چرا خشم خدا گناهكاران را نمي‌گيرد؟

چرا خشم خدا گناهكاران را نمي‌گيرد؟

آتش

شايد شما هم جزء آن كساني باشيد كه اين سوال ذهنتان را مشغول كرده است كه چرا گناهكاران هيچ طورشان نمي‌شود.

بياييد چشم‌هايمان را بشوييم و طور ديگري به اين موضوع بنگريم و به اين سوال پاسخ دهيم كه

آيا خودم هم گناهكار هستم يا نه؟

خدا كند كه جوابتان مثبت باشد و اگر بود شما جزء آن انگشت شماريد، چرا كه بيشتر آدم‌ها بخاطر جهل و غرور و ... كم و بيش در خطايند و دچار معصيت

حالا به سوال اول خود برمي‌گرديم اما اينبار اين گزاره را خبري مي‌بينم

خشم خدا گناهكاران را -البته فعلا- نمي‌گيرد!!

از شما مي‌پرسم بنظر شما اين خوب است يا بد ؟

بايد گفت اين مسأله را مي‌توان نعمتي از نعمت‌هاي الهي ديد كه در عقوبت خود شتاب ندارد و هر خطاكاري فرصتي براي بازگشت دارد

حال بينيم اين نعمت را از صدقه سريِ چه كساني داريم

امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم نقل مي‌كند كه:

هرگاه خداوند متعال به ساكنان شهري كه معصيت و گناه را از گذرانده‌اند و در ميان آنان [فقط] سه نفر مؤمن باشد بنگرد ، آنان را مورد خطاب قرار دهد كه : اي بندگان گناهكار من اگر در ميان شما نبودند اين مؤمناني كه دوستداران جلالت من هستند و زمين و مساجدم را به نمازشان آباد مي كنند و سحرگاهان از خوف من استغفار مي‌كنند، حتما عذاب خود را بر شما نازل مي‌كردم ، و هيچ تفاوت هم برايم نمي كرد!

 

متن روايت :

حدثنا أحمد بن هارون الفامي رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن عبد الله ابن جعفر الحميري قال : حدثني أبي عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة ، عن الصادق جعفر بن محمد ، عن أبيه عن آبائه عليهم السلام ان رسول الله صلى الله عليه وآله قال : إن الله عز وجل إذا رأى أهل قرية قد أسرفوا في المعاصي وفيها ثلاث نفر من المؤمنين ناداهم جل جلاله وتقدست أسماؤه يا أهل معصيتي لولا فيكم من المؤمنين المتحابين بجلالي العامرين بصلاتهم ارضى ومساجدي والمستغفرين بالاسحار خوفا منى لانزلت بكم عذابي ثم لا أبالي .(1)


1- علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 - ص 246

آيه صلوات و درود

آيه صلوات و درود


در آيه 56 سوره احزاب مى‏خوانيم: "ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايهاالذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما"؛ «خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او درود بفرستيد و سلام بگوئيد و در برابر فرمانش تسليم باشيد.»

در اين آيه مقام پيامبر اسلام به عالي‌ترين وجه ترسيم شده است، چرا كه هم خداوند متعال و هم تمام فرشتگان مقرب او بر پيامبر درود مى‏فرستند و هم دستور داده شده است همه مؤمنان بدون استثنا بر او رحمت و درود و سلام بفرستند.

در روايات بسيارى مى‏خوانيم كه وقتى اصحاب و ياران از حضرتش سوال كردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستيم، پيغمبر اكرم «آل» را در كنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى كه از خداوند براى او تقاضا مى‏شد، براى «آلش» نيز تقاضا مى‏شد، اين قرينه است بر اين كه صلوات و درود خداوند و ملائكه نيز تعميم دارد، هم شامل پيامبر و هم شامل «آل» او مى‏شود، و اين يك مساله ساده نيست، بلكه نشان مى‏دهد كه آنها مقاماتى دارند تالى پيغمبر و مأموريتى دارند در جهاتى شبيه مأموريت او، وگرنه اين همه مقام تنها به خاطر خويشاوندى، غير ممكن است .

