اللهم صلعلی محمد و آل محمد

چرا لقمان، حکیم شد؟!

 

لقمان حكيم

حكایت كرده‌اند كه لقمان روزی در راهی می‌گذشت، پس قطعه كاغذی دید به روی زمین افتاده، چون آن را برداشت و ملاحظه نمود دید: «بسم الله الرحمن الرحیم» بر او ثبت شده است، پس آن را شسته و آبش را تناول نمود و به بركت این احترام، خداوند عالم، او را حكمت تلقین فرمود.

"و لقد آتینا لقمان الحكمه." (1)

برای حكمت معانی بسیاری ذكر كرده‌اند:

1. شناخت اسرار جهان هستی .

2. رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل و معرفت و شناسایی خداوند .

3. مجموعه‌ای از معرفت و علم و اخلاق پاك و تقوا و نور هدایت.

4. امام كاظم علیه السلام فرمودند: مراد از حكمت، فهم و عقل است.

5. امام صادق علیه السلام فرمودند: حكمت این است كه لقمان به امام و رهبر الهی عصر خود آگاهی داشت.

لقمان به گفتن نصیحت‌های حكیمانه معروف است كه فرزندش را نیز با این نصایح به راه راست هدایت می‌نمود. در این قسمت برخی از این نصایح حكیمانه را ذكر می‌كنیم:

فرزندم تو را به شش خصلت سفارش می‌كنم كه علم اولین و آخرین آن است:

1- قلبت را مشغول به دنیا مكن مگر به اندازه بقای تو در آن.

2- و برای آخرت كار كن به اندازه‌ای كه می‌خواهی در آنجا بمانی .

3- و خدا را اطاعت كن به اندازه‌ای كه به او احتیاج داری .

4- تمام سعی و كوشش تو در رهایی از آتش جهنم باشد .

5- شجاعت به معصیت به اندازه صبرت در آتش باشد .

6- وقتی كه می‌خواهی معصیت خدایت را انجام بدهی جایی را انتخاب كن كه خدا تو را نبیند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره لقمان، آیه 12 .

2- اصول كافی،‌ج 1.

3- تفسیر نمونه،‌ج 17، ص 36 .

                                                                                                                                        سایت تبیان

                                                                                                                                      مهری هدهدی

وقتی پیامبر خدا در جواب می ماند!

 

حضرت موسی

تقل شده است، مقدّس اردبیلى، رضوان اللَّه علیه، شبى پیامبر، صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را در خواب دید، در حالى كه حضرت موسى علیه السّلام در خدمت آن بزرگوار نشسته بود. حضرت موسى از حضرت رسول اكرم سؤال كرد : این مرد {مقدّس اردبیلى} كیست؟ پیامبر فرمود : از خودش سؤال كن. لذا حضرت موسى پرسید : تو كیستى؟

مقدّس اردبیلی گفت : من احمد پسر محمّد از اهل اردبیل و در فلان كوچه و فلان جا مسكن دارم.

حضرت موسى گفت : من تنها اسمت را پرسیدم، این همه تفضیل براى چه بود؟

مقدّس گفت : خداوند تنها از شما سؤال كرد : این چیست در دست تو؟(1) و شما در جواب خدا فرمودید : این عصاى من است به آن تكیه مى‏كنم و نیز با آن گوسفندانم را مى‏رانم و استفاده هاى دیگرى هم از آن مى‏كنم. پس شما چرا این قدر در جواب تفضیل دادید؟

حضرت موسى به پیامبر اكرم عرض كرد : راست گفتى كه علماى امّت من، مانند پیامبران بنى‏اسرائیل مى‏باشند.(3)

 

 


 

 

1-سوره طه ،آیه 17(وَمَا تِلْكَ بِیمِینِكَ یا مُوسَى)

و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟!

2- سوره طه، آیه 18(قَالَ هِی عَصَای أَتَوَكَّأُ عَلَیهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى)

گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی‌ریزم؛ و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است.

