احسان و نيکوکاري، ويژگي ياران پيامبر
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ»
بحث در آستانه عيد نوروز و پايان سال 85 بينندگان عزيز مي بينند. چون ‌امسال سال پيامبر بود، فکر کردم که اين آيه‌اي هم که معروف است تفسير همين آيه را من بگويم.
خوب، موضوع بحث: قرآن مي فرمايد: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى» الفتح/29 خوب حالا تا اينجا را معنا کنيم.
حذف نام خود به خاطر مصالح جامعه
اين کلمه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» يک خاطره قشنگي دارد، شايد شنيده باشيد. در صلح حديبيه پشت مکه مسلمان‌ها آمدند بروند مکه، کفار آمدند بيرون گفتند نمي‌گذاريم بيائيد، يک درگيري و چانه زدن شد، بعد بنا شد صلح کنند، در صلح‌نامه نوشتند اين قرارداد بين محمّد رسول الله و کفار مکه است، کفار مکه گفتند ما قبول نداريم محمد رسول الله است، اصلا اگر قبول داشته باشيم که راهتان مي‌دهيم، اصلا پيغمبر را قبول نداريم. پاک کنيد، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» را پاک کنيد. حضرت علي سنگينش بود و گفت من پاک نمي‌کنم در کشمکش‌ها، رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود که مصلحت اين است که پاک کنيد. من خودم پاک مي‌کنم، خودِ پيغمبر با دست مبارکشان کلمه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» را پاک کردند، وقتي «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» را پيغمبر با دست خودش پاک شد، آيه نازل شد، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» اين يک درس خيلي قشنگي است، يعني اگر يک زماني درگيري شد بين من و او، شما خودت را پاک کني، خدا جاي شما مي‌نويسد. خيلي اسرار نکن که مثلا اين سالن را به اسم من تمام شد، اين کتاب به اسم من تمام شد، به اسم او تمام شد، دنبال اسمت نگرد. اگر خودت خودت را پاک کني، خدا مي‌نويسد. امام حسين رفت زيرِ سم اسب، کنبدش طلا شد. اگر آنجا سماجت مي‌کردند و اين کلمه را پاک نمي‌کردند، چه بسا درگيري مي‌شد و بر فرض اين ورقه اگر بود، يا محو مي‌شد يا در يک موزه‌اي مثلا به عنوان يک ورقه تاريخي بود ولي الان ميليون‌ها بار در قرآن چاپ شده و ميليون‌ها و دهها و صدها ميليون مسلمان اين آيه را خوانده‌اند. اين اولين درس اين آيه اين است که يک جايي که صلاح هست،خودت را محو کني، خودت را محو کن، غصه نخور. خوب اين يکي.
بعد از اين جمله مي‌گويد: «وَالَّذِينَ مَعَهُ» کلمه معه معنا دارد، چون سه تا کلمه داريم، «آمَنَ بِهِ»، «آمَنَ لَهُ»، «وَالَّذينَ مَعَهُ» مَعَهُ، مَعَ، يعني باش، يعني ايمان به پيغمبر فقط مهم نيست، بايد با پيغمبر بود، چون بعضي قبول دارند يک کسي را، اما با او نيستند، همراهش نيستند، «وَالَّذِينَ مَعَهُ» يعني همراهي‌اش کنيد، فکرت، بودجه‌ات، يعني کمک هم بکنيد. بله، من مسلمان هستم، اما خمس نمي‌دهم. مثل ماشين است ولي بنزينش نمي‌کند، خوب نمي‌دهد. «وَالَّذِينَ مَعَهُ» يعني حمايت از پيغمبر بکند. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» يک وقتي در تلويزيون «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» را من باز کردم. اشداء سياسي، اشداء نظامي، اشداء فرهنگي، اين «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» يعني نسبت به کفار شديد باش. مسلمان‌ها واقعا اگر شير نفت را ببندند، پدرِ کفار درمي‌آيد. ما هنوز نخواستيم، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» عمل نشده. فوقش يک مرگ بر آمريکا مي‌گويند چهار جا در مراسم، اين «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» در فرهنگي تصميم بگيرند مثلا جنس غربي‌ها را نخرند، کمرشان مي‌شکند، شيرِ نفت را ببندند کمرشان مي‌شکند، جنس را تعطيل کنند کمرشان مي‌شکند، سرِ يک تنباکو ميرزاي شيرازي کمر انگليس را شکست. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» بعد مي‌فرمايد «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
توصيه ديگران به احسان و انفاق
اصولا در قرآن سه تا تواصي است، «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ» العصر/3، «تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» العصر/3، تواصي يعني همديگر را سفارش کنيد. بعد يک آيه هم جاي ديگر داريم مي‌فرمايد «وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» البلد/17 سفارش به رحمت کنيد. يعني به هم سفارش کنيد که کمک کنيد. دانشجويي که بابايش پولدار است يک چک مبلغ خوبي از بابايش بگيرد بدهد به رئيس دانشگاه يا بدهد به نهاد مقام معظم رهبري، بگويد آقاجان اين پول را بگير بعضي از اين دانشجويان ما مشکل دارند، کمکشان کن. «وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» و واقعا اگر يک دانشجويي امروز با اينکه بابايش پولدار است مي‌تواند يکي از دانشجوها را کمک کند نکند، اين مثلا بزرگ هم شود حالا بالاترين مدرک علمي را هم بگيرد، يک دانشمند بي‌خاصيتي است، «وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ»
(الراحمون يرحمهم الله، يرحمهم الرحمان) روايت داريم کسي که رحم داشته باشد، خدا به او رحم مي‌کند. (اِرحم تُرحَم) حديث داريم رحم کن، ديگران به تو رحم مي‌کند. (ارحم من دونک يرحمک من فوقک) اگر به زير دستت رحم کني، بالا دستت به تو رحم مي‌کند. (قستهوا بسهوک) اگر زير دستت سهو کرد، داد سرش نزن، خودت هم سهو کردي (و معصيته لک بمعصيتک لربک) اگر او نافرماني کرد، تو خودت نافرماني خدا را نکردي؟ (و فقره الي رحمتک بفقرک الي رحمت ربک) اگر او به تو محتاج است شبِ عيد، حساب کن خودت به خداوند چقدر محتاج هستي. (عجبت لمن يرجوا رحمت من فوقه، کيف لا يرحم من دونه) تعجب مي‌کنم، حديث است اينهايي که مي‌گويم همه‌اش حديث است، تعجب مي‌کنم از کسي که اميد دارد خدا به او رحم کند، اما خودش رحم نمي‌کند به زيردستانش. (من لا يرحم، لا يرحم) بي‌رحم مورد رحم قرار نمي‌گيرد.
عده‌اي در جهنم مي‌گويند (نجّنا) خدايا ما را از جهنم نجات بده، خدا به آنها خطاب مي‌کند (هل رحمت عصفورا) تو به يک گنجشک رحم کردي؟ چقدر خانه خالي داريم که مي‌شود يک اتاقش را داد به يک بي‌خانه. اينقدر افراد اتاق‌هاي خالي دارند. آنقدر بودجه‌ها کنار دريا براي يک ماه تفريح وزارتخانه‌ها ساخته شد و حال آنکه پرسنل آن وزارتخانه در فقر دارد مي‌سوزد. مثلا فرض کن در سال چهل روز از آن ساختمان استفاده مي‌شود، ولي در سال 365 روز اين پرسنل دارد مي‌سوزد از فقر. البته رحم هم کاري به پولدارها ندارد، حديث داريم (رحماء امتي اوساطها) طبقه متوسط رحم مي‌کنند، يعني خيلي وقتي مي‌گويند رحم سراغ آن دانه درشت‌ها نرويد. به خصوص افرادي که عزيز بودند ذليل شدند. (ارحموا عزيزا ذلّ و غنيا افتقر) افرادي بودند خمس مي‌دادند، حالا بايد به آنها خمس داد. افرادي بودند يک زماني امکانات داشتند، حالا به اين روزگار نشسته‌اند.