چه مقامى از اين بالاتر؟ و چه عظمتى از اين بيشتر؟

درست است كه در اين آيه، سخنى از آل پيامبر صلي الله عليه و آله به ميان نيامده است، ولى در روايات بسيارى مى‏خوانيم كه وقتى اصحاب و ياران از حضرتش سوال كردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستيم، پيغمبر اكرم «آل» را در كنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى كه از خداوند براى او تقاضا مى‏شد، براى «آلش» نيز تقاضا مى‏شد، اين قرينه است بر اين كه صلوات و درود خداوند و ملائكه نيز تعميم دارد، هم شامل پيامبر و هم شامل «آل» او مى‏شود، و اين يك مساله ساده نيست، بلكه نشان مى‏دهد كه آنها مقاماتى دارند تالى پيغمبر و مأموريتى دارند در جهاتى شبيه مأموريت او، وگرنه اين همه مقام تنها به خاطر خويشاوندى، غير ممكن است .

اكنون به سراغ بخشى از اين رويات كه در معروف‌ترين منابع اهل تسنن آمده است، مى‏رويم .

- در«صحيح بخارى» از «ابو سعيد خدرى» نقل شده است كه ما عرض كرديم: «اى رسول خدا! سلام بر تو معلوم است، چگونه صلوات بر تو بفرستيم»؟ فرمود: قولوا اللهم صل على محمد عبدك و رسولك كما صليت على ابراهيم، و آل ابراهيم و بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم؛«بگوئيد خداوندا درود بفرست بر محمد بنده‏ات و رسولت همان گونه كه درود بر ابراهيم و آل ابراهيم فرستادى، و بركت بفرست بر محمد و بر آل محمد، آن گونه كه بركت فرستادى بر ابراهيم.»(1)

«بيهقى» در ذيل يكى از رواياتى كه در آن سخن از نماز به ميان نيامده است مى‏گويد: اين روايت نيز ناظر به حال نماز است زيرا جمله قد علمنا كيف نسلم؛ «ما مى‏دانيم چگونه سلام بر تو بفرستيم» اشاره به سلام در تشهد است (السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته) بنابراين مراد از صلوات نيز همان فرستادن صلوات در تشهد است.

در همان كتاب و همان صفحه اين حديث به طور كامل‌ترى از «كعب بن عجره» (يكى از صحابه معروف) نقل مى‏كند كه به رسول خدا عرض كردند: چگونگى سلام بر تو را دانسته‏ايم، اما صلوات بر تو چگونه بايد باشد؟ فرمود: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل ابراهيم انك حميد مجيد، اللهم بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على آل ابراهيم انك حميد مجيد.(2)

توجه داشته باشيد كه بخارى اين احاديث را در ذيل آيه شريفه ان الله و ملائكته... ذكر مى‏كند.

- در «صحيح مسلم» كه دومين منبع حديث معروف برادران اهل تسنن است از «ابى مسعود انصارى» نقل شده كه پيامبر صلي الله عليه و آله نزد ما آمد و ما در مجلس «سعد بن عباده» بوديم، «بشير» فرزند «سعد» عرض كرد: «اى رسول خدا، خداوند به ما دستور داده بر تو صلوات بفرستيم، چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ پيامبر نخست سكوت كرد، سپس فرمود بگوئيد: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل ابراهيم، بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على آل ابراهيم فى العالمين انك حميد مجيد.(3)

- در تفسير «الدرالمنثور» كه معروف‌ترين تفسير روايى است همان روايت ابوسعيد خدرى را از «بخارى» و «نسائى» و «ابن ماجه» و«ابن مردويه» از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل مى‏كند.(4)