3- سرگذشتهاى تلخ و شیرین، جلد 4، صفحه 102.

فحاشی الکترونیکی !

 

بر اساس لایحه جدید

 

چنانکه می دانیم فحاشی یکی از جرایم مهم  علیه شخصیت،محسوب می شود چنانکه علمای دانش حقوق می گویند توهین نیازی به اثبات عنصر معنوی ندارد و صدور الفاظ موهن به خودی خود کافیست.

در این مختصر تفاوتی چند میان لایحه جدید قانون مجازات و قانون موضوعه جاری در مورد جرم قذف را بیان می نماییم.

و مقصود ما :

در درجه نخست :پیشگیری از ارتکاب یا تکرار آن با توجه به اطلاع رسانی تبیان .

در وهله دوم: انعکاس حرکتهای نوینی که در سیاست قضایی کشورمان در حال شکل گیری است و ارتباط مستقیم با فقه امامیه دارد.

                                                                                                                                   

قذف در فقه امامیه

                                                                 اولین ویژگی لایحه جدید:

گسترش جرم قذف است زیرا بر اساس لایحه تازه این جرم شامل قذف مردگان نیز می شود؛

کافیست به تعریف قذف  در این لایحه  نگاهی بیندازیم:

ماده223-1: قذف عبارت است از نسبت دادن زنایا لواط به شخص دیگر؛ هرچند مرده باشد.

در حالیکه بر اساس ماده 139قانون مجازات فعلی :

 قذف نسبت دادن زنایا لواط است به شخص دیگری 0

لایحه جدید قذف را علاوه بر لفظ با نوشتن هرچند به شیوه الكترونیكی نیز  قابل  تحقق می داند.

                                                                دومین ویژگی لایحه تازه:

 تصریح  لازم بودن قصد انتساب است! حال آنکه چنانکه ابتدای این مقاله اشاره کردیم توهین نیازی به اثبات عنصر معنوی ندارد و صدور الفاظ موهن به خودی خود کافیست اما ماده 223-3 لایحه جدید می گوید:

قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه بوده و قصد انتساب داشته باشد؛ گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد.

بر این پایه این تصریح تازه چه معنایی دارد! جز حرکتی مرموز به سوی جرم زدایی از حدود الهی!!

                                                               سومین  ویژگی لایحه جدید:

لایحه جدید تصریح کرده به رعایت و دقت در تعیین تعزیر به تناسب جرم وشخص مجرم و این نکته قابل تحسین  است.

بر این پایه ماده 223-2لایحه جدید  می گوید:

هرگاه كسی غیر از زنا یا لواط امر حرام دیگری را مانند رابطه نامشروع و مساحقه كه به موجب قانون جرم محسوب می‌شود به دیگری نسبت دهد به مجازات تعزیری به تناسب جرم وشخص مجرم تا 74ضربه شلاق محكوم می شود.

                                                               چهارمین ویژگی لایحه تازه :

لایحه جدید قذف را علاوه بر لفظ با نوشتن هرچند به شیوه الكترونیكی نیز  قابل  تحقق می داند. براین پایه تبصره  ماده3-223لایحه تازه می گوید:

قذف علاوه بر لفظ با نوشتن هرچند به شیوه الكترونیكی نیز تحقق می‌یابد.

براین پایه هرگونه قذف بواسطه وسایل الکترونیکی همچون موبایل، اینترنت و... قابل پیگرد کیفری است و این برای برخی اقشار که شنیده می شود  همچون بعضی  دانشجویان دختری که متاسفانه  گاه وبیگاه sms های  اینچنین دریافت می کنند مطلوب خواهد بود. 

 در مقاله آینده ضمن بررسی لایحه جدید و احکام منحصر به فرد مذهب مان امامیه  که در حقوق موضوعه ایران نیز پذیرفته است در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.


زهرایی

سطح خارج حوزه

وکارشناس ارشد حقوق جزا وجرم شناسی

  گروه جامعه و سیاست