اصلاح ذات البين، عامل جلب رحمت الهي
خوب؛ مي‌گويد اگر مي‌خواهيد خدا به شما رحم کند، آشتي بدهيد اينهايي که با شما قهر هستند. شبِ عيد حرف را گوش مي‌دهند بينندگان عزيز. من يک مقداري امشب اين بحث رحم را مي‌خواهم باز کنم براي شبِ عيدي. در فاميل کي‌ها با هم قهر هستند، قبل از عيد اينها را با هم آشتي بدهيد. قرآن مي‌گويد اگر آشتي داديد، خدا به شما رحم مي‌کند. «أَصْلِحُوا» ، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» الحجرات/10 آيه قرآن است، مؤمنين همه با هم برادر هستند، «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» الحجرات/10 بين برادرهايي که با هم قهر کرده‌اند آشتي بدهيد، «وَاتَّقُوا اللَّهَ» بعد مي‌گويد «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» بعد مي‌گويد اگر مي‌خواهيد خدا به شما رحم کند، آخر گاهي مي‌گويند آقا باران نيامده، بلند شويد چهار تا از اينهايي که قهر هستند در يک روستا، محله بالا و محله پائين، اين نمي‌دانم عروس با آن مادرشوهر، آن نمي‌دانم خواهر شوهر، با آن نمي‌دانم زنِ برادر، اينها اگر آشتي بدهيد يک وقت ديديد باران هم آمد. قرآن مي‌گويد، قرآن مي‌گويد «أَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»، اصلاح کنيد بين اينهايي که قهر هستند، بعد مي‌گويد «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» الحجرات/10 مورد رحم قرار مي‌گيريد.
نقش زکات در رفع مشکلات محرومان
ما گاهي وقت‌ها هي نشسته‌ايم تحليل مي‌کنيم، علت اينکه گوجه گران است، علت اينکه مسکن گران است، علت اينکه چي گران است، يک خورده قرآن مي‌گويد از اين تحليل‌ها برويد بيرون، قرآن مي‌گويد چرا تحليل کج مي‌کنيد، هي مي‌گويد «رَبِّي أَكْرَمَنِي» الفجر/15 امسال خدا به ما اکرام کرده، عربي‌هايي که مي‌خوانم قرآن است، «رَبِّي أَهَانَنِي» الفجر/16، خدا امسال به ما اهانت کرده، مي‌گويد نه آقا، نه «أَكْرَمَنِي»، نه «أَهَانَنِي»، نه خدا دوستت دارد، نه خدا دشمنت دارد، پارسال به تو داديم به يتيم‌ها ندادي، «کَلّا» اينطور نيست که تو مي‌گويي، «لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ» الفجر/17 به يتيم ندادي، به تو نداديم، پول داشتي، افرادي هم وام مي‌خواستند به آنها وام ندادي، در اين معامله ضرر کردي، مالت سوخت، کشاورزهاي عزيز که پاي تلويزيون هستيد تصميم بگيريد همين الان که ؟؟؟ عيد است، تصميم بگيريد زکات مالتان را بدهيد، اصلا حقّ خداست، آخر گندم که همه‌اش براي تو نيست، اين گندمي که يک گوني کاشته‌اي، چند تا گوني برمي‌داري، آخر خورشيد سهم نداشته؟ خوب نور خورشيد هم اثر داشته، باران سهم ندارد؟ آن صاحب خورشيد و صاحب باران گفته هر به ده کيلو، يک کيلويش را بده به فقير، اين هم نمي‌گويد فقير غريبه، همان فقير توي روستاي خودت. من بايد تشکر کنم، امسال زکات هيچ مطرح نبود، يعني هيچ که تقريبا هيچ، ولي امسال تکاني خوردند، کميته امداد خيلي زحمت کشيد و يک شش ميليارد توماني جمع شد ولي زکات گندم ما سيصد ميليارد تومان است. يعني واقعا سيصد ميليارد تومان خيلي دخترها جهازيه دار مي‌شوند، خيلي بچه‌ها باهوش مي‌شود اينها بروند دانشگاه درس بخوانند، خيلي کارها را مي‌شود کرد با سيصد ميليارد تومان پول، تازه زکات گندم، غير از جو و خرما و کشمش و طلا و نقره و اينها، از سيصد ميليارد تومان شش ميليارد امسال جمع شده. زکات هم تا توي محله فقير هست، کسي حق ندارد ببرد جاي ديگر، يعني پهلوي يک ريش سفيدي، پهلوي يک کسي که از نظر علم و تقوا قبولش داريد، زکات را جمع کنيد، همان مقداري هم که جمع کنيد دولت روي آن مي‌گذارد، يعني اگر يک روستايي صد ميليون زکات جمع کردند، صد ميليون هم دولت روي آن مي‌گذارد، دويست ميليون، خرج خودِ آن روستا مي‌شود. خدا جبران مي‌کند، اسمِ خدا جبّار است، جبّار يعني جبران مي‌کنم، نترس. قرآن يک آيه دارد مي‌گويد نترس، «فَهُوَ يُخْلِفُهُ» سبأ/39 اين آيه قرآن است، «يُخْلِفُهُ» از خليفه، خليفه يعني جانشين، يعني بده جايش را پُر مي‌کنم، جايش را پُر مي‌کنم. لباس عيد مي‌خريد هم اسراف نکنيد، هم بازاري‌ها گران‌فروشي نکنند، هم اگر مي‌خريد چهار تا دختر داريد، فرض کن پنج تا دختر داشتي، براي دختر همسايه هم بخر، اصلا به او پول بده خودش برود بخرد. «فَهُوَ يُخْلِفُهُ» يعني جبران مي‌کنم، دردي، مرضي، حادثه‌اي را از جانت برمي‌دارم.
«إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنْ الْمُحْسِنِينَ» الأعراف/56 چه آيه‌هاي قشنگي، «إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ» رحمت خدا نزديک است، نزديک کي است؟ «قَرِيبٌ مِنْ الْمُحْسِنِينَ»، «مُحْسِنِينَ» نيکوکار، اگر شما نيکوکار بودي، رحمت خدا مي‌آيد نزديک شما. اگر ديديد باران نمي‌آيد، اگر ديديد آفتي مي‌زند، اگر ديديد هرچه مي‌دويد به جايي نمي‌رسيد، معلوم مي‌شود گيرِ رحم است، تا پول ندهي عمل نمي‌کنم، تا پول ندهي سوار نمي‌کنم، تا پول ندهي نسيه نمي‌دهم، تا پول ندهي، تا پول ندهي، تا رهن ندهي. بالاخره بله، خانه شما نرخ اجاره‌اش اين است، ولي شما که مي‌داني آن آدمي که مستأجر شماست وضعش چطور است، وقتي مي‌داني وضعش چطور است خوب کوتاه بيا، کوتاه بيا.
عفو و بخشش خطاهاي ديگران
يکي از، بگو آقاي قرائتي اين حرفهايي که مي‌زني برو به پولدارها بگو، ما پاي تلويزيون امشب نشسته‌ايم حضرت عباسي خودمان هم هشتمان گرو نهمان است، خوب شما پول نداري بدهي، کينه کي در دلت است؟ هر کس را فحشت داده حلالش کن، هر که فحشت داده حلالش کن. قرآن بخوانم، قرآن مي‌فرمايد که (بالعفو تستنزلوا الرحمه) چه حديث قشنگي است، به به، (بالعفو) يعني توسط عفو، عفوش کن ديگران را، (تسنزلوا الرحمه) يعني توسط عفو، رحمت خدا را نازل کنيد. شما پول نداري خوب چرا حالا، نه آبرويم را ريخته است. بابا ببخشش. فحشم داده، بابا شبِ عيد است ببخشش. (بالعفو تستنزلوا الرحمه)، (ببذل الرحمه تسنزلوا الرحمه) به کي رحمت کنيم؟ مي‌گويد دلت براي همه خوش باشد. مي‌فرمايد (ابلغ ما تستدر به الرحمه) بيشترين رحمت را مي‌داني خدا سرِ کي مي‌اندازد؟ به کسي که دلش براي همه مردم بسوزد، نه فقط بچه‌هاي خودش، بچه‌هاي فاميلش، هيأت محله‌شان. يک چيزي مي‌گويم راستش را بگويد پاي تلويزيون هر کسي نشسته، تو را به خدا راستش را بگويد، در عمرت به بودائي‌ها دعا کردي؟ آنها آدم نيستند؟ حيف نيست که آنها هم هدايت شوند؟ هندوها چي؟ ما وقتي هم دعا مي‌کنيم مي‌گوييم خدايا، يک همسر براي پسرم، يک همسر براي دخترم، جهازيه دخترم، همه‌اش خودم، قلمم، شلوارم، کتم، کيفم، همه‌اش خودم خودم است، يک خورده ذهنت را ببر بالاتر.
