حماس مراقب باشد

 

حماس

جنگیدن با دشمنی همچون اسراییل به دقت و فراست بسیاری نیاز دارد. در این جنگ باید هم به مسایل نظامی و هم به جنگ روانی دشمن دقت کرد.

اسراییل از ساعت 2 بامداد به وقت محلی و 12 به وقت گرینویچ اعلام آتش بس یک طرفه کرد و حمله نظامی به غزه را متوقف ساخت. در مورد اهداف اسراییل از این اقدام و با توجه به اوضاع و احوال می توان موارد زیر را بیان کرد:

1- ناکامی در اهداف

به نظر می رسد ناکامی در دستیابی به اهداف مورد نظر که نابودی رهبران حماس و جلوگیری از حملات موشکی حماس بوده است در این تصمیم نقش داشته است. در طول 23 روز گذشته اسراییل نتوانست به هیچ یک از این اهداف دست یابد. اما عمدتا دیده می شود که رسانه های ایرانی بر این هدف تمرکز می کنند و سایر اهداف احتمالی را فراموش می کنند.

2- نگه داشتن اراضی تصرف شده

حماس شروط خود برای آتش بس را که اعلام کرد در راس آنها خروج اسراییل از مناطق تصرف شده قرار داشت، و آن را خط قرمز حماس نامید.  طبیعی است که هرگونه مذاکره با حماس بایستی این شرط را لحاظ کند اما اسراییل با اعلام آتش یک جانبه در مناطقی که تاکنون تصرف کرده است باقی خواهند ماند و برگ برنده در دست این رژیم باقی خواهند ماند.

3- جنگ روانی بر علیه حماس

سومین هدف اسراییل هم ایجاد یک جنگ روانی بر علیه حماس است. در خلال جنگ 22 روزه، حملات اسراییل به مردم بی دفاع غزه موجی از اعتراض را در جهان برانگیخت. تا جایی که گفته می شود حتی سارکوزی یهودی تبار نیز بالاخره این جنگ را محکوم کرد. روزنامه هاآتص در گزارش ویژه خود نوشت در حالی که دبیرکل سازمان ملل در فلسطین است حمله به مدرسه این سازمان در غزه هیچ توجیهی ندارد. تاکنون وجهه اسراییل این گونه خدشه ندیده بود پس باید کاری کرد.

 هر چند که بعید است اسراییل در عمل به این آتش بس پایبند بماند اما رسانه های حامی این رژیم با بزرگ کردن این اقدام می کوشند وجهه بین المللی از دست رفته این رژیم را دوباره ترمیم کنند.

اسراییل در ابتدا با هجمه رسانه ای خود توانسته بود گروه حماس را به عنوان گروهی تروریستی معرفی سازد اما اقدامات ناجوانمردانه این رژیم در غزه این تصور را معکوس نمود. اکنون اسراییل می کوشد با اعلام آتش بس یکجانبه به ترمیم وجهه از دست رفته خود بپردازند. هر چند که بعید است اسراییل در عمل به این آتش بس پایبند بماند اما رسانه های حامی این رژیم با بزرگ کردن این اقدام می کوشند وجهه این رژیم را دوباره مثبت سازند.

در مقابل  حملات موشکی حماس به فلسطین اشغالی پر رنگتر شده و این رژیم با تبلیغات فراوان می کوشد نشان دهد که حماس به این آتش بس پایبند نیست. در حالی که این حق طبیعی حماس است که اشغالگر را از خانه اش بیرون براند اما اسراییل خواهد کوشید این حق طبیعی را در هیاهوی تبلیغاتی محو سازد و سپس باور سابق که تروریست بودن حماس است را دوباره بازسازی کند.

شاید آنچه که از اکنون خواهد گذشت از خود جنگ سخت تر باشد و فراست و هوشیاری حماس و رهبران آن را می طلبد.

 

بعدالتحریر:

خبر رسید حماس  آتش بس را به صورت مشروط پذیرفته و  یک هفته به نیروهای اشغالگر برای خروج از غزه مهلت داده است. این آتش بس مشروط راهکار بسیار خوبی برای خنثی کردن جنگ روانی دشمن از یک سو و باز بودن دست مقاومت برای خروج اشغالگران از سوی دیگر است.

