته ها:      

این آیه، هشدار و اخطار به روی گردانان از حقّ است، تا بیم و امید در كنار هم مطرح شده و مؤثّر باشد.

در روایات، رها كردن خط ولایت اهل بیت علیهم السلام یا ترك كردن فریضه ی حج، مصداق اعراض از یاد خدا شمرده شده است . (1)

مراد از سختی و تنگی زندگی، نداشتن نیست، بلكه بسیاری از سرمایه داران به خاطر حرص، ترس و دلهره، در فشار و تنگنا زندگی می كنند. (2)

سؤال :

كور بودن مجرمین، با آیه (اقرء كتابك ) (3) كه خواندن نامه اعمال نیاز به چشم دارد، چگونه قابل جمع است. 

پاسخ :

چون در قیامت مواقف متعدّد است، ممكن است در موقفی بینا و در موقف دیگر اعمی باشند.

روایات متعدّدی مراد از كوری در قیامت را ندیدن راه حق ّ و خیر دانسته اند. (4)

امام سجاد (ع) پس از تلاوت آیه ی (من اعرض ... ضنكاً) فرمودند:

"قسم به خداوند! همانا قبر، باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودال های جهنّم است". (5)

بنابراین دامنه معیشت تنگ تا برزخ نیز ادامه دارد.

پیام ها:     

1- انسان ها در انتخاب آزادند. (من اعرض )

2- فطرت انسان بر خداپرستی است، انبیا و ادیان آسمانی تنها آن را یادآوری می كنند. (عن ذكری ) (6)

3- دوری از یاد خدا مایه اضطراب، حیرت و حسرت است، هر چند تمكّن مالی بالا باشد. (من اعرض ...)

4- زندگی آرام و شیرین، فقط در پرتو یاد و ذكر خداست . (من اعرض عن ذكری )

5- معنویت در زندگی مادّی نیز نقش مهمی دارد. (و من اعرض عن ذكری فان له معیشه ضنكاً)

6- كسی كه در دنیا چشم جانش را بر روی حقایق بست، در قیامت كور محشور خواهد شد. (من اعرض... یوم القیامه اعمی )

7- بی ایمان، هم در دنیا زندگی مشقّت بار دارد و هم در آخرت از نعمت دیدن محروم است. (من اعرض... معیشه ضنكاً ... یوم القیامه اعمی)


پی نوشت ها:

1- تفسیر نورالثقلین، علامه الشیخ عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی

2- تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، زیر نظر مکارم شیرازی، ذیل تفسیر آیه

3- اسراء/14

4- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج2، ص447

5- بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج7، ص104

6- "ذکر" یادآوری چیزی است که انسان آن را فراموش کرده است.

وبلاگ برتر

 

 

دوستان عزیز نظرات خود را با من در میان بزارید .

تاريخ تکاندهنده بهائيت(1)

تاريخ تکاندهنده بهائيت(1)

اولين دولت فزونخواه و استعمارگري که سران بابيت و بهائيت با آن در پيوند بوده اند امپراتوري روس تزاري است؛ امپراتوري متجاوز و درازدستي که در نيمه اول قرن نوزدهم با زور و نيرنگ 17 شهر از آبادترين شهرهاي کشورمان را اشغال و از پيکر آن جدا کرد و پس از آن نيز تا زمان فروپاشي (1917 م) همواره سد راه آزادي و پيشرفت ايران اسلامي بود.

علاوه بر منابع غير بهائي، در آثار خود بابيان و بهائيان نيز شواهد و دلايل تاريخي زيادي وجود دارد که حاکي از پيوند سران اين دو فرقه- خصوصاً بهائيان و بالاخص شخص حسينعلي بها- با امپرياليسم تزاري است.

شواهد تاريخي زير، نشان از «توجه خاص» روسيه تزاري به موضوع باب و حرکت او و وجود پيوند ميان بابيان و بهائيان با روس ها دارد:

1-زماني که علي محمد باب (همراه دستيارش محمدعلي زنوزي) در تبريزاعدام و جسدش در خندق افکنده شد، صبح روز بعد، کنسول روس در تبريز به کنار خندق آمد و توسط نقاش کنسولخانه به تصوير برداري از جسد باب و يار مقتولش پرداخت.

بهائيت

                     بهاء الله در حال دريافت شهريه از قنسول سفارت روس

عبدالحميد اشراق خاوري، نويسنده و مبلغ مشهور بهائي، در تلخيص تاريخ نبيل، ضمن اشاره به مطلب فوق، سخني دارد که حاکي از ارتباط و دوستي اعضاي کنسولخانه روسيه در تبريز با برخي از بابيان است: «صبح روز بعد از شهادت، قونسول روس در تبريز با نقاشي ماهر به کنار خندق رفته و نقشه آن دو جسد مطهر را که در کنار خندق افتاده بود برداشت. حاجي علي عسگر براي من حکايت کرد و گفت که يکي از اعضاي قونسولخانه روس که با من رابطه و نسبت داشت آن نقشه را در همان روزي که کشيده شده بود به من نشان داد آن نقشه با نهايت مهارت کشيده شده بود...».

محمدعلي فيضي، ديگر مورخ مشهور بهائي، نيز در تاريخ خود به نقل از حاج علي عسگر، به نکته فوق تصريح دارد. به تصوير برداري کنسولگري روسيه از جسد باب، حتي در نوشته رهبران بهائيت نظير عباس افندي و شوقي نيز تصريح شده است.

2- ملا محمدعلي زنجاني (رئيس بابيان زنجان) که در آن شهر مدت ها با قشون اعزامي از سوي اميرکبير جنگيد. در خلال جنگ به يارانش اطمينان داده بود که «دولت روس به ياري آنان خواهد آمد». فريدون آدميت. پس از نقل اين مطلب از زبان «ابوت». مامور انگليسي که از آن شهر مي گذشته سخن جالبي دارد «ملا محمدعلي زنجاني يعني جناب «حجت» که دعوي فتح کره زمين را داشت. و معتقد بود که تاجداران جهان بايد فرمان وي را به گردن نهند. و حتي حکومت مصر را به دست يکي از اولياي مقدس سپرده بود. چطور شد که به اصحابش وعده داد که امپراتور روس که در زمره همان شاهان کافر بود. به ياري آنان خواهد آمد؟! آن بيچارگان ابله هم باور فرموده بودند». همچنين، منابع بابي تصريح دارند که در جريان درگيري فوق، سفير روسيه (پرنس دالگوروکي) به امير کبير به علت سرکوب و قلع و قمع بابيان شورشگر در آن شهر اعتراض کرد.