و در همان كتاب عبارت «ابو مسعود انصارى» را از ترمذى و نسائى نقل كرده است. (5)

و عين اين، مضمون را نيز با مختصر تفاوتى از «مالك»، و «احمد » و «بخارى» و «مسلم» و «ابوداود» و «نسائى» و «ابن ماجه» و«ابن مردويه» و از «ابواحمد ساعدى» نقل مى‏كند.(6)

«حاكم نيشابورى» در المستدرك على الصحيحين از ابن ابى ليلى نقل مى‏كند كه «كعب بن عجره» مرا ملاقات كرد و گفت: آيا هديه‏اى به تو بدهم كه از پيامبر شنيدم؟!

گفتم: آرى هديه كن، گفت: از رسول خدا صلي الله عليه و آله سوال كرديم: چگونه بر شما اهل‌بيت عليهم‌السلام صلوات بفرستيم؟ فرمود: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد .

سپس حاكم نيشابورى كه بناى او بر اين است احاديثى را ذكر كند كه در صحيح بخارى و مسلم نيست، مى‏گويد: اين حديث را با همين سند و الفاظ، بخارى از «موسى بن اسماعيل» در كتاب خود نقل كرده، و اگر من آن را در اينجا تكرار كردم به خاطر آن است كه معلوم شود اهل‌بيت و آل همه يكى هستند (بايد توجه داشت كه حاكم اين حديث را بعد از حديث «كساء»كه در آن تصريح شده اهل‌بيت من على و فاطمه (حسن و حسين عليهم السلام هستند نقل كرده است).(7) و اين يك تعبير پر معنى است .

سپس «حاكم» به دنبال آن، حديث ثقلين و به دنبال آن، حديث ابوهريره را نقل مى‏كند كه پيامبر نگاه به على و حسن و حسين عليهم السلام كرد و فرمود: انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم؛ «من با هر كس كه با شما از در جنگ در آيد، اعلان حنگ مى‏دهم، و با هر كس كه با شما در صلح باشد در صلحم.» (8)

«محمد بن جرير طبرى» نيز در تفسير خود در ذيل همين آيه، روايت فوق را با كمى تفاوت از «موسى بن طلحه» از پدرش نقل كرده است، و در روايت ديگرى همان را از «ابن عباس» روايت كرده، و در روايت سومى از زياد و ابراهيم و در روايت چهارم از «عبدالرحمن بن بشربن مسعود انصارى.»(9)

«بيهقى» نيز در كتاب معروف «سنن» روايات متعددى در اين زمينه نقل كرده كه بعضى از آنها وظيفه مسلمانان را در موقع نماز، و هنگام تشهد روشن مى‏سازد، از جمله در حديثى از «ابى مسعود عقبّه بن عمرو» نقل مى‏كند كه مردى آمد و خدمت پيامبر نشست، و ما نيز نزد او بوديم، عرض كرد، اى رسول خدا! كيفيت سلام بر تو را مى‏دانيم ولى هنگامى كه نماز مى‏خوانيم چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ پيامبر سكوت كرد تا آنجا كه ما فكر كرديم اى كاش اين مرد چنين سؤال را نمى‏كرد سپس فرمود: اذا انتم صليتم علىّ فقولوا اللهم صل على محمد النبى الامى و على آل محمد، كما صليت على ابراهيم و على آل ابراهيم و بارك على محمد النبى الامى و على آل محمد كما باركت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد.

سپس از ابو عبدالله شافعى نقل مى‏كند كه اين حديث صحيحى است كه درباره صلوات فرستادن بر پيغمبر در نمازها سخن مى‏گويد.(10)

«بيهقى» احاديث متعدد ديگرى نيز در زمينه چگونگى صلوات بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به طور مطلق يا در نماز آورده مخصوصا در حديثى از «كعب بن عجره» از پيغمبر اكرم نقل مى‏كند كه: انه كان يقول فى الصلوة؛ اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم و بارك على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد: پيامبر در نماز خود چنين مى‏فرمود: اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت...(11)

از اين حديث روشن مى‏شود كه حتى خود پيغمبر در نمازهايش اين صلوات را مى‏فرستاد.