 

حمید نساج

گروه جامعه و سیاست سایت تبیان!

پرستش اما از نوع شيطاني

پرستش اما از نوع شيطاني

شيطان پرستي

قرن‌ها بعد از رنسانس يعني در سال‌هاي آغازين قرن بيستم برخي از افراد به صورت  مخفيانه جريان « شيطان‌پرستي » را با ويژگي‌هايي همچون گناه‌گرايي ، ‌قتل ، ‌تجاوزات جنسي ، بي‌توجهي به مسائل توحيدي و ... پايه‌گذاري كردند.

 

اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقي‌هاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن ،‌ تهي‌شدن انسان غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد ي را به اين گروه‌ها فراهم آورد.

شيطان پرستي

يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود .  از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارها و لباس و زيور آلات مشاهده مي‌شود .

 

ابزار مهمي که اين گروه ها در دست دارند موسيقي است.

دلايل استفاده از موسيقي

الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيه‌اي موسيقي اين گروه يعني متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران

ب. ارزان و قابل دسترسي بودن آن با توجه به ارتقاء‌تجهيزات فني تكثير و توزيع

ج . كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانواده‌ها ،شركت‌ها ،‌اتومبيل‌هاي شخصي ،رايانه‌هاي شخصي بالاخره گوشي‌هاي تلفن همراه

 

روند و روالي كه موسيقي متاليكا در گسترش مقوله شيطان‌پرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه مي‌باشند .

ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع تازه‌‌اي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را (علي‌الخصوص جوانان) به خود جلب مي‌كند.

 

شيطان پرستي

 

 

« برايان هاگ وارنر » نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار(MM) شهرت يافته است.

وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار مي‌گيرد . مانند ساير افرادي كه از چهره‌هاي شاخص شيطان‌پرستي به حساب مي‌آيند دوران كودكي توام با سختي‌هاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كرده‌است.

نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبين شيطان‌گرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مي‌نمايند و بدين‌سان مي‌توان آنها را تنها عامل تبليغ شيطان‌گرايي معرفي كرد .

 

آشنايي با متاليكا

در سال 1981 يك نوازنده درام به نام « ‌لارس الريچ » با انتشار يك آگهي فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي مي‌شود .

ارزش‌هاي القايي متاليكا :

 متاليكا در حقيقت ضدارزش‌هايي را ارائه مي‌نمايد كه شامل « بازگشت به تاريكي »(محور اصلي تفكرات شيطان‌پرستان ، بي‌رحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) مي‌باشد .

 

شيطان پرستي

 

 

 

 

صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين  است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

 

 

 

 

خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپ‌هاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوه‌هاي فاسد ،خون و مردار نموده و از كثيف‌ترين گروه‌هاي موسيقي جهان به حساب مي‌آيند .با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد.

شيطان پرستي

 

نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .

 لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .

 

 

 

 

يک متخصص علوم رفتاري و آسيب شناس اجتماعي با بيان اين مطلب گفت: با توجه به گسترش روزافزون فعاليت هاي گروههاي شيطان پرست در منطقه کشورهاي اسلامي به ويژه ايران خطر اين گروه ها از نظر فرهنگي و اخلاقي به مرحله بحران رسيده است.

 

آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کند.

 

شيطان پرستان استفاده از مواد مخدر روانگردان و آزادي بي بند و باري جنسي را جزو مراسم هفتگي خود قرار داده و با توجه به اينکه شيطان را مظهر مقاومت در برابر آدم قلمداد مي کنند مخالف هر صفت انساني بوده و اخلاق و امور اخلاقي را بر خلاف باورهاي خود مي دانند.

شيطان پرستي

 

 

 

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطان‌پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده‌اند .

  

 

آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها بويژه تلويزيون و مقابله قانوني با مبلغان و سرگروههاي اين تفکر شيطاني در کوتاه مدت مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کنند.