علاوه بر منابع غير بهائي، در آثار خود بابيان و بهائيان نيز شواهد و دلايل تاريخي زيادي وجود دارد که حاکي از پيوند سران اين دو فرقه- خصوصاً بهائيان و بالاخص شخص حسينعلي بها- با امپرياليسم تزاري است.

3- ماجراي تجمع بابيان (تحت رهبري قدوس، قره العين و حسينعلي بها) در 1264 ق در بدشت (واقع در حوالي شاهرود) در تاريخ مشهور است. در آنجا تصميم گرفته شد که بابيان در ماکو (بازداشتگاه علي محمد باب) گرد آيند و براي رهايي وي، به مقرش حمله برند و در برابر دولت وقت ايران (محمدشاه و حاجي ميرزا آقاسي) «ايستادگي» ورزند و چنانچه شکست خوردند «به خاک روسيه» پناهنده شوند.

4- اعضاي خاندان افنان (خويشاوندان باب و نمايندگان عباس افندي در ايران) با سفارت روسيه پيوند نزديک داشتند و حاجي ميرزا محمدتقي افنان وکيل الدوله (پسردايي باب) و برادران و پسرانش به عنوان نمايندگان تجاري روسيه در بمبئي و يزد فعاليت مي کردند و آقا علي حيدر شيرواني (بهائي و از شرکاي تجاري خاندان افنان) از اعضاي متنفذ سفارت روس در تهران بود و با حمايت او بود که حاجي ميرزا محمد تقي افنان وکيل التجاره دولت روسيه در بمبئي شد. محمد طاهر مالميري، از عيون بهائيان، ضمن شرحي پر آب و تاب در تعريف از خويشاوندان مادري باب چنين مي گويد: «... حاجي ميرزا محمد تقي وکيل الدوله، نماينده رسمي دولت روس، با نشان مخصوص و بيرق بالاي سر درب خانه شريفشان ممتاز از ديگران بودند. روزي که نشان طلاي بزرگ از طرف دولت روس براي ايشان رسيده بود چند نفر از تجار را در بيت شريفشان دعوت فرمودند و دو ساعت اين نشان را زدند...» آواره نيز از «علاقه جات» وکيل الدوله «در روسيه» ياد مي کند.

وکيل الدوله از سوي عباس افندي دستور يافت که اولين معبد و مرکز تبليغي بهائيان در جهان (مشرق الاذکار) را در عشق آباد روسيه بنا نهد و اين ماموريت را نيز (با پشتيباني روس هاي تزاري) پيش برد و نهايتاً در حيفا (محل سکونت عباس افندي) درگذشت. در همين زمينه بايد به پيوند برادران باقراوف (سرمايه داران بهائي) با روسيه اشاره کرد که شرح «روس فيلي» و روابط آنها با عوامل روسيه در تاريخ آمده است.

5- اقدام کاپيتان تومانسکي، صاحب منصب روسي، به ترجمه و ترويج آثار بهائيان، مورد ديگري است که برخي از مطلعان، آن را شاهدي بر پيوند روسيه و بهائيت گرفته اند. والنتين چيرول، مخبر مشهور روزنامه تايمز، از کساني است که وزارت خارجه بريتانيا در مورد قرارداد 1907 (تجزيه ايران به مناطق نفوذ روس و انگليس) با وي رايزني کرد. چيرول در کتاب معتبرش: «مساله شرق وسطي» يا «چند مساله سياسي راجع به دفاع هندوستان». بهائيان را جاسوس روس ها معرفي مي کند. وي «کاپيتان تومانسکي» را از مبارزترين ماموران و عاملان آن دولت شمرده و حتي اشاعه بابيگري را نتيجه علاقه روس ها و اقدام در انتشار آثار آنان مي داند. به باور او: تومانسکي در اين راه به دولت متبوع خود خدمت کرد. گفتني است که ميرزا ابوالفضل گلپايگاني (مبلغ مشهور بهائيان) زمان اقامتش در سمرقند (1310 ق) «رساله اسکندريه» را به نام همين مسيو الکساندر تومانسکي، صاحب منصب توپخانه روس در عشق آباد، تاليف کرد و تومانسکي نيز بخشي از آن رساله را در جلد هشتم از زپيسکي (مجله روسي متعلق به شعبه اي از انجمن همايوني روسي آثار عتيقه) در سال هاي 1894- 1893. به چاپ رساند. تومانسکي، همچنين «به راهنمايي و معاونت» ميرزا ابوالفضل، کتاب مقدس بهائيان (اقدس) را به روسي برگرداند.

بهائيت

                                    اهداي نشان سر به عبدالبهاء

 

6- تشکيل اولين مرکز تبليغاتي مهم بهائي ها در خاورميانه (با عنوان مشرق الاذکار) در عشق آباد روسيه و با حمايت آشکار روس ها، نشان ديگري از پيوند دولت تزاري و سران اين فرقه است.

7- در همين زمينه بايد به حضور بهائيان در تشکيلات و موسسات مربوط به روس تزاري در ايران (همچون سفارتخانه و بانک استقراضي روسيه) اشاره کرد. (ايام تفصيل اين بحث در مطلبي جداگانه آمده است).

8- وعده هاي مکرر سران بهائيت (بها و عبدالبها) به اتباع خويش مبني بر شکست ناپذيري امپراتوري تزاري و برخورداري آن از تاييدات الهي! گواه ديگر اين پيوند است.