(اللهم اغن کل فقير)، (اللهم اشف کل جائع). حديث داريم (ابلغ ما تستدر به الرحمه) بيشترين قلابي که رحمت خدا را سرازير مي‌کند، (ان تضمر) ضمير، در دلت باشد، (ان تضمر لجميع الناس الرحمه) رحم را براي همه بخواه. ما داشتيم که مجوسي بوده، وقف کرده براي مسلمان‌ها. قرآن بخوانم، قرآن مي‌گويد از مسلمان‌ها پول بگير بده به کافرها، «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ» التوبة/60 زکات را بگير، تقسيم بر هشت کن، يک هشتم زکات را
«وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ» التوبة/60 بده به آنها که اصلا دين ندارند، بگذار بي‌دين‌ها هم سرِ سفره اسلام بنشينند. آخر ما گاهي وقت‌ها آنقدر روده تنگ است که هسته انار تويش گير مي‌کند. آقا شما که در هيأت ما سينه نزدي، برو آنجا غذايت را بخور. اين نمي‌دانم مالِ کساني است که... گاهي وقت‌ها عرض کنم، من به او سلام کنم، گاهي وقت‌ها در سلام، من به او سلام کنم؟ من ترم چهارمم، او ترم اول، اي بابا، سلام کن، پيغمبر به بچه‌ها هم سلام مي‌کرد. ما گاهي وقت‌ها در يک چيزهاي مفت هم گير مي‌دهيم، مي‌بينيد اين‌ها همه گيرهايمان اينهاست. گيرهاي ما اينهاست. گاهي وقت‌ها سيلي مي‌خوريم از اين چيزها سيلي مي‌خوريم.
پاداش برتر و بيشتر الهي به کارهاي نيکوکاران
قرآن مي‌فرمايد «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى» يونس/26 مي‌گويد اگر بدهي مي‌داني چه مي‌کنم؟ چهار تا کار مي‌کنم. چه قرآني داريم، به به به، به به. «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا» يعني براي کساني که نيکوکار باشند، «الْحُسْنَى»، حسني افعل التفضيل است، احسن است، يعني اگر تو نيکي کني، نيکي بهترش را مي‌کنم، اگر نيکي عادي کني، من نيکي برتر. بعد مي‌گويد از نظر کيفي، از نظر اين از نظر کيفي، از نظر کيفي بهتر، از نظر کمّي «وَزِيَادَةٌ» آيه قرآن است، «وَزِيَادَةٌ» اين هم يعني از نظر کمّي. از طريق قيامت، اين براي دنيا، در دنيا هم بهتر مي‌دهم، هم زيادي. «فَنَظِرَةٌ» البقرة/280 يعني غبار، يعني قيامت غبار غم به اينها نمي‌نشيند، اين از نظر غبار براي ظاهرش، «وَلَا ذِلَّةٌ» يونس/26 يعني از درون هم ذليل نمي‌شود. غبار ظاهري، اين هم باطني. ببينيد، شما يک احسن انجام بده، اگر يک کار خوبي کردي، يک، از نظر کيفي بهترش را به تو مي‌دهم، از نظر کمّي زيادي‌اش هم مي‌کنم، از نظر قيامت ظاهرت را نمي‌سوزانم، باطنت را هم ذليل نمي‌کنم. چه آيه قشنگي است.
ايستادگي در برابر دشمنان، ويژگي ياران پيامبر
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ» الفتح/29 کساني که امّت پيغمبر هستند، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» نسبت به کفار شديد هستند. به راحتي مي‌شود با بستن شيرِ نفت و قطع خريد اجناس خارجي، به راحتي مي‌شود کمرِ همه قلدرها را شکست. به راحتي. امام فرمود شيرِ نفت را ببنديد يک، سربازها از سربازخانه فرار کنند دو، شاه فلج شد فرار کرد. به راحتي مي‌شود. هم نسبت به کفار «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» هم نسبت به خودي‌ها «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
در روايات داريم (الاحسان محبه) شما خانه‌ات را سنگ مرمر مي‌کني که مهمان‌ها بيايند اوه بگويند، شما مثلا مي‌خواهي با ابريشم قالي و با سنگ مرمر عزيز شوي؟ مي‌گويد اگر اين پول را بدهي به مردم فقرا محبت به تو مي‌کنيم. تو چرا از طريق جمال مي‌خواهي عزيز شوي؟ از طريق انسان‌ها عزيز شو. آن پولي که خرج تغيير مبلمان و ماشين و دکور خانه‌ات مي‌کني، پولي که خرج پُز مي‌کني، خرج جمال مي‌کني، خرج اين آدمها کن، خرج آدمها کن. يک آقايي مرده بود تشييع جنازه‌اش خيلي شلوغ شد و چند ميليون هم خرج برداشت، يک نفر گفت اين آقا از بي‌نسخه‌اي مُرد، اگر اين پول تشييع جنازه را نسخه مي‌خريدند نمي‌مرد. اين پولي که ما از طريق جمادات مي‌خواهيم عزيز شويم، حديث مي‌فرمايد که (الإحسان محبه) مگر نمي‌خواهي محبوب شوي، به مردم کمک کن محبوب مي‌شوي.