 

رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا نيز چندي پيش از برخورد قانوني و قضايي با فرقه هاي مبتذل غربي خبر داده و عنوان کرده بود که با گروهها و فرقه هاي مبتذل شناسايي شده غربي مانند شيطان  پرستي، رپ و غيره که در داخل کشور دانسته يا  نادانسته و يا به طور سازمان  يافته فعاليت مي کنند برخورد قانوني و قضايي خواهد شد و برخوردهاي ناجا با تذکر و آگاه  سازي آغاز مي شود.

 

 

منابع:

همشهري جوان

خبر گزاري فارس

سايت مستور

 

گردآوري:داوودي

غزه در دهان گرگ است

گل اسیر

آقای پپسی كولا !

كاری كنید كه غزه در محاصره كامل است

آقای فانتا !

تو كاری كن

كه زمزم الحرمین

كاری نمی كند

اهرام مصر!

خدای معبد آمون!

خوابگزاران اعظم

كاری كنید

كه من خواب سه مار سیاه دیده ام

كه مغز سیصد و شصت و پنج روز را

در سینی ماه

می بردند بر سر

خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی

و خواب نیل

كه با ساطور

سیصد و شصت و پنج تكه شد

من خواب یوسف را دیدم

در چاه نفت

افتاده بود

و تاجران دلار بر سر چاه

فریاد می زدند:

- هفتاد سنت بالا!

- دو دلار كم!

من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام

دیدم

كه جمال عبدالناصر

با اسب

از دروازه رفح گذشت

و عزالدین قسام

و صلاح الدین

دروازه های غزه را

گشوده بودند

خواب سه مار سیاه

بر شانه های حسنی مبارك و

شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!

دیدم كه پادشاهان عرب

خوراك مغز جوانان غزه را

در سه دیس كنفرانس

به پادشاه كشور یأجوج

تقدیم می كنند

آقای بی بی سی!

گویا نیوز!

بالاترین!

شما كاری كنید!

چرا كسی كاری نمی كند برای غزه

تعبیری برای خواب من زخمی

مارادونای عزیز پرتقالی!

تو كاری كن!

شیخ بدون چشم !

صاحب فتوای زمین نمی چرخد

و عكس حرام...

امیر نفت!

كه با برادر ناتنی ات

عربی رقصیدی

یك غلطی كن!

خوانندگان رپ و راگ!

شما كاری كنید!

كه غزه در دهان گرگ است

به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست

به صاحبان كلیسا نه

به خادم الحرمین

به الازهر

به كبارالعلما

هرگز!

آنان برای فتوا بر علیه نماز

با دست باز

آنان فقط

برای مصرف صابون و ادكلون

مُحرم شدن

و انتخاب حلق و تقصیر

و حرمت صید حرم

آفریده شده اند

آقای اسكولاری!

تو كاری كن!

آقای چلسی!

خانم هالیوود!

شما كاری كنید!

خانم آیشواریا!

عروس آمیتاباجان عزیز!

شما كاری كنید!

و شما

ای اسب های اصیل عرب!

نه از نژاد ذوالجناح اید

نه از نژاد براق

از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه

از نژاد یورو و جكوزی

سوارانتان را كشتند

و پادشاهانتان را اخته كردند

مردانگی تان را كشیدند

تا در مسابقات پرش

همچنان سواری بدهید و

رستگار شوید

كه شیوخ عرب

بزغاله و وزغ را

بر شما مسلط كرد

با این همه هنوز شما

مردترید از آن سه مار

شما كاری كنید

كه سازمان ملل تعطیل است!

غزه

علی‌رضا قزوه

عظم الله اجوركم واجورنابه مصيبته الحسين عليه السلام

غزه یک «یاحسین» کم دارد!

 

یا حسین

محرم امسال قرین غمهای غزه گشته است و من سخت حیرانم. اشکها و ناله‌های کودکان آن سامان بی‌سامان مرا به یاد خردسالان ابردل کربلا می‌اندازد. اما در شگفتم که چرا پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز طنین ناله‌های فلسطین، اندام دژخیمان را خرد نکرده است؟

چرا اشکهای فلسطین سیل نمی‌شود؟ و چرا فریادهای آن شرری ندارد تا دشمن را به آتش کشد، آنگونه که در کربلا، هزار سال پیش اتفاق افتاد و در هزار کربلای دیگر در این هزار سال.