9- رد پاي ارتباط بابيان و بهائيان با روسيه تزاري را، بيش از هر چيز، بايستي در پرونده خود حسنعلي بها (موسس مسلک بهائيت) بازجست که پدرش ميرزا عباس نوري، دستيار شاهزاده «روس فيل» قاجار (امام وردي ميرزا) بود و سه تن از منسوبين نزديک بها (برادر، شوهر خواهر و خواهرزاده وي) در استخدام سفارت روسيه بودند و خود بها نيز در جريان ترور نافرجام ناصرالدين شاه توسط بابيان، با حمايت جدي و پيگير سفير روسيه (دالگورکي) از زندان و اعدام نجات يافت و تحت الحفظ سفارت از ايران خارج شد و لوحي در تقدير از تزار و سفيرش صادر کرد. (در مقالات بعدي به شرح بيشتر خواهيم پرداخت)

تشکيل اولين مرکز تبليغاتي مهم بهائي ها در خاورميانه (با عنوان مشرق الاذکار) در عشق آباد روسيه و با حمايت آشکار روس ها، نشان ديگري از پيوند دولت تزاري و سران اين فرقه است.

موارد 9 گانه فوق، به روشني از پيوند بهائيت با استعمار تزاري پرده برمي دارد.

 

پانوشت ها:

1- مطالع الانوار (THE DAWN BREAKERS) تلخيص تاريخ نبيل زرندي، ترجمه و تلخيص عبدالحميد اشراق خاوري، موسسه ملي مطبوعات امري، 134 بديع، صص 504- 503؛ ظهور الحق، فاضل مازندراني، 3/257؛ حضرت نقطه اولي 1266- 1235 هجري/ 1850- 1819 ميلادي، محمدعلي فيضي، آذر 1352، موسسه ملي مطبوعات امري. 136 بديع، صص 347- 348؛ مقاله شخصي سيا- ... (عباس افندي)، موسسه ملي مطبوعات امري، سال 119 بديع، ص 49، شوقي افندي، ترجمه نصرالله مودت. موسسه ملي مطبوعات امري، تهران، 1/258- 247؛ آهنگ بديع، سال 24 (1348) ش 9 و 10، ص 288

2- مطالع الانوار، صص 503- 504 نيز ر.ک. ظهور الحق. 3/257 به نقل از نبيل زرندي

3- حضرت نقطه اولي ... صص 348- 347

4- ر.ک. مقاله شخصي سياح ... عباس افندي. ص 49؛ قرن بديع، شوقي، 1/247 به بعد

5- اميرکبير و ايران، فريدون آدميت، چاپ 5: انتشارات خوارزمي، تهران 1355، ص 449

6- همان: ص 450

7- نقطه الکاف، به اهتمام ادوارد براون، مطبعه بربل هلاند، 1328 ق. صص 234- 233 و نيز ص 266

8- فتنه باب. اعتضاد السلطنه، توضيحات عبدالحسين نوايي، ص 179.

9- ظهورالحق. ج 8. قسمت اول، ص 431؛ «جستارهايي از تاريخ بهائيگري در ايران...» عبدالله شهبازي، تاريخ معاصر ايران، س 7.ش 27. پاييز 1382. ص 20

10- خاطرات مالميري. حاج محمد طاهر مالميري. لجنه ملي نشر آثار امري به لسان فارسي و عربي، لانگنهاين- آلمان. 149 بديع/ 1992 م. صص 61- 60

11- الکواکب الدريه. 2/96

12- ر.ک. سفرنامه ظهيرالدوله همراه مظفرالدين شاه به فرنگستان به کوشش دکتر محمد اسماعيل رضواني. ص 51 و 69- 68، کشف احيل، آيتي. ج2. چ4. ص 39-38 و ج3. چ4. صص 198- 196 و ج1. چ7. صص 27-26؛ ايراني که من شناخته ام. ب. نيکيتين. ترجمه فره وشي و مقدمه ملک الشعراي بهار، کانون معرفت. تهران 1329. صص 167- 165

13- اميرکبير و ايران. آدميت. با مقدمه محمود محمود. چاپ اول: انتشارات بنگاه آذر، تهران 1323. قسمت اول. ص 256.

14- بهائيان. محمدباقر نجفي. چاپ اول صص 363- 362

15- آهنگ بديع. سال 19 (1343). ش 1. مقاله «کتاب اقدس» تدوين دکترمحمد افنان و ... ص 13. بجا است در مورد ماهيت و مواضع سياسي کسان ديگري از روسيان نيز (همچون رزن، ژوکوسکي و کاظم بيک الکساندر قاسمويچ) که راجع به بابيه و بهائيه پژوهش و تاليف کرده اند. تحقيقي صورت گيرد.

16- ر.ک. فلسفه نيکو. حسن نيکو. 2/165- 163

جوانى از منظر معصومان (علیهم السلام)

جوانى از منظر معصومان (علیهم السلام)

جوان

پیش گفتار

از زمانى كه انسان پاى به عرصه وجود مى‌نهد، دوره‌هاى گوناگونى را پشت سر مى‌گذارد. دوران نوزادى، شیرخوارگى، خردسالى، كودكى، نوجوانى، جوانى، میانسالى و پیرى هر یك از این دوره‌ها شرایط متناسب خود را دارند و انسان باید از آمادگى همان دوره برخوردار باشد، از میان این چند دوره مى توان به بهار جوانى اشاره كرد. بهارى كه در آن، سرنوشت انسان رقم خورده، شخصیت وى شكل مى گیرد و استعدادها بارور شده پایه هاى دینى و عقیدتى مستحكم مى‌گردد.

جوانى بهار زندگى است، بهارى ارزشمند اما زودگذر.

حال باید دید كه چگونه از بهار جوانى كاملا بهره بریم و از این سرمایه عظیم پاسدارى و حراست نماییم؟

این جاست كه باید با تلاشى پى‌گیر و مستمر، دنبال راه و روش صحیح و كاملا بى‌عیب و نقص بود؛ راهى كه انبیا و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) در پیش گرفتند و نتیجه روشن و مطلوب آن را براى ما بازگو نمودند.

حضرت علی قلب نوجوان را مانند زمین كاشته نشده ولى آماده بذر پاشى می‌داند كه اگر آن چه را كه باعث سعادت و كامیابى یك جوان است، بذر افشانى نكنیم، خواه ناخواه دیگران بذرافشانى خواهند كرد

در نظر پیامبر (صلى الله علیه وآله)، این دوران آن‌چنان مهم و ارزشمند است كه به ابوذر غفارى دستور می‌دهد تا این فرصت طلایى را به عنوان غنیمت تلقى كرده و از آن كاملا بهره بردارى كند و می‌فرماید: «یا أباذر اغتنم شبابك قبل هرمك (1) اى ابوذر از جوانى خود پیش از فرا رسیدن دوران پیرى كاملا استفاده كن». پیرى دوران استفاده از ذخیره‌هاست نه ذخیره سازى. بدین جهت پیامبر از ابوذر می‌خواهد تا قدر جوانى خویش را شناخته و آینده را پیشاپیش بیمه كند.