«بيهقى» در ذيل يكى از رواياتى كه در آن سخن از نماز به ميان نيامده است مى‏گويد: اين روايت نيز ناظر به حال نماز است زيرا جمله قد علمنا كيف نسلم؛ «ما مى‏دانيم چگونه سلام بر تو بفرستيم» اشاره به سلام در تشهد است (السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته) بنابراين مراد از صلوات نيز همان فرستادن صلوات در تشهد است.(12)

به اين ترتيب مسلمانان مأمورند همان گونه كه به عقيده تمام فرق مسلمين سلام بر پيغمبر را به صورت السلام عليك ايها النبى و رحمة الله در تشهد نماز بگويند مأمورند كه صلوات بر پيغمبر را نيز در تشهد بگويند

هر چند در ميان مذاهب چهارگانه اهل تسنن در اينجا مختصر اختلافى ديده مى‏شود شافعى‏ها و حنبلى‏ها مى‏گويند صلوات بر پيامبر در تشهد دوم واجب است در حالى كه مالكى‏ها و حنفى‏ها آن را سنت مى‏دانند (13) ولى طبق روايات فوق بر همه واجب است .

به هر حال كتاب‌هايى كه روايات مربوط به صلوات بر محمد وآل محمد (به طور مطلق يا در خصوص تشهد نماز) در آن نقل شده بيش از آن است كه در اين مختصر بيان شد، آنچه در بالا آمد، نمونه‏اى از اين روايات و اين كتب است، اين روايات را گروهى از صحابه مانند ابن عباس، طلحه، ابو سعيد خدرى، ابوهريره، ابو مسعود انصارى، بريده، ابن مسعود، كعب بن عجره ، و شخص على عليه السلام نقل كرده‏اند .

نكته‏اى كه مايه شگفتى است اين است كه دانشمندان اهل تسنن - على‌رغم اين همه تاكيداتى كه در روايات پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به اضافه كردن «آل محمد» وارد شده، هميشه (جز در موارد بسيار نادر) آل محمد را حذف مى‏كنند و مى‏گويند: صلى الله عليه و سلم .

ابن حجر در صواعق چنين نقل مى‏كند كه رسول خدا فرمود: لا تصلوا على الصلاة البتراء قالوا و ما الصلاة البتراء، قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون، بل قولوا اللهم صل على محمد و آل محمد:«هرگز بر من صلوات بريده و ناقص نفرستيد، عرض كردند صلوات بريده و ناقص چيست؟ فرمود: اين كه بگوئيد: اللهم صل على محمد و امساك كنيد و ادامه ندهيد بلكه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد.

و از آن عجيب‌تر اين كه: در كتب حديث حتى در ابوابى كه روايات فوق در مورد اضافه كردن آل محمد نقل مى‏شود هنگامى كه نام پيامبر را در لابلاى همين احاديث ذكر مى‏كنند، مى‏گويند «صلى الله عليه و سلم» (بدون اضافه ال) و ما نمى‌دانيم چه عذرى در پيشگاه پيامبر در اين مخالفت صريح با دستور آن حضرت دارند؟

مثلا بيهقى در عنوان همين باب مى‏نويسد: «باب الصلوة على النبى صلى الله عليه و سلم فى التشهد»و همچنين در بعضى ديگر از منابع معروف حديث .

سمهودى در الاشراف على فضل الاشراف از ابن مسعود انصارى نقل مى‏كند كه رسول خدا فرمود: من صلى صلاة لم يصل فيها علىّ و على اهل بيتى لم تقبل؛ «كسى كه نمازى بخواند كه در آن بر من و بر اهل‌بيتم صلوات نفرستد نمازش قبول نيست.»