شاید آن سوز را باید مادران آن دیار در گلوی كودكان خویش می‌پروراندند كه سردی این آه‌ها موروثی است. این قطره‌های اشک، همه عقیم‌اند.

و آن شور که در ذات این فریادهای بی‌ثمر نیست این روزها چه ملموستر است.

حسین ولی خدا بود که عزتش را به هیچ نباخت و آزادانه ایستاد و آزادگی را آموخت. حسین به ناله‌ها سوز داد که هر گاه بر تارک بُتی نشینید، آن را تا ریشه بسوزاند.

روزهایی که نسیمی از کربلا برخاسته. آری درست فهمیده‌ای، آن شور و سوز و اثر، «حسین علیه االسلام» است. و چه خوب گفته آنکه گفته: نمک دین حسین است. «حسین» تمنای حنجره فلسطین است.

كودكان فلسطین باید همه، مهر حسین با شیر از مادر بگیرند! تا كربلای آنان نیز آبستن عاشورای پیروزی گردد.

حسین ولی خدا بود که عزتش را به هیچ نباخت و آزادانه ایستاد و آزادگی را آموخت. حسین به ناله‌ها سوز داد که هر گاه بر تارک بُتی نشینید، آن را تا ریشه بسوزاند.

این سوز را در لبنان همه دیدند که در سی روز به ثمر نشت.

مگر نه این که حسین کشتی نجات است؟ «اِنَّ الحُسین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینَةُ النَجاةِ»، مردم فلسطین باید این را بدانند که برای نجات از این طوفان باید به سوی حسین آیند.

و این روزها این سفینه چه دست یافتنی‌تر است.اگر خوب گوش کنی ندای «هَل مِن ناصر...» حسین علیه السلام را خواهی شنید. کافی است کام بر یاحسین برگشایی. و این همان چیزی است که غزه آن را کم دارد. آری غزه یك «یا حسین» كم دارد.

«اِنَّ لِقتل الحُسَینِ حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین لَن تُبرَدُ اَبَداً»

شور حسینی هیچگاه در دل مردان با ایمان سرد نمی‌شود.

تبیان - حسین عسگری

درخت خیلی خطرناک

 

درخت

دنیا طلبی از منظر امام خمینی(ره)

اگر اندكى تامل كنی در عواقب امر اهل دنیا و عشّاق آن و مفاسدى كه از آنها بروز كرده و ننگ هایى كه از آنها به یادگار مانده كه صفحات تاریخ را سیاه و ننگین نموده، كه تمام آن از حبّ دنیا بوده و تفكّر كنی در اخباری كه از اهل بیت عصمت و طهارت در مذمّت حبّ دنیا وارد شده و مفاسدى كه در دین و دنیا بر آن مترتّب است، تصدیق مى كنی كه با هر قیمت هست، قطع این فساد را از صفحه قلب كرده و این ظلمت و كدورت را از فضاى دل بركنار كنی و این با قدرى همّت ممكن است. گرچه ترك مطلق از عهده هركس ساخته نیست ولى كم كردن آن بسیار ممكن است.

دنیاى مذموم همان علاقه و حبّ و توجّه به آن است و الاّ اصل عالم، یكى از مشاهد جمال جمیله حقّ است و مهد تربیت اولیاء و عرفا باللّه است و مزرع آخرت است.(1)

خار طریق وصول به كمالات و محروم کننده انسان از لذّت مناجات با حق؛ محبت به دنیا است كه در احادیث آن را (راس كل خطیئه) شمرده اند.

مَثَل ما در این دنیا، مثل درختى است كه ریشه به زمین بند نموده، هر چه نورس باشد، زودتر و سهل تر ریشه آن بیرون آید و اگر درخت احساس درد و سختى مى كرد، هر چه ریشه آن كمتر و سست تر بود، درد و سختى كمتر بود. نونهالى را كه تازه پنجه به زمین بند كرده، با زور كمى تمام ریشه اش بى زحمت و فشار بیرون آید ولى چون سالها بر آن گذشت و ریشه آن در زمین فرو رفت و محكم شد، در بیرون آوردن آن محتاج به تیشه و تبر شوند تا ریشه هاى او را قطع كنند.