بهره جوانى

عمرو بن حمق خزاعى، یكى از صحابه پیامبر و از یاران شجاع و مخلص ‍امیرمؤمنان (علیه السلام) بود كه سرانجام توسط دژخیمان معاویه دستگیر شد و پس از شهادت، سر مقدسش را به عنوان هدیه نزد معاویه بردند.

او هنگام جوانى براى پیامبر (صلى الله علیه وآله) آب برد، پیامبر پس از آشامیدن، در حق او دعا كرد و چنین فرمود: «اللهم امتعه بشبابه (2)؛ خدایا او را از جوانى بهره‌مند ساز».

دقت در این ماجرا و دعاى پیامبر (صلى الله علیه وآله) بسیارى از مسائل را براى ما آشكار می‌سازد؛ زیرا آثار جوانى در نظر مبارك پیامبر، آن قدر مهم بوده كه درباره عمرو چنین دعایى می‌كند.

تأثیر این دعاى مستجاب درباره عمرو فقط براى این نبوده كه وى از نظر ظاهرى و شكل و قیافه جوان بماند؛ چرا كه این اثر در برابر دیگر آثار مثبت جوانى بسیار ناچیز است، گفتنى است كه عمرو در اثر دعاى خیر پیامبر (صلى الله علیه وآله) تا هشتاد سالگى از روحیه‌اى جوان برخوردار بود.

پیامبر دعا كرد تا فكر و اندیشه عمرو مانند یك جوان، و سلامت جسمى او، سلامت یك جوان، و حال عبادت او، همانند حال عبادت یك جوان بانشاط و سالم همچنان باقى بماند در نتیجه، او با این كه هشتاد سال از عمر با بركت خود را پشت سر گذرانده بود اما همچنان قوى و نیرومند، در كنار امیرمؤمنان (علیه السلام) در صحنه‌هاى نبرد می‌غرید و می‌خروشید؛ گویى فراموش كرده بود كه هشتاد سال از عمر شریفش می‌گذرد.

گل

پرسش از جوانى در قیامت

روشن است كه نعمت‌هاى خداوندى هر چه ارزشمندتر باشد، در روز واپسین حساب دشوارترى را در پى خواهد داشت. جوانى یكى از همان نعمت هاى ارزشمندى است كه انسان باید در دادگاه عدل الهى پاسخ گوى برخورد با این نعمت باشد.

پیامبر (صلى الله علیه وآله) نیز در این راستا می‌فرماید: «بندگان در روز قیامت هیچ گامى بر نمی‌دارند مگر اینكه باید به چهار چیز پاسخ دهند: نخست از عمر، كه در چه كارى آن را به پایان رسانده؛ دوم از جوانى كه در كجا به كار برده شده؛ سوم از علم و دانششان كه چگونه از آن بهره جسته‌اند؛ و چهارم از دارایى و ثروتشان كه از كجا آورده و در كجا به مصرف رسانده‌اند».(3)

               جوانى بهار زندگى است، بهارى ارزشمند اما زودگذر

در جوانى چه رازى نهفته است كه از یك سو پیامبر سفارش فرموده و از سوى دیگر، در قیامت از آن سوال می‌شود؟

پاسخ این پرسش بسیار روشن است: جوانى دوران نشاط و سلامتى است فكر جوان همانند خود جوان بسیار مستعد است قلب جوان بسیار رقیق و مهربان است و تیرگى قلب بسیارى از بزرگسالان را ندارد.

بى جهت نیست كه خداوند به جوانان نظر دیگرى دارد و از باب لطف و مرحمت برخى گناهان جوانان را نادیده می‌گیرد؛ اما زمانى كه از سن جوانى بگذرد و به چهل سالگى برسند، دستور می‌آید تا هر گناه بزرگ و كوچك را بر همگان بنویسند و هرگز در این جهت كوتاهى نكنند.(4)

حساسیت امیرمؤمنان به دوران جوانى

امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز به این دوران بسیار حساس و امیدوار بودند؛ چرا كه تمام افتخاراتى كه به دست آورده بودند در همین دوران بوده است.

او می‌خواست تا هر نسلى كه به مرحله شكوفایى می‌رسد قدر جوانى را بشناسد و كاملا از خود مراقبت كند در نامه اى كه به فرزندش امام حسن مجتبى (علیه السلام) می‌نویسد، ضمن اشاره به آمادگى هاى دوران جوانى و بهره جستن از آن فرصت‌ها به یك بحث تربیتى بسیار دامنه دار و گسترده می‌پردازد و در بخشى از آن نامه، چنین یاد آور می‌شود:

«...پسرم هنگامى كه دیدم سالیانى از من گذشت و توانایى رو به كاستى رفت به نوشتن وصیت براى تو شتاب كردم و ارزش‌هاى اخلاقى را بر تو شمردم پیش از آن كه اجل فرا رسد؛ در حالى كه رازهاى درونم را به تو منتقل نكرده باشم و در نظرم كاهشى پدید آید چنان كه در جسمم آمد و پیش از آن كه خواهش ها و دگرگونى هاى دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشكل گردد زیرا قلب نوجوان چونان زمین كاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است كه در آن پاشیده شود

     اى ابوذر از جوانى خود پیش از فرا رسیدن دوران پیرى كاملاً استفاده كن

پس در تربیت تو شتاب كردم پیش از آن كه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد تا به استقبال كارهایى بروى كه صاحبان تجربه زحمت آزمودن آن را كشیده‌اند و تو را از تلاش و یافتن بى نیاز ساخته‌اند پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم»(5)

امیرمؤمنان در این بخش از نامه خود به فرزندش امام حسن (علیه السلام) بر مواردى تأكید می‌ورزد كه هر یك از این موارد، قابل بحث و بررسى است.

حضرت بر قلب و عقل جوان تكیه كرده كه بزرگترین سرمایه‌ى یك جوان است. ایشان قلب نوجوان را مانند زمین كاشته نشده ولى آماده بذر پاشى می‌داند كه اگر آن چه را كه باعث سعادت و كامیابى یك جوان است، بذر افشانى نكنیم، خواه ناخواه دیگران بذرافشانى خواهند كرد.