کارهاي نيک، پيش از انسان به قيامت مي‌رود
بعضي پولشان را ذخيره مي‌کنند، مي‌گويد اشتباه مي‌کني در بانک پس‌انداز کردي، ذخيره شما بانک نيست. (الاحسان ذخرٌ) احساني که مي‌کني ذخيره است. حديث داريم فقير که مي‌آيد درِ خانه‌ات نگاه به فقير نکن، اين حاملي است که بار تو را بگيرد براي قيامت حمل کند، اين آمده اموال تو را بگيرد بفرستد براي قيامت و در قيامت پولها قبلاً مي‌رود. ديدي سفرهاي کاروان‌هاي حج؟ کاروانهاي حج آشپزها قبل از حاجي‌ها مي‌روند. پرواز آشپزها زودتر است. يعني آنها مي‌روند ديگ را بار کنند که حاجي‌ها که رسيدند غذا پخته باشد. همين‌طور که آشپزها و لپه و نخود و امکانات و پتو و يک سري آدمها و يک سري اسباب و وسايل قبل از کاروان حج مي‌رود، کارهاي خير ما قبل از خودِ ما مي‌رود قيامت. ولذا قرآن دو تا تعبير دارد عجب قرآني داريم بَه، قرآن مي‌گويد «قَدِّمُوا» البقرة/223 يعني چي را قدم، پيش فرستاده‌ايد، يک آيه داريم «مَا تُقَدِّمُوا» البقرة/110 چي را از پيش فرستاده‌اي؟ مقدم داشتي، يعني بابا اگر مي‌خواهي بروي آخرت، يک چيزي بفرستيد. مي‌گويي بدهم خدا چه خواهد کرد؟ آخر اينهايي که زن نمي‌گيرند از ترس خرجي، حديث داريم اين توحيدش لق است. آمد خدمت امام گفت فقيرم، فرمود برو زن بگير، گفت بَه، مي‌گويم ندارم بخورم، مي‌گويد برو زن بگير، لابد دو سه تا بچه هم درست کنيم يک خيابان گدا راه بيفتد؟ امام فرمود هرچه به تو مي‌گويم گوش بده، گاهي رزق شما قفل شده با رزق خانم، رزق خانم و شوهرش قفل شده به رزق بچه. ما يک خورده گيرِ ايماني داريم، يعني ايمانمان، يک جاي ديگر خراب است، ما هي لامپ کشي مي‌کنيم مي‌بينيم روشن نشد، بابا کارخانه برق قطع است، شما کارخانه برق را، شما از منبع غافل شدي، از منبع غافل شدي.