درخت هرچه بزرگ شود، چند مترى بیشتر از زمین را فرا نگیرد و ریشه ندواند، ولى درخت حب دنیا به تمام پهنا در عالم طبیعت - در ظاهر و باطن - ریشه افكند. ... لهذا از بُن كندن این درخت را، به سلامت ممكن نیست.

چون انسان این مطلب را دریافت و با چشم بصیرت به اول و آخر امر خود نظر كرد، بر خود لازم شمارد كه این خار طریق را كه اسم آن محبّت و رغبت به دنیا و مال و منال آن است از سر راه خود بردارد.(2)

پی نوشتها:

1- سرّالصلوة ، ص 30.

2- شرح حدیث جنود عقل و جهل ، ص 272 - 273.


 مهدی ملکی

چهل گوهر از صدف زينت عبادت کنندگان(ع)

 

صدف

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :

1- مقام رضا

«الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْيَقينِ.»:

خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.

2- كرامت نفس

«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيا.»:

هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.

3- دنيا مايه ارزش نيست

«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ يَرَ الدُّنْيا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:

پرارزش ترين مردم كسى است كه دنيا را مايه ارزش خود نداند.

4- پرهيز از دروغ

«إِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَ الْكَبيرَ فى كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذَبَ فى الصَّغيرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْكَبيرِ.»:

از دروغ كوچك و بزرگ در هر جدّى و شوخيى بپرهيزيد، زيرا چون كسى دروغ كوچك گفت بر دروغ بزرگ نيز جرأت پيدا مى كند.

5- خود نگهدارى

«أَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ.»:

تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد.

6- همنشينان ناشايسته

«إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْكَذّابِ، فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَكَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَريبَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأُكْلَة أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْبَخيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فى مالِهِ أَحْوَجَ ما تَكُونُ إِلَيْهِ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُريدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى كِتابِاللّهِ.»:

1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد.

2ـ مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد.

3ـ مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.

4ـ مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.

5 ـ مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم.

7- ترك سخن بى فايده و دورى از جدل

«إِنَّ الْمَعْرِفَةَ وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّةُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:

معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بى فايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.

8- محاسبه نفس و توجّه به معاد

«إِبْنَ آدَمَ! إِنّكَ لا تَزالُ بِخَيْر ما كانَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الُْمحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارًا وَ الْحَذَرُ لَكَ دِثارًا.

إِبْنَ آدَمَ! إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثُ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ جَلَّ وَ عَزَّ، فَأَعِدَّ لَهُ جَوابًا.»:

اى فرزند آدم! به راستى كه تو پيوسته رو به خيرى، تا خودت را پند دهى و حساب خودت را برسى و ترس از خدا را روپوش و پرهيز را زيرپوش خود سازى.

اى فرزند آدم! تو خواهى مرد و برانگيخته خواهى شد و در حضور خداوند عزّ و جَلّ قرار خواهى گرفت، پس براى او جوابى را آماده كن.

9- نتايج دعا

«أَلْمُؤْمِنُ مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاث: إِمّا أَنْ يُدَّخَرَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُعَجَّلَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُدْفِعَ عَنْهُ بَلاءً يُريدُ أَنْ يُصيبَهُ.»:

مؤمن از دعايش سه نتيجه مى گيرد:1ـ يا برايش ذخيره گردد،2ـ يا در دنيا برآورده شود،3ـ يا بلايى را كه خواست به او برسد، از او بگرداند.

10- مبغوضيت گداى بخيل

«إِنَّ اللّهَ لَيُبْغِضُ الْبَخيلَ السّائِلَ الُْمحْلِفَ.»:

به راستى كه خداوند، گداى بخيلى را كه سوگند مى خورد دشمن دارد.