سرمایه دوم در كلام امیرمومنان (علیه السلام) نسبت به یك جوان، عقل است كه در این مورد باید كنترل شود، تا دیگران فكر جوان را آلوده و منحرف نكنند و وجود این دو سرمایه بزرگ در یك جوان راه را براى استفاده صحیح از جوانى باز خواهد كرد.

... ادامه دارد


1- بحارالانوار، ج 77، ص 75؛ مشكاة الانوار، ص 171.

2- سفینة البحار، ج 2 ص 260

3- مشكاة الانوار، ص 171؛ كافى ؛ ج 2، 135.

4- سفینة البحار، ج 1، ص 504

5- نهج البلاغه، نامه 31، ترجمه محمد دشتى، ص 521

جوان از منظر معصومان-محمد جواد مروجى طبسى

مخالفت بی سابقه مردم آمریكا‌ با حمله نظامی به ایران

مخالفت بی سابقه مردم آمریكا‌ با حمله نظامی به ایران

 

رسانه ها

 

 نظرسنجی مشترك روزنامه یو اس ای تودی و پایگاه گالوپ نشان داد، آمریكایی‌ها ضمن تأكید بر گزینه دیپلماسی با عملیات نظامی علیه ایران مخالف هستند.  

به گزارش فارس به نقل از روزنامه یو اس ای تودی، نتایج نظرسنجی از مردم آمریكا حاكی از آن بود كه بیشتر مردم این كشور بر اتخاذ روند دیپلماتیك و اعمال تحریم‌های اقتصادی در عوض رویارویی نظامی تأكید دارند.

مردم آمریكا به موضوع ایران به ویژه در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری 2008 اهمیت می‌دهند و یكی از مولفه‌های مورد توجه مردم برای انتخاب رئیس جمهور آینده آمریكا به شمار می‌رود.

 

در حالی كه فقط 18 درصد پرسش‌شوندگان به حمله نظامی علیه ایران رأی مثبت دادند، 73 درصد از مردم آمریكا با گزینه نظامی شدیداً مخالفت كردند.

بر اساس این نظرسنجی، مردم در پاسخ به این پرسش كه اگر تحریم‌ها به نتیجه نرسد، آیا باید به گزینه حمله توجه شود، 34 درصد موافق و 55 درصد مخالف بودند.

این در حالی است كه شمار جمهوریخواهان موافق با گزینه حمله علیه ایران دو برابر دمكرات‌ها بود.

"استیون كول"، رئیس برنامه گرایش سیاست بین‌المللی دانشگاه مریلند، گفت: "اگر این نظرسنجی پرسش‌های خود را گسترش می‌داد و درباره عملیات نظامی یكجانبه آمریكا از مردم می‌پرسید، این آمار تفاوت چشمگیری داشت و شمار مخالفان بیشتر می‌شد. اما آن نشان داد كه تقریباً نیمی‌ از مردم آمریكا نگران این اتفاق هستند.»

 

لفاظی‌های خشن "جورج بوش"، رئیس جمهور آمریكا، و "دیك چنی"، معاون وی، درباره برنامه هسته‌ای ایران به نظر می‌رسد نگرانی مردم این كشور را در خصوص تهدیدهای احتمالی تشدید كرده‌ است.

شمار یك هزار و 24 بزرگسال آمریكایی طی تماس تلفنی به این نظرسنجی روز یكشنبه پاسخ دادند.

سه چهارم مردم آمریكا ابراز نگرانی كردند كه واشنگتن در تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی موفق نخواهد شد. 35 درصد از جمهوریخواهان و 36 درصد از دمكرات‌ها در خصوص آینده این روند شدیداً نگران هستند. همچنین سه چهارم آمریكایی‌ها نگران شتابزدگی واشنگتن در مبادرت به عملیات نظامی علیه ایران هستند.

احزاب در این موضوع نظرات متفاوتی دارند. فقط 25 درصد از جمهوریخواهان شدیداً نگران استفاده شتابزده از نیروی نظامی هستند، در حالی كه 57 درصد از دمكرات‌ها در این خصوص ابراز نگرانی شدید كرده‌اند.

"باراك اوباما" و "جان ادواردز"، نامزدهای دمكرات انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریكا، از "هیلاری كلینتون"، نامزد دیگر دمكرات، برای حمایت از طرح سنا در نامگذاری سپاه پاسداران ایران به عنوان سازمان تروریستی به شدت انتقاد كردند.

همچنین بوش ركورد نامطلوبی از رضایت مردم آمریكا را كسب كرده است و 64 درصد از مردم نسبت به عملكرد وی ناراضی هستند.

برای نخستین بار در تاریخ نظرسنجی‌های گالوپ، 50 درصد از مردم مخالفت شدید خود را با عملكرد رئیس جمهور آمریكا اعلام كردند. این در حالی است كه "ریچارد نیكسون"، رئیس جمهور پیشین آمریكا، قبل از استیضاح در 1974 ركورد مخالفت مردمی 48 درصدی را به خود اختصاص داده بود.

اسلام هک نمی‌شود(1)

اسلام هک نمی‌شود(1)

 

اینترنت

 

نگاهی به پدیده جهاد اینترنتی

 

سال 1350، خیل جمعیت در مسجد نارمک به انتظار استاد نشسته بود. استاد که وارد شد صدای صلوات فضا را عطر آگین کرد شیخ بدون آنکه ذره‌ای در دلش احساس غرور کند از میان جمعیت عبور کرد و به سمت جایگاه سخنران رفت.

 

مطهری که بر منبر نشست باز هم طنین صلوات گوش‌هایش را نوازش کرد... سخن را چنین شروع کرد: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، الحمدلله رب العالمین باری الخلائق اجمعین... من یخرج من بیته مهاجر الی‌الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی‌الله...».

