« معجزه» به كارخارق العاده اي  گفته مي شود كه مدّعيان نبوّت براي اثبات مدّعاي خود كه ارتباط با عالم غيب و خداوند متعال بوده ، مي آوردند و ديگران را نيز به مقابله و معارضه و آوردن مثل آن دعوت مي كنند  و چون كسي مانند آن را نمي تواند بياورد و از انجام آن عاجز است ، به آن « معجزه» مي گويند . در غير اينصورت كرامت گفته مي شود.

 

در اين جا به چند نمونه از معجزات فراوان حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و اله)  اكتفا مي كنيم:

1- شقُّ القمر :

مشركان نزد رسول خدا (صلي الله عليه و اله)  آمدند و گفتند : اگر راست مي گويي و تو پيامبر خدايي ، ماه را براي ما دو نيمه كن !

فرمود: اگر اين كار را كنم ، ايمان مي آوريد؟

عرض كردند : آري.

پيامبر (صلي الله عليه و اله)  در آن شب -  كه شب چهاردهم ماه بود- از پيشگاه خداوند تقاضا كرد آن چه را خواسته اند به او بدهد، ناگهان ماه به دو پاره شد.

رسول خدا (صلي الله عليه و اله)  آنها را يك يك صدا مي زد و مي فرمود: ببينيد إ

ابن مسعود مي گويد: « ماه دو نيمه شد؛ نيمه اي بالاتر از كوه و نيمه اي پايين تر ازآن قرار گرفت... و من كوه را ميان دو نيمه ي ماه ديدم».

ابوجهل گفت: اين جادو است؛ عده اي را به نقاط مختلف بفرستيد و بپرسيد كه آيا آنها هم اين ماجرا را ديده اند يا نه ؟ وقتي جستجو كردند ، مردم اطراف هم همگي گفتند :   اين يك جادوي پايدار و بزرگ است !

به همين مناسبت خداوند مي فرمايد :

(( اِقْتَرَبَتِ الساعَهُ و انْشَقَّ القَمَر)) ؛      

         قيامت نزديك شده و ماه شكافته و دو نيمه شد.

 

2-     شَقُّ الشَّجَر:

يكي از معجزات حضرت دو نيمه شدن درخت است كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) ماجرا را چنين نقل مي كند:

 

(( من همراه رسول خدا  (صلي الله عليه و اله)  بودم كه سران  قريش  خدمت آن حضرت آمدند و گفتند: اي محمد !    تو چنان ادعايي مي كني كه هيچ يك از پدران و خاندانت نكرده اند  . تو بايد كاري براي ما انجام دهي ؛ اگر توانستي كه پيامبر و فرستاده ي خدايي، و اگر نتوانستي ، معلوم مي شود كه ساحر و دروغگو هستي ! ))

حضرت فرمود خواسته ي شما چيست؟

-        به اين درخت بگو تا از ريشه در آمده و مقابل تو بايستد!

-        خداوند بر همه چيز تواناست . اما اگر اين درخواست شما را اجابت كند، به او ايمان مي آوريد؟

-        آري.

-        به زودي آنچه را مي خواهيد به شما نشان مي دهم ، هر چند مي دانم باز هم به سوي خير و نيكي باز نخواهيد گشت...   .

-      پس صدا زد : اي درخت! اگر به خدا و روز واپسين ايمان داري و مي داني كه من پيامبر خدا هستم ، از ريشه بيرون آي و پيش من بيا، و به فرمان الهي مقابل من بايست!

سوگند به خدايي كه او را مبعوث فرمود، درخت با ريشه هايش كنده شد و با صداي بسيار شديدي جلو آمد . ... اما قريش هنگامي كه اين وضع را مشاهده كردند ، از روي تكبر و گردن كشي گفتند : بگو تا نيمي از آن درخت پيش تو آيد و نيم ديگر آن جاي خود باقي ماند!  حضرت چنين كرد. اما باز از روي كفر گفتند:  فرمان ده اين نيمه باز گردد و به نيمه خود بپيوندد و بصورت اول در آيد !  پيامبر (صلي الله عليه و اله)   امر فرمود و درخت بازگشت . گفتم لا اله الّا الله ، اي رسول خدا! من نخستين كسي هستم كه به تو ايمان آوردم، و نخستين كسي مي باشم كه اقرار مي كنم : اين درخت به فرمان و خواست خداي بزرگ و براي اقرار به نبوّت و بزرگداشت فرمانت ، آن چه را مي خواستي به جاي آورد.

 

منبع: آشنايي با زندگاني چهارده معصوم (عليهم السلام)