11- اسباب نجات

«ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِنِ: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ. وَ اشْتِغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.»:

سه چيز سبب نجات مؤمن است:1ـ بازداشتن زبان از غيبت مردم،2ـ مشغول كردن خودش به آنچه كه براى آخرت و دنيايش سود دهد،3ـ و گريستن طولانى بر گناهش.

12- به سوى بهشت

«مَنِ اشْتاقَ إِلى الْجَنَّةِ سارَعَ إِلَى الْخَيْراتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إِلَى اللّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الَْمحارِمِ.»

هر كه مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزيند، هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش به درگاه خدا پيشى گيرد و از حرامها برگردد.

13- ثواب نگاه

«نَظَرُ المُؤْمِنِ فى وَجْهِ أَخيهِ المُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الَْمحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ.»:

نگاه مهرآميز مؤمن به چهره برادر مؤمنش و محبّت به او عبادت است.

14- پارسايى و دعا

«ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ.»:

چيزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسايى شكم و شهوت نيست، و چيزى نزد خدا محبوبتر از درخواست كردن از او نيست.

15- پذيرش عذر ديگران

«إِنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلى يَسارِكَ وَ اعْتَذَرَ إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.»

اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذير.

16- حقّ خدا بر بنده

«فَأَمّا حَقُّ اللّهِ الاَْكْبَرِ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا فَإِذا فَعَلْتَ ذلِكَ بِإِخْلاص جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ ما تُحِبُّ مِنْها.»

حقّ خداوند بزرگ اين است كه او را بپرستى و چيزى را شريكش ندانى و چون از روى اخلاص اين كار را كردى، خدا بر عهده گرفته كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از او بخواهى برايت نگهدارد.

17- حقّ پدر بر فرزند

«وَ أَمّا حَقُّ أَبيكَ فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّكَ فَرْعُهُ وَ أَنَّكَ لَوْلاهُ لَمْ تَكُنْ، فَمَهْما رَأَيْتَ فى نَفْسِكَ مِمّا تُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَباكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فيهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلى قَدْرِ ذلِكَ.»:

و امّا حقّ پدرت را بايد بدانى كه او اصل و ريشه توست و تو شاخه او هستى، و بدانى كه اگر او نبود تو نبودى، پس هر زمانى در خود چيزى ديدى كه خوشت آمد بدان كه [از پدرت دارى] زيرا اساس نعمت و خوشى تو، پدرت مى باشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شكر كن.

18- تقدّم طاعت خدا بر هر چيز

«قَدِّمُوا أَمْرَ اللّهِ وَ طاعَتَهُ وَ طاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللّهُ طاعَتَهُ بَيْنَ يَدَىِ الاُْمُورِ كُلِّها.»

طاعت خدا و طاعت هر كه را خدا واجب كرده بر همه چيز مقدّم بداريد.

19- حقّ مادر بر فرزند

«فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّها حَمَلَتْكَ حَيْثُ لايَحْمِلُ أَحَدٌ وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَدًا. وَ أَنَّها وَقَتْكَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ يَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَميعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَةً بِذلِكَ، فَرِحَةً، مُوبِلَةً مُحْتَمِلَةً لِما فيهِ مَكْرُوهُها وَ أَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْكَ يَدُالْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى الاَْرْضِ فَرَضِيَتْ أنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِىَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرى وَ تَرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحى وَ تُنَعِّمَكَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَكَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِها وَ كانَ بَطْنُها لَكَ وِعاءً وَ حِجْرُها لَكَ حِواءً وَ ثَدْيُها لَكَ سِقاءً، وَ نَفْسُها لَكَ وِقاءً، تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْيا وَ بَرْدَها لَكَ وَ دُونَكَ، فَتَشْكُرْها عَلى قَدْرِ ذلِكَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاّ بِعَوْنِ اللّهِ وَ تَوْفيقِهِ.»:

و امّا حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در شكم خود حمل كرده كه احدى كسى را آن گونه حمل نكند، و از ميوه دلش به تو خورانيده كه كسى از آن به ديگرى نخوراند، و اوست كه تو را با گوش و چشم و دست و پا ومو و همه اعضايش نگهدارى كرده و بدين فداكارى شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگوارى و درد و سنگينى و غمى را تحمّل كرده تا [توانسته] دست قدرت [مكروهات] را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روى زمين كشانده و باز هم خوش بوده كه تو سير باشى و او گرسنه، و تو جامه پوشى و او برهنه باشد، تو را سيراب كند و خود تشنه بماند، تو را در سايه بدارد و خود زير آفتاب باشد و با سختى كشيدن تو را به نعمت رساند، و با بيخوابى خود، تو را به خواب كند، شكمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشك آب تو و جانش فداى تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشيده است.