انتخاب اين عنوان خواه از سوى مؤلفان اين كتب باشد و يا محققان بعد، با توجه به آنچه در ذيل آن آمده بسيار عجيب و متناقض است .

اين بحث را با دو حديث ديگر پايان مى‏دهيم:

- ابن حجر در صواعق چنين نقل مى‏كند كه رسول خدا فرمود: لا تصلوا على الصلاة البتراء قالوا و ما الصلاة البتراء، قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون، بل قولوا اللهم صل على محمد و آل محمد:«هرگز بر من صلوات بريده و ناقص نفرستيد، عرض كردند صلوات بريده و ناقص چيست؟ فرمود: اين كه بگوئيد: اللهم صل على محمد و امساك كنيد و ادامه ندهيد بلكه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد.(14)

اين حديث نشان مى‏دهد كه حتى كلمه على نبايد ميان محمد و آل محمد جدايى بيافكند بايد گفت: اللهم صل على محمد و آل محمد.

- سمهودى در الاشراف على فضل الاشراف از ابن مسعود انصارى نقل مى‏كند كه رسول خدا فرمود: من صلى صلاة لم يصل فيها علىّ و على اهل بيتى لم تقبل؛ «كسى كه نمازى بخواند كه در آن بر من و بر اهل‌بيتم صلوات نفرستد نمازش قبول نيست.» (15)

و ظاهرا امام شافعى در آن شعر معروفش ناظر به همين روايت است كه مى‏گويد:

يا اهل‌بيت رسول الله حبّكم فرض من الله فى القرآن انزله

كفاكم من عظيم القدر انكم من لم يصل عليكم لاصلاة له

«اى اهل‌بيت رسول الله محبت شما، از سوى خداوند در قرآن واجب شده است .

در عظمت مقام شما همين بس است كه هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است.(16) آيا كسانى كه چنين مقامى را دارند كه نامشان در كنار نام پيامبر اکرم در نمازها به عنوان يك فريضه الهى بايد ذكر شود مى‏توان همسنگ ديگران شمرد، و با وجود آنان جايى براى غير آنان در مساله ولايت و امامت و جانشينى پيامبر صلي الله عليه و آله باقى مى‏ماند؟ كدام فرد منصف مى‏تواند ديگران را بر آنان با اين همه مقام فضيلت ترجيح دهد؟ آيا اينها همه به طور مستقيم مسئله ولايت و خلافت را روشن نمى‏سازد؟ داورى با شماست .


پي‌نوشت‌ها:

1- صحيح بخارى، ج 6، ص 151 (طبع دارالجيل بيروت).

2- همان مدرك.

3- صحيح مسلم، ج 1، ص 305، حديث 65 (طبع احياء تراث العربى، بيروت).

4- الدرالمنثور، ج 5، ص 217.

5- همان مدرك.

6- الدرالمنثور، ج 5، ص 217.

7- المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 148.

8- همان مدرك، ص 149.

9- تفسير جامع البيان (طبرى)، ج 22، ص 32 (چاپ دارالمعرفه بيروت).

10- سنن بيهقى، ج 2، ص 146 و 147.

11- همان مدرك، ص 147.

12- سنن بيهقى، ج 2، ص 147.

13- الفقه على المذاهب الاربعه، ج 1، ص 266 (طبع دارالفكر).

14- صواعق، ص 144.

15- سمهودى در الاشراف، ص 28 (مطابق نقل احقاق الحق، ج 18، ص 310).

16- در كتاب نفيس الغدير انتساب اين اشعار را به امام شافعى از «شرح المواهب زرقانى» ج 7، ص 7 و جمعى ديگر آورده است .