 

ساعت‌ها گذشت، اما جمعیت همچنان سراپا گوش نشسته بود. شیخ در اثنای صحبتش احساس کرد بد نیست کمی هم درباره ظهور حضرت مهدی (عج) و ارتباط آن با جهاد صحبت کند «انتظار ظهور یعنی چه؟ «افضل الاعمال انتظار الفرج» یعنی چه؟ بعضی فکر می‌کنند اینکه افضل اعمال انتظار فرج است، به این معناست که انتظار داشته باشیم امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) با عده‌ای که خواص اصحابشان‌اند یعنی 313 نفر، و عده‌ای غیر خواص ظهور کنند؛ بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند امنیت و رفاه و آزادی کامل را برقرار کنند، آن وقت به ما بگویند بفرمایید!

اما نه! انتظار فرج داشتن یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیاناً شهید شدن، یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق، نه آرزوی اینکه تو برو کارها را انجام بده، بعد که همه کارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره‌گیری شد. آن وقت من می‌آیم!... انتظار فرج داشتن یعنی سعی کنیم دنیا را اصلاح کنیم و...».

 

از مباحثی که در تمام دوران حیات تمدن اسلامی اهمیت خویش را حفظ کرده است و متفکران مختلف مسلمان بر آن تاکید کرده‌اند. هجرت و جهاد است؛ چرا که هجرت و جهاد به عنوان دو عنصر اصلی ایجاد و حفظ امت واحد اسلامی مطرح‌اند. در حقیقت، از طریق جهاد است که مسلمانان با از بین بردن موانع گسترش پیام عدل و توحید، زمینه گرایش ملل و جوامع به اسلام را فراهم آورده، مرزبندی‌های ساخته دست بشر غربی را می‌شکنند و راه اتحاد جوامع مسلمان و ایجاد امت اسلام را هموار می‌کنند.

 

اما امروزه با گسترش کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده دشمنان اسلام از این ابزارها در جهت هدایت جنگ‌های روانی، این فریضه مقدس ابعاد تازه‌ای یافته است.

کاوه سید مفیدی، مدیر شبکه سکیور تارگت در این زمینه می‌گوید: شاید زمان آن باشد که دنیای اسلام علاوه بر تقابل آشکار فیزیکی، دست به جنگ سایبر علیه صهیونیسم- که بزرگ‌ترین دشمن اسلام در زمان حال است- بزند.

 

وی در باره افزایش ضریب نفوذ سایت‌های اسلامی در اینترنت اظهار می‌کند: مالکیت و قدرت در فضای سایبری را می‌توان در دو عامل میزان و مقدار فراهم‌سازی اطلاعات، و تلاش در جهت تسلط بر عناصر اصلی و زیرساخت‌های اساسی این فضا خلاصه کرد. اجتماع اسلام باید با تشدید نفوذ در منابع اطلاعاتی (سایت‌های وب) بخش بیشتری از اصلی‌ترین عوامل کشش کاربران اینترنتی را به خود اختصاص دهد و با در دست گرفتن زیرساخت‌ها مانند ثبات خانه‌ها (مراکز ثبت نشانی‌های اینترنتی). و فراهم کنندگان ارتباطی (ISPها) بر قدرت این جامعه بیفزاید؛ چرا که مسلما قدرت بخشیدن به هر یک از این دو عامل، تضعیف نیروی مقابل را به همراه خواهد داشت.

 

مفیدی در مورد راهکار موثر جهاد در فضای سایبر تصریح می‌کند: سایت‌های اسلامی نباید به طور مستقیم به تبلیغ تفکر و دیدگاه‌های اسلامی بپردازند. بلکه باید به نحوی سیاستمدارانه، نیازهای کاربران را برطرف کنند و غیرمستقیم آنان را به سمت اسلام بکشانند. برای مثال، سایتی اسلامی را تصور کنید که مبادرت به فروش کتاب‌های مختلف الکترونیکی می‌کند، ولی برخی کتاب‌های فنی در باره برنامه‌نویسی را به رایگان در اختیار کاربران قرار می‌دهد. و در این میان کافی است مولف این آثار مسلمان باشد تا بتواند دست به تبلیغ دین خود بزند. یا سایت‌های اسلامی فروش لباس را تصور کنید که لباس‌های اسلامی را با قیمت بسیار پایین‌تری به فروش می‌رسانند.

 

مهدی حق‌وردی طاقانکی، از دیگر فعالان محیط مجازی که یکی از دست‌اندرکاران مرکز مجازی مهدویت است، می‌گوید: هم‌زمان با گسترش انقلاب اطلاعات،  عملیات تهاجمی، نظامی و تاکتیک‌ها، به گونه‌ای متحول شده است که جنگ‌های اطلاعاتی به تنهایی یا به همراه عملیات‌های نظامی کوچک قابلیت وارد کردن صدمات و لطمات زیاد به دشمن را دارند.

 

وی در تعریف جنگ‌های اطلاعاتی اظهار می‌‌دارد: جنگ اطلاعاتی عبارت است از استفاده از شبکه‌های الکترونیکی برای تخریب و یا از کار انداختن اطلاعات دیجیتالی و غیرعملیاتی کردن زیرساخت‌های اطلاعاتی یک جامعه یا نیروی نظامی.

او در نهایت اضافه می‌کند: با توجه به استفاده ابزاری دشمن از فضای مجازی برای هجوم و یورش به جهان اسلام و بالاخص شیعه به نظر می‌رسد باید به مفهوم جهاد در اسلام از دیدگاه جدیدی نگریست و به راهکارهای علمیاتی جهاد واژه‌ای به نام جهاد مجازی (Virtual Jihad) اضافه کرد و با بالا بردن سطح علم و آگاهی درباره دفاع و جنگ در فضای سایبر، سربازان حق‌طلب را در این راستا آموزش داد.

جهاد مجازی، جهاد الکترونیکی و جهاد اینترنتی اصطلاح‌هایی‌اند که شاید تاکنون آنها را شنیده باشید. واقعیت این است که این نوع جهاد دارای تفاوت ماهوی با جهاد به شکل سنتی آن نیست و تنها تفاوت این جهاد با انواع دیگر جهاد این است که در بستر الکترونیک انجام می‌شود.

به اعتقاد صاحب‌نظران جهاد الکترونیک دارای دو نوع است:

1- جهاد سایبرنتیک (CYBER JIHAD)

2- جهاد شبکه‌ای (NET JIHD)

که هر یک از اینها، خود دارای دو نوع تدافعی و تهاجمی‌اند.

ادامه دارد.......