به اين اندازه قدرش را بدانى و اين را نتوانى مگر به يارى و توفيق خدا.

20- ترغيب به علم

«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.»:

اگر مردم بدانند كه در طلب علم چه فايده اى است، آن را مىطلبند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.

21- ارزش مجالس صالحان

«مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَةٌ إِلَى الصَّلاحِ وَ آدابُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقلِ.»:

مجلس هاى شايستگان، دعوت كننده به سوى شايستگى است و آداب دانشمندان، فزونى در خرد است.

22- گناهانى كه مانع اجابت دعايند

«أَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّةِ، وَ خُبْثُ السَّريرَةِ، وَ النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ، وَ تَرْكُ التَّصْديقِ بِالاِْجابَةِ، وَ تَأخيرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أَوْقاتُها، وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَةِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.»:

گناهانى كه دعا را ردّ مى كنند، عبارتند از:1ـ نيّت بد،2ـ ناپاكى باطن،3ـ نفاق با برادران،4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا،5ـ تأخير نمازهاى واجب از وقت خودش،6ـ ترك تقرّب به خداوند عزّوجلّ به وسيله ترك احسان و صدقه، 7ـ ناسزاگويى و بدزبانى.

23- تاركان جاودانگى

«عَجَبًا كُلَّ الْعَحَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَ تَرَكَ دارَ الْبَقاءِ.»:

شگفتا! از كسى كه كار مى كند براى دنياى فانى و ترك مى كند سراى جاودانى را!

24- نتيجه اتّهام

«مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيهِ.»:

هر كه مردم را به چيزى كه در آنهاست متّهم كند، او را به آنچه كه در او نيست متَّهم كنند.

25- دنيا وسيله است، نه هدف

«ما تَعِبَ أَوْلِياءُ اللّهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ.»:

اولياى خدا در دنيا براى دنيا رنج نمى كشند، بلكه در دنيا براى آخرت رنج مى كشند.

26- به خدا پناه ميبرم!

«أَلّلهُمَّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ... وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ أَيْدينا.»:

خدايا! به تو پناه مى برم از طغيان حرص و تندى خشم و غلبه حسد... و سرپرستى بد براى زير دستانمان.

27- پرهيز از گناهكاران، ظالمان و فاسقان

إِيّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعاصينَ، وَ مَعُونَةَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَةَ الْفاسِقينَ، إِحْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَباعَدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ.

از همنشينى با گنهكاران و يارى ستمگران و نزديكى با فاسقان بپرهيزيد.

از فتنه هايشان برحذر باشيد و از درگاهشان دورى گزينيد.

28- نتيجه مخالفت با اولياء الله

«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ خالَفَ أَوْلِياءَ اللّهِ وَ دانَ بِغَيْرِ دينِ اللّهِ، وَ اسْتَبَدَّ بِأَمْرِهِ دُونَ أَمْرِ وَلِىِّ اللّهِ، فى نار تَلْتَهِبُ.»:

بدانيد هر كه با اولياى خدا مخالفت كند، و به غير از دين خدا، دين ديگرى را پيروى نمايد و به رأى خويش استبداد ورزد، نه به فرمان ولِىّ خدا، در آتشى فروزان درافتد.

29- توجّه به قدرت و قرب خدا

«خَفِ اللّهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ وَ اسْتَحْىِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.»:

از خداى متعال به خاطر قدرتش بر تو بترس، و به خاطر نزديكى اش به تو، از او شرم و حيا داشته باش.