منبع:

سايت بلاغ ، آية الله مكارم شيرازى

اسلام در رسانه هاي غربي

اسلام در رسانه هاي غربي

اسلام رسانه ها

سالهاست که محققان به بررسي مساله شيوه معرفي اسلام از طريق رسانه هاي مختلف مشغولند. گاهي مرکز اروپايي نظارت بر راسيسم و بيگانه ستيزي (EUMC) گزارشي از تحقيقات خود در اين زمينه ارائه مي کند ؛ گاهي موسسات دانشگاهي و گاهي مراکز علاقه مند به اسلام. اما آنچه در اين ميان به طرز چشمگيري محسوس است نتايج مشابه اين مطالعات است. تمامي اين تحقيقات به اين نکته اذعان مي کنند که گزارش هاي رسانه هاي غربي به ايجاد ترس از اسلام و قضاوت پيش داورانه در مورد آن دامن مي زند و اين فرآيند را تشديد مي کند.

مرکز اروپايي نظارت بر راسيسم و بيگانه ستيزي برآن است که راديوها، تلويزيون ها و مطبوعات غربي تنها در اوايل ايجاد تنش ميان اسلام و غرب مي کوشيدند که يک گفتگوي راهگشا و سازنده با اسلام برقرار کنند و اکنون مسير ديگري را در پيش گرفته اند. يکي از اعضاي مرکز مطالعات ترکي در شهر اسن آلمان هم مي گويد: پس از ترور کارگردان هلندي ، تئو فان گوگ ، سير گزارشگري رسانه ها درباره اسلام دستخوش فضايي ملتهب و هراس آلود شده است.

 

کي حافظ، اسلام شناس و استاد دانشکده رسانه ها و علوم ارتباطات در دانشگاه ارفورت آلمان نيز معتقد است: شبکه هاي تلويزيوني ARD و ZDF آلمان در برنامه هاي مربوط به اسلام شکل ساده شده اي از جنگ فرهنگ ها را مبناي کار خود قرار مي دهند و با برنامه هايشان ترس از اسلام را تشديد مي کنند. عقايدي اين گونه همگن به ما مي گويند که با پديده غيرقابل اختلافي روبه رو هستيم: يکسان سازي غيرمجاز رفتار همه مسلمانان و يک کاسه کردن جنبه هاي مثبت و منفي عملکرد همه گروههاي اسلامي.

مواجهه غيرعلمي با اسلام در اين رسانه ها زماني به اوج خود مي رسد که راديو و تلويزيون و حتي روزنامه ها و هفته نامه هاي مختلف با تمرکز بر وضعيت فرهنگي نامطلوب مهاجران مسلمان در جوامع اروپايي ، مي کوشند اسلام را به عنوان دليل عدم تطابق مسلمانان با جامعه ميزبان معرفي کنند.

 

معرفي اسلام

جديدترين نمونه مطالعات درباره چگونگي تصوير اسلام در رسانه ها پژوهشي است به نام چهره خشن و تضادگراي اسلام در شبکه هاي تلويزيوني ARD و ZDF آلمان به مديريت کي حافظ. موسسه او تمام برنامه هاي تلويزيوني اين 2شبکه درباره اسلام در سالهاي 2005 و 2006 را مورد مطالعه و بررسي قرار داده است.

بر اساس نتايج جالب توجه اين تحقيق در 81 درصد از برنامه ها، اسلام با موضوعاتي که به طور مستقيم يا ضمني داراي مفهوم منفي هستند ارتباط داده شده است ؛ به عنوان مثال در 23.31 درصد از برنامه ها نام اسلام در کنار مقولاتي چون تروريسم و افراط گرايي قرار گرفته است.

در 16.54 درصد از برنامه ها نام اسلام در کنار مسائلي مثل تضاد و کشمکش بين المللي مطرح شده است. در 9.77 درصد از برنامه هاي اين 2 شبکه تلويزيوني اسلام مروج عدم تسامح و رواداري ديني دانسته شده و در 4.51 درصد از برنامه ها بحث از اسلام همزمان با بحث سرکوب زنان و تبعيض عليه آنان مورد توجه قرار گرفته است.

