آژانس شیشه ایی و میرحسین موسوی
"آژانس شیشه ای" که در سال پر التهاب 1376(دولت اصلاحات) ساخته شد، درباره بسیجی بنام «حاج کاظم» است که برای رسیدن به حق دوست خود دست به کاری غیر متعارف می زند،کاری که باعث می شود که او را یک "تهدید برای امنیت ملی" به حساب بیاورند؛کسی که زمانی برای مقابله با تهدید امنیت ملی به جنگ رفته بود.
اما قسمتی که توجه من را جلب کرد آنجایی بود که سلحشور(رضا کیانیان) به داخل آژانس آمد و در مخالفت با اقدام حاج کاظم چنین گفت:«دهه ما دهه ثباته و مسئله ما مسئله امنیت.کسی دوست داره دوباره یکی از این کشور های همسایه به ما حمله کنه؟» و حالا بعد از ۱۲ سال دوباره داریم این حرف ها را از زبان کسی می شنویم که خود این بار نقش مخل امنیت ملی را هم دارد بازی می کند.

من به غربت حاج کاظم ها نگاه می کنم و اشک میریزم.گمان من از آژانس شیشه ای در آن زمان تنها یک فیلم بود و آن را ابتکار یک فیلمساز موفق می دانستم.آن زمان وقتی نظرات آن گروگان ها(شاهد ها) را می شنیدم که می گفتند که "شما با پول ما به جنگ رفتید"،"شماها که گاز و یخچالتون را گرفتید" و کارهایی را انجام دادند که تو را مجبور کرد با "مشت به شیشه بکوبی"،دلم طوفان می شد و چشمانم دریا.(دل من که وافعاً شکست.اشکی که حتی مادرم هم نفهمید کی ریخته شد)ای کاش آژانس شیشه ای آن تنها ابتکار یک ذهن خلاق بود ولی...
اما...حالا دارم تک تک آن سکانسها و دیالوگ ها را در شهر خودمان و کنار خودمان می بینم؛روایتی تلخ اما حقیقی و زنده از آژانس شیشه ای.وقتی می بینم کسانی را که به سرباز وطن که پایش را هم در همین راه داده است،توهین می کنند،تهمت می بندند و او را دشمن قلمداد می کنند و مقابلش به خیال خود اسلحه می کشند،آرزو می کنم...


وقتی می بینم سلحشور هایی را که اینبار نه دغدغه امنیت ملی دارند و نه در جایگاه حق هستند ولی باز هم به حاج کاظم ها تهمت می زنند و خود امنیت ملی را به خطر می اندازند آرزو می کنم...
وقتی می بینم میر حسین هیچ نگرانی از سوء استفاده رسانه های خارجی،بخصوص BBC از این وضعیت ندارد،(در حالی که وقتی به حاج کاظم گفتند:«CCN و BBC دارند موضوع تو را در بوق و کرنا می کند»،مغمون شد و اشک ریخت) آرزو می کنم...
وقتی می بینم تظاهرات منتهی به اغتشاشات تحت حمایت میر حسین موسوی را برای احیا حق نابحقش را می بینم،(در حالی که وقتی جمعی از موتور سوارهای هم دوره ای "حاج کاظم" برای حمایت از او و حق او آمدند،از این کار ناراحت شد و دستور بازگشت به آنها داد) آرزو می کنم...
آرزو می کنم که ای کاش باز هم "حاج کاظم ها" دوباره بیایند؛با همان اقتدار و قدرت.آرزو می کنم که ای کاش همانطور که آن آدم های فیلم که فراموش کار شده بودند،آنها که می گفتند"رفتی جنگ که رفتی،مگر من گفتم؟" و آنها که نامشان "سلحشور" بود ولی در زمان جنگ برای مقابله با تهدید امنیت ملی به سراغ دشمن نرفتند و حالا به بهانه تهدید امنیت ملی زورشان به حاج کاظم ها رسیده است،در مقابل دیده های ما و خارج از عالم جعبه جادو حضور یافته اند،تو هم باشی و بیایی تا پیش از آن که "امثال کروبی" و "موسوی" و... بیش از این حضیض شوند،به سراغشان بروی و در گوششان فریاد بزنی:«گوشم دیگر چیزی نمی شنود»،تا آنها هم حساب دستشان بیاید که تو هنوز هم آماده ای که دوباره "مشتت را به شیشه بکوبی."