 

                                                                              محمد صادق افراسیابی

منبع: هفته نامه سروش

خانه مهدى كجاست؟

خانه مهدى كجاست؟

يا مهدي

                                          از سامرا تا سهله

 

بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مى‏كند.

براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امام زمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:

1 . دوران پدر

بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مى‏زيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديده‏اند . امام در يكى از ملاقات‏هايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1)

روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2)

امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مى‏دهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مى‏كرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مى‏داشت .

بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مى‏يابد، صحراى عرفات در ايام حج است

2 . غيبت صغرا

امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مى‏كرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مى‏بردند . آن‏ها نامه‏هاى مردم را به وى مى‏رساندند و پاسخ دريافت مى‏كردند . امام صادق - عليه السلام - مى‏فرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمى‏داند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مى‏آمدند .

3 . غيبت كبرا

درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمى‏توان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مى‏گويد: همين جمله دلالت مى‏كند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مى‏برد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى‏» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمى‏كند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگ‏هاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپه‏هاى بلند و ريگزارها و سرزمين‏هاى مورد اطمينان افكنده است . (8)

برخى احتمال مى‏دهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مى‏برد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلث‏برمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشريف - مى‏دانند; زيرا به رغم تلاش‏هاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بى‏ترديد اين نظر نادرست مى‏نمايد . (9)

به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مى‏يابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مى‏كند . هيچ كس وى را نمى‏شناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10)

بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مى‏يابد، صحراى عرفات در ايام حج است .

عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مى‏بيند ولى مردم او را نمى‏بينند . (11)

محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مى‏گويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حج‏حضور پيدا مى‏كند . مردم را مى‏بيند و مى‏شناسد; ولى مردم - با اين‏كه او را مى‏بينند - نمى‏شناسند . (12)

4 . عصر ظهور

امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت ‏خواهد كرد. ده‏ها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزارده‏اند و محل سكونت‏ بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مى‏بينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.

به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مى‏يابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مى‏كند .

ابوبصير پرسيد:

آيا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟

حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مى‏كشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خداوند مى‏پردازند . (15)

ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقام‏ها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند.

                                                                                                                                   محمد جواد طبسى


پى‏نوشت‏ها:

1) بشارة الاسلام .

2) اثبات الهداة، ج 3، ص 415 .

3) غيبه، شيخ توسى، ص 165 .

4) بحارالانوار، ج 52، ص 155 .

5) همان، ص 153 .

6) همان، ص 158 .

7) تفسير عياشى ج 2، ص 56 .

8) با خورشيد سامرا، ص 82 .

9) براى آگاهى بيش‏تر به كتاب جزيره خضرا، افسانه يا واقعيت مراجعه شود .

10) همان، ص 154 .

11) كافى، ج 1، ص 337 .

12) بحارالانوار، ج 52، ص 152 .

13) اين مسجد در چند كيلومترى شهر كوفه قرار دارد .

14) بحارالانوار، ج 52، ص 317 .

15) همان .

منبع:

مجله پرسمان، پيش شماره 3

محبوبيت حجاب بين دختران آمريکا

محبوبيت حجاب بين دختران آمريکا

 

دختران مسلمان

 

حجاب در ميان دختران مسلمان آمريکا با توجه به تمام تبعيضها و نژادپرستي ها همچنان به مجبوبيت چشمگير خود باقي است، ضمن اينکه مسلماناني که در اقليت به سر مي برند تلاشهايي به منظور وحدت رويه و انسجام ميان مساجد انجام مي دهند تا هويت اسلامي خود را حفظ کنند.

 

محبوبيت حجاب و هويت اسلامي بين دختران آمريکا

علاوه بر افزايش شمار مسلمانان آمريکا، تعداد دختران نوجواني که مي‌خواهند هويت اسلامي خود را با رعايت حجاب در ايالت فلوريداي جنوبي بيان کنند، افزايش چشمگيري يافته است.

عاشيه موسي استاديار مطالعات اسلامي دانشگاه بين المللي فلوريدا گفت: به طور کلي تعداد دختران بين 18 تا 30 سال که در ايالت فلوريدا با حجاب و روسري مشاهده مي شوند نسبت به يک دهه گذشته افزايش چشمگيري داشته است.

دختران مسلمان اظهار مي دارند به واسطه حفظ حجاب مي خواهند هويت اسلامي خود را بيان کنند.

از سوي ديگر اقليت مسلمان جنوب فلوريدا نيز طي سالهاي اخير افزايش يافته اند و اين ايالت در حال حاضر دربرگيرنده 70 هزار مسلمان است .

ايمي علي پزشکياري که دختري محجبه دارد گفت: جامعه مسلمان اين منطقه به قدري رشد کرده که جوانان آن از قدرت و شهامت پوشيدن حجاب برخوردارند.

اسلام حجاب را به عنوان اصول واجب پوشش براي زنان مسلمان تلقي کرده و آن را نماد دين نمي داند، روسري و حجاب مسلمانان پس از ممنوعيت سال 2004 حجاب در مدارس و نهادهاي دولتي به بحث داغ اروپا تبديل شد و پس از آن بسياري از کشورهاي اروپايي از اين روند پيروي کردند.

اگرچه خانواده هاي جنوب کاليفرنيا هنوز هم نسبت به اين امر که فرزندان آنها مورد تبعيض نژادي و هدف حملات نژاد پرستانه واقع شوند واهمه دارند. با گذشت شش سال پس از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر هنوز از بسياري از مسلمانان آمريکايي نسبت به ادامه تبعيضها و باروهاي نادرست به علت پوشش و هويتهاي اسلامي معترض هستند.

اداره امنيت حمل و نقل آمريکا در ماه آگوست قانوني تصويب کرد که به موجب آن به مأموران فرودگاه اجازه مي دهد هرفردي که داراي پوشش سر بود را مورد تفتيشهاي دقيق تر قرار دهد.

 

گسترش فعاليتهاي خيرخواهانه مسلمانان آمريکا

مسلمانان آمريکا که جامعه خود را در معرض اتهامها و سوء باورهاي به وجود آمده از حملات تروريستي مي دانند با تلاشهايي گسترده در راستاي درک بين اديان و اقداماتي خيرخواهانه چون ارائه کمکهاي پزشکي بهداشتي اقشار کم درآمد مردم تلاش مي کنند گامي در راستاي بهبود چهره اسلام برداشته و اسلام را آنطور که هست نشان دهند در اين ميان فعاليت کلينيک پزشکي بهداشتي مسلمانان جنوب لس آنجلس براي اقشار کم درآمد نمونه مناسبي از اين فعاليتهاي بين ديني با حفظ هويت اسلامي است.