تنها در 11 درصد از برنامه ها کوشيده شده اسلام با مفاهيم متعالي چون فرهنگ و دين ارتباط داده شود و نيز تنها در 8 درصد از برنامه ها اسلام و ارتباط سازنده آن با مسائل اجتماعي و روزمره مورد بحث بوده است.

در جمع بندي اين پژوهش آمده است: «مشکل اصلي معرفي مسائل منفي در کنار نام اسلام نيست ، بلکه مهم آن است که بر اثر پخش اين گونه برنامه هاي جهتدار، بتدريج ابعاد فرهنگي اسلام ، کارکردهاي مثبت آن در زندگي روزمره معتقدان و نيز ديگر نکات برجسته اين دين از اذهان عمومي در غرب محو مي شود».

 

گزارش هاي تک بعدي

رسانه هاي غربي در اين قبيل برنامه هاي خود آن گاه که مثلا ادعا مي کنند تمرکز اسلام بر مساله تمسک به خشونت در مقايسه با ديگر اديان بيشتر است ، کاملا از دايره بي طرفي و همه جانبه نگري که از اجزاي اصلي گزارش هاي علمي است خارج مي شوند زيرا به اين نکته اشاره نمي کنند که همه مسلمانان طرفدار بکارگيري خشونت نيستند و علاوه بر آن درميان پيروان ديگر اديان هم گونه هاي افراطي وجود دارد. اخبار حملات هندوهاي افراطي به پيروان ديگر اديان ، تصميم سالها قبل سيک ها براي بمباران يک شهر در هند، برخوردهاي بنيادگرايان مسيحي با اهالي ديگر فرقه هاي مسيحيت و ديگر اخبار مربوط به افراطگري بنيادگرايان ديني شاهد خوبي بر اين ادعاست.

حافظ معتقد است اين شيوه گزارشگري يکسونگر به اسلام ، به طور طبيعي واکنش رسانه اي در ميان مسلمانان ايجاد مي کند. برنامه هاي رسانه هاي ايران درباره يهودي ها يا مطالب منتشر شده درباره ديگر اديان در رسانه هاي مصر نمونه اي از واکنش برخي کشورهاي اسلامي به معرفي منفي اسلام در رسانه هاي غرب است.

گزارش هايي که تمرکزشان تنها بر بازنمايي جلوه هاي منفي اسلام است ديگر جنبه هاي آن را بتدريج در افکار غربيان کمرنگ مي کنند؛ برنامه هايي مانند حضور در عرصه جمعه ها متعلق به شبکه ZDF آلمان که علاوه بر پخش از تلويزيون ، ويدئوي آن نيز به تازگي در معرض فروش عمومي قرار گرفته است يا سلسله برنامه هاي سخن اسلامي شبکه SWR که در 6 هفته متمادي پخش مي شود.

برنامه هايي از اين قبيل زياد است ؛ برنامه هايي که مرکز اروپايي نظارت بر راسيسم و بيگانه ستيزي از ژورناليست هاي آن به طور عمومي انتقاد مي کند که چهره اي از اسلام ارائه مي کنند که احساس خشم و نفرت از آن را به بار مي آورد.

 

الهام سادات سيادتي

 

منبع: جام جم

احترام بزرگان

 احترام بزرگان
    جريربن عبدالله گويد: چون رسول خدا مبعوث گرديد، من به حضورش آمدم تا با او بيعت كنم، فرمود: يا جرير به چه منظورى پيش من آمده‏اى، گفتم: يا رسول الله (ص) آمده‏ام تا بر دست تو مسلمان شوم، حضرت عباى خود را براى نشستن من به زمين پهن كرد. بعد به ياران خود فرمود: چون كسى كه در ميان قوم خويش محترم است پيش شما آيد احترامش كنيد: «اذا اتا كم كريم قوم فاكرموه»