پ ن:خیلی شرمنده ام.شرمنده ام که پدرم رو نتونستم تا زمانی که هست باور کنم.بشناسمش.و به حالی خودمو انداختم که الان با گریه و اشک دارم حسرت میخورم.
حاج کاظم من،پدر من بود.که از دستش دادم.
1- يار و ياور حاج كاظم، عباس، آن بسيجي رنجور شهرستاني، يا آن حزب اللهي شوريده تهراني كه همراه موتورسوارها هستند، نه طبقه متوسط جديد بالا شهرنشين؛ يك بار ديگر فيلم را ببينيد.
2- مسعود رجوي هيچ گاه از حاج كاظم حمايت نكرد. بي بي سي و شبكه هاي ماهواره اي آمريكايي و انگليسي هم گرچه براي منافع خود خبر شورش حاج كاظم را پوشش دادند، اما هيچ گاه او را رهبر جنبش مدني ايران ندانستند و از او حمايت نكردند.3- حاج كاظم دشمن آقازاده ها بود. آن آلوده ها، هيچ وقت براي طرفداري از حاج كاظم سرمايه گذاري نكردند و براي او مانتوي سبز توزيع ننمودند.
4- حاج كاظم راوي صادق جنگ روزگار، از پي روزگار جنگ بود. او راستگو بود و در حقايق تقلب نمي كرد.
5- حاج كاظم فقط در لفظ و زبان دم از خط امام نمي زد. بلكه تمام حيثيتش را فداي يك سپاهي خميني(ره) كرد.
و...
در پايان اين كه قهرمان فيلم «آژانس شيشه اي» شبيه هيچ كس نبود، به جز خودش؛ حاج كاظم، حاج كاظم است.
عوام فریب
عوام فریب
عوام فریبی یعنی:ادعای خط امام (ره) کنی و اندیشه های امام(ره) رو زیر سوال ببری.
عوام فریبی یعنی: از احیای ارزش ها بگویی و در جمع پارتی های مختلط طرفدارانت هورا بکشی.
عوام فریبی یعنی: ادعای قانونمداری کنی و حرف از تغییر قانون اساسی بزنی.
عوام فریبی یعنی: دیگران را به بی قانونی متهم کنی و خود به هیچ قانونی پایبند نباشی.
عوام فریبی یعنی: از عزت ملی بگویی، در حالی که دستت در دست دشمنان است.
عوام فریبی یعنی: همه جور ادعا مطرح کنی، در حالی که سندی وجود ندارد.
عوام فریبی یعنی: شورش راه بیاندازی، و خونش را گردن نظام بیاندازی.
عوام فریبی یعنی: وقتی مملکت هزار مشکل پیدا میکند، احساس وظیفه نکنی، ولی وقتی با بی عدالتی مباررزه شود احساس خطر کنی!
عوام فریبی یعنی: ملیارد ملیارد خرج کنی و دیگران را به فساد مالی متهم کنی.
عوام فریبی یعنی: از ضد نظام حمایت کنی و دم از حفظ نظام بزنی.
عوام فریبی یعنی: هر کس دشمن این مملکته ازت حمایت کنه و تو خوشحال بشی.
و در نهایت عوام فریبی یعنی: دیگران را به عوام فریبی متهم کنی، در حالیکه خود عوام فریب ترین فرد هستی!!
منبع:
طلبه جوان
سلام
تند تر و مصمم تر هستم!
التماس دعا دارم...! یا حق
روشنفکر شوید...!
اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!
1. اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!
2. ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!
3. غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:
• اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد!
• اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!
• مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!
4. كراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كراوات بزنيد. براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كراوات بخوابيد!
5. اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد.
6. پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند.
• مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد و يك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!
7. داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد بي خيال وبلاگ شويد. قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!
8. از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.
9. سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!
10. اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد. اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!
11. ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر فرانسوی گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!
12. وقتي در مورد رئيس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي اوباما" يا " پرزيدنت اوباما"
13. يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!
14. اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!
15. و بالاخره مانيفست روشنفكري: كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش و گوگوش كتب اربعه روشنفكران محسوب مي شوند. حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي كنه!
-----
پ ن: معزل جدید جامعه ما است!!!!خنده تلخی رو لب دارم و متاسفم برای پیرو جونی مه فریب خورده هستن!