کلينيک امت ارائه کننده تسهيلاتي است که مي تواند همکاري ميان اديان را از نظر پزشکي و ساير خدمات به ساکنان کم درآمد جنوب لس آنجلس ارتقاء دهد.

اين مرکز در سال 1992 توسط گروهي از دانشجويان پزشکي مسلمان تأسيس شد که کارهاي خيريه خود را با کيفيت عالي مراقبتهاي بهداشتي به ساکنان نيازمند جنوب لس آنجلس ارائه دادند. يازده سال پس از آن کلينيک امت در خيابان فلورانس جنوب لس آنجلس داراي 20 هزار بيمار بود که بيشتر آن را غير مسلمانان تشکيل داده بودند و در حقيقت نقطه اتکا پزشکي ساکنان کم درآمد آن منطقه شده بود. درشرايطي که تنشهاي خاورميانه و حملات ترويستي ذهنيت نامناسبي از مسلمانان براي آمريکايي ها ساخته اين کلينيک منبع افتخار مسلمانان جنوب کاليفرنيا و حتي سراسر آمريکا محسوب مي شود.

شکيل سيد مدير اجرايي شوراي اسلامي "شورا" در جنوب کاليفرنيا گفت: اين حقيقت اسلام است که ما مي توانيم نشان دهيم. ما به افرادي که کلينيک امت را پايه گذاري کردند افتخار مي کنيم.

سالن انتظار اين کلينيک با آيات قرآن و نقاشي هاي رنگي کودکان تزئين شده و الگوي ملي تلقي مي شود. گروه هاي اسلامي دست کم نيمي از شهرهاي آمريکا چون سن برناردينو، خواستار راهنمايي از پايه گذاران اين مرکز پزشکي شده اند تا بتوانند تلاشهاي خود را در اين زمينه قوت بخشند. کلينيک امت با کمتر از 12 نفر دانشجوي پزشکي و بهداشت عمومي دانشگاه لس آنجلس کاليفرنيا فعاليت خود را آغاز کرد ، بيشتر آنها در انجمن اسلامي دانشگاه فعال بودند که پيش از تأسيس آن با اساتيد خود درباره تشکيل يک کلينيک يا دست کم يک واحد بهداشتي سيار که بتواند در مناطق کم درآمد فعاليت کنند رايزني کرده بودند.

رشدي عبدالقادر يکي از پايه گذاران اين مرکز در اين مورد به ضرورت و نياز مردم اين منطقه اشاره کرد و گفت: در آن زمان عدم تساهل مردم نسبت به مسلمانان شدت گرفته بود و انجام چنين اقداماتي ضروري به نظر مي رسيد. مي خواستيم گامي مؤثر براي جامعه مسلمان برداريم بنابراين کاري را آغاز کرديم که به روابط بهتر ميان مردم کمک کند.

ياسر امان که کار در اين کلينک را به صورت داوطلبانه آغاز کرده گفت: براساس آموزه هاي اسلام زماني که مي بينيم امر در جريان درست قرار ندارد بايد براي بهبود اوضاع اقدامي صورت دهيم.

دانشجويان که بيشتر آنها اهل خاورميانه، جنوب آسيا و حتي آمريکايي بودند تلاشهاي خود را با برقراري ارتباط با شرکتهاي وسائل و ابزار پزشکي آغاز کردند و طي يک سال، بيش از 150 هزار دلار تجهيزاتي به دست آورند که به آنها اهدا شده بود.

ريتا والتر عضور سابق شوراي شهر لس آنجلس که تحت تأثير تعهد اين دانشجويان مسلمان قرار گرفته بود با درنظر گرفتن يک کلينيک به جاي واحد بهداشتي سيار آنها را تشويق کرد.

اين مرکز بهداشتي - اسلامي براي نخستين بار در سال 1996 فعاليت خود را آغاز کرد که طي چهار سال پس از آن تعداد فعالان داوطلب آن افزايش يافت و مبالغي که به آنها اهدا مي شد نيز چشمگيرتر شد و از نخستين روزهاي فعاليت خود الگوي همکاري بين اديان بود. براي مثال مردي که بسياري از بنيان گذاران اين کلينک، وي را راهنماي خود مي دانستند و از استاتيد دانشگاه لس آنجس کاليفرنيا محسوب مي شد، يهودي بود.

ريچارد اوساتين راهنماي دانشجويان پزشکي و مؤسس اين کلينيک که اکنون در دانشگاه تگزاس تدريس مي کند از همکاري با آنها به منظور افزايش درک و همکاري ابراز مسرت کرد و يادآور شد که براي اين همکاري ارزش بسياري قائل است.

بيشتر اعضاي هئيت مديره کلينيک مسلمان هستند اما برخي از کارکنان اين کلينيک غيرمسلمان هستند که در آن ميان مي توان به دکتر استيون مورفي مدير يکي از بخشهاي کلينيک اشاره کرد که کاتوليک است.

در ميان بيماران اين کلينيک 98 درصد غير مسلمان، 70 درصد لاتين، 25 درصد آفريقايي – آمريکايي و بقيه آسيايي هستند. مؤسسان کلينيک اظهار مي دارند که در روزهاي نخست فعاليت جمع کردن هداياي جامعه مسلمان بسيار دشوار بود، چرا که آنها ترجيح مي دادند کمکهاي مالي خود را به مساجد و ساير مراکز بهداشتي پزشکي اسلامي اهدا کنند اما چندي نگذشت که وضعيت تغيير کرد و سال گذشته ميلادي در دهمين سالگرد تأسيس اين کلينيک مبالغ اهدايي آنها به بيش از 384 هزار دلار رسيد.

 

منبع: خبرگزاري مهر

بیاد قیصر

بیاد قیصر

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

دوستان عزیز

لطفا در جهت بهسازی وارتقا مطالب وبلاگ نظرات خود را وارد نمایید. 

 با تشکر احمد طیبی

 

یا رسول الله(صل)