خوب؛ احسان چي است؟ خدمت اگر بکني. (افضل زراعه) خدمت بهترين زراعت است، (اربح بضاعه) اينها هر کلمه‌اي که مي‌گويم يک حديث است. سودآورترين سرمايه‌گذاري است. (افضل الايمان) نيکي کنيد شبِ عيدي به هم، بهترين درجه ايمان است. (تغمد الذنوب) با اين نيکي گناهانت بخشيده مي‌شود. يک حديث ديگر (زاد المعاد) توشه قيامت است. (زکات الظفر) زکات پيروزي است. بالاخره چهار نفر رفته، شما و فلاني يادت رفته همشاگردي بوديد؟ حالا او در کنکور قبول نشد، شما قبول شدي، او نمي‌دانم، به هر حال حالا که وضعت خوب شده، از خودت ندان. هرکس بگويد من مخم بوده، برنامه‌ريزي، مديريت، اقتصاد، خواهش مي‌کنم از اين پُزها را ندهيد، از اين پُزها را قارون هم داد. به قارون گفتند «أَحْسِنْ» القصص/77 قارون احسان کن، «كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ» القصص/77 خدا به تو احسان کرده خوب تو هم بده، گفت خدا نداده، «أُوتِيتُهُ» القصص/78 اين پولها به من داده شده، «عَلَى عِلْمٍ عِندِي» القصص/78، «عِندِي»، «عِندِي»، «عِندِي»، اين گير همه در «عِندِي» است. مي‌گويد اين علمي بوده که نزدِ من بوده، اين مُخ کار مي‌کرده، والا به خدا از تو مخ‌دارتر هست، خيلي هم فکر کرده به جايي نرسيده. قرآن مي‌گويد از شما زوردارتر، پولدارتر بودند، نيستي تو.
«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ» الإسراء/7 اگر احسان کنيد؛ ما در دنياي آخوندي هم همين‌طور هستيم. بنده طلبه اگر به شاگرد اول‌هاي دانشگاه يک تلفن تشکر بکنم، فردا اگر مريض شوم ؟؟؟ مي‌گويد آقاي قرائتي شما يادت هست چند سال پيش يک تشکر از ما کردي چون شاگرد اول بوديم، ديگر پولِ ويزيت از ما نمي‌گيرد. اصلا دوايم را هم مي‌دهد. پولها برمي‌گردد به شما، اينها، اين چيزهايي که همه‌اش برمي‌گردد. غصه نخوريد که پول از بين مي‌رود.
خوب؛ آقاي قرائتي، ببين قربانت اين حرفهايي که مي‌زني براي پولدارهاست مي‌گويم نه، شما هم مي‌توانيد با عفو اين کار را بکنيد، «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ» آل عمران/134 يک کسي ظرف آب دستش بود، يکي از خادمهاي امام سجاد، اين ظرف از دستش افتاد خورد توي صورت آقا، آقا يک خورده نگاهش کرد و تا نگاهش کرد اين خادم زرنگ بود گفت «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ» آل عمران/134 يعني غيظت را قورت بوده، امام فرمود باشه، بعد گفت «وَالْعَافِينَ عَنْ النَّاسِ» آل عمران/134 يعني از مردم عفو کن، گفت خيلي خوب عفوت هم کردم، گفت «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» آل عمران/134 گفت اصلا آزاد برو، ما يک وقتي ستاد نماز ششصد هزار تومان کاغذ از يک کسي گرفته بوديم، به او گفتم دويست هزار تومانش را ببخش، نماز است، مگر نماز براي من است؟ گفت خيلي خوب بخشيدم، گفتم ببين آن دويست هزار تومان دومش را هم ببخش، گفت باشه، گفتم سومش را هم ببخش، گفت بابا يک بار بگو، گفتم يک بار قبول نمي‌کردي. به هر حال «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ» شبِ عيد است، بازاري‌ها نگوييد بازار شلوغ است بايد کوزه‌مان را پُر کنيم براي آن يازده ماه، رحم کن خدا کوزه‌ات را پُر مي‌کند. مشتري‌ کوزه تو را پُر نمي‌کند. اگر خواسته باشي سوءاستفاده کني از شلوغي بازار، جنس‌هايت را دوبله بفروشي، خدا يک جايي سوراخ مي‌کند در برود، رزق تو بيش از اين نيست. شما رحم کن خدا به تو رحم مي‌کند. بازاري‌ها رحم کنند، آقاياني که انبارگرداني مي‌کنند ببينيد خدا چقدر به آنها، روزي که از دنيا آمديم چيزي نداشتيم، دو سه روز ديگر هم مي‌رويم در قبر چيزي نداريم، اين دو سه روز يک خورده پول به ما داده امتحاني، بيست درصدش را خمس بدهيد. کشاورزها تصميم بگيريد زکات بدهيد، شکم فقرا را سير کنيد، خدا باران رحمت مي‌فرستد. به هر حال رحم کنيد تا رحم بشويد. اگر حادثه تلخي برايتان پيش آمد، ببنيد کجا يک پول به حقي را نداده‌ايد.

 

محسن قرائتی