30- پرهيز از دشمنى و توجّه به دوستى

«لا تُعادِيَنَّ أَحَدًا وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَضُرُّكَ، وَ لا تَزْهَدَنَّ فى صِداقَةِ أَحَد وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَنْفَعُكَ... .»:

حتماً با هيچ كس دشمنى نكن، هر چند گمان كنى كه او به تو زيان نرساند، و حتماً دوستى هيچ كس را ترك نكن هر چند گمان كنى كه او سودى به تو نرساند... .

31- بهترين ميوه شنوايى

«لِكُلِّ شَىْء فاكِهَةٌ وَ فاكِهَةُ السَّمْعِ الْكَلامُ الْحَسَنُ.»:

براى هر چيزى ميوه اى است و ميوه شنوايى، كلام نيكوست.

32- فايده سكوت

«كَفُّ الاَْذى رَفْضُ الْبَذاءِ، وَ اسْتَعِنْ عَلَى الْكَلامِ بِالسُّكُوتِ، فَإِنَّ لِلْقَوْلِ حالاتٌ تَضُرُّ، فَاْحذَرِ الاَْحمَقَ.»:

جلوگيرى از آزار، ترك كلام قبيح است، و در سخن گفتن از سكوت كمك بخواه، زيرا براى سخن، حالاتى است كه زيان مى زند، بنابراين از سخن احمق برحذر باش.

33- راستگويى و وفا

«خَيْرُ مَفاتيحِ الاُْمُورِ الصِّدْقُ، وَ خَيْرُ خَواتيمِها الْوَفاءُ.»:

بهترين كليد گشايش كارها، راستگويى، و بهترين مُهرِ پايانى آن وفادارى است.

34- غيبت

«إِيّاكَ وَ الْغيبَةَ فَإِنَّها إِدامُ كِلابِ النّارِ.»:

از غيبت كردن بپرهيز، زيرا كه خورش سگهاى جهنّم است.

35- كريم و لئيم

«ألْكَريمُ يَبْتَهِجُ بِفَضْلِهِ، وَ اللَّئيمُ يَفْتَخِرُ بِمِلْكِهِ.»:

كريم و بخشنده به بخشش خويش خوشحال است و لئيم و پست به دارايى اش مفتخر است.

36- پاداش احسان

«مَنْ كَسا مُؤْمِنًا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثِّيابِ الْخُضْرِ.»:

هر كه مؤمنى را بپوشاند، خداوند به او از جامه هاى سبز بهشتى بپوشاند.

37- اخلاق مؤمن

«مِنْ أَخلاقِ الْمُؤْمِنِ أَلاِْنْفاقُ عَلى قَدْرِ الاِْقْتارِ، وَ التَّوَسُّعُ عَلَى قَدْرِ التَّوَسُّعِ، وَ إِنْصافُ النّاسِ، وَ إِبْتِداؤُهُ إِيّاهُمْ بِالسَّلامِ عَلَيْهِمْ.»:

از اخلاق مؤمن، انفاق به قدر تنگدستى، و توسعه در بخشش به قدر توسعه،و انصاف دادن به مردم، و پيشى گرفتن سلام بر مردم است.

38- درباره عافيت

«إِنّى لاََكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُعافى فِى الدُّنْيا فَلا يُصيبُهُ شَىءٌ مِنَ الْمَصائِبِ.»:

من براى كسى نمى پسندم كه در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتى به او نرسد.

39- ثواب و عقاب زودرس

«إنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَوابًا الْبِرُّ، وَ أَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْىُ.»:

به راستى كه ثواب نيكوكارى، زودتر از هر كار خيرى خواهد رسيد، و عقوبت ستمگرى، زودتر از هر بدى دامنگير آدمى شود.

40- دعا، سپر بلا

«إِنَّ الدُّعاءَ لَيَرُدُّ الْبَلاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرامًا. أَلدُّعاءُ يَدْفَعُ الْبَلاءَ النّازِلَ وَ ما لَمْ يَنْزِلْ.»

به راستى كه دعا، بلا را برگرداند، آن هم بلاى حتمى را. دعا بلايى را كه نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع كند.


منبع: سايت ويژه امام سجاد (عليه السلام)