آن لاين باش پسر !
آن لاين باش پسر !


براي مشاهده بخش اول مقاله اينجا کليک کنيد
همه مي دانيم مشكل اصلي و اساسي فضاي مجازي نقاب دار شدن آدم هاست؛ چت روم ها هم از اين قاعده كلي سوغات غرب مستثني نيستند، اتاق هاي چت دنيايي بدون حريمند. كساني كه براي استفاده هاي درست و اخلاقي وارد شده اند با كساني كه براي استفاده غيراخلاقي وارد شده اند در كنار هم و در يك اتاق قرار مي گيرند.
اين اوج خيانت در كمال آرامش است، فرض كنيد در قطار مترو نشسته ايد، ناگهان بمبي در واگن آخر منفجر مي شود، چه حسي پيدا مي كنيد اگر بفهميد فردي كه با لبخند كنار شما نشسته است و داشت درباره تيتر روزنامه در دستتان با شما حرف مي زد، عامل بمب گذاري باشد؟ اين درست نتيجه يك محيط آشفته و بدون مرز است، جايي كه هر كسي مي تواند «هيچ كس» باشد؛ و اين نقطه عطف تولد انحراف و سوءاستفاده است.
حتماً دوست داريد نظر خانم دكتر را هم بدانيد، بفرماييد: افراد در سنين مختلفي وارد روم ها مي شوند كه در بين آن ها نوجوان ها و جوان ها كم نيستند، اين شرايط سني اقتضاي كسب اطلاعات زودرسي مثل مطالب مستهجن را ندارد براي همين دريافت اينگونه مطالب بي شك ساختار و ساختمان ذهني شان را مورد حمله قرار مي دهد. بعلاوه اينكه يادمان نرود يكي ديگر از مشكلات وابستگي افراد به «آن» شدن هاي مكرر همين عطش دانستن است چرا كه اين احساس وجود دارد كه در غير اين صورت (آن شدن) چيزي را از دست مي دهد و در نتيجه دچار احساس كمبود مي شود.
خانم دكتر نكته جالبي را هم براي محك زدن افراد اطرافمان گفت تا به راحتي بفهميم چه كساني معتاد شده اند و چه كساني هم هنوز در دام گرفتار نشده اند: عادت كردن به چت، كم كم باعث منزوي شدن و مطرح شدن فردگرايي مي شود، براي فرد فقط برآورده شدن نيازهاي خود و نيازهاي طرف مقابل اهميت پيدا مي كند و ارتباط فردي به شدت جاي نشست و برخاست هاي گروهي را مي گيرد.
كوچه تنگه بله! چت روم قشنگه بله!
همه چيز مدرن شده است. دنيا دنياي انفجار اطلاعات و عصر اعجاز و ايجاز است. خريد اطلاعات، فروش اطلاعات، تبادل اطلاعات، حتي نوع جنگيدن آدم ها هم عوض شده است. ديگر با چوب و چماق و تانك و گلوله به جان هم نمي افتند.
الآن آدم ها با روان هم بازي مي كنند، همان جنگ رواني و تاكتيك هاي متعددي كه سيدمهدي شريفي چند وقتي هست در تلويزيون برايش وقت گذاشته.
خب نظري وجود دارد و آن اينكه ازدواج هم از اين دنياي مدرن عقب نمانده، آدم ها ترجيح مي دهند اول با افكار هم آشنا شوند، بعد... به هر حال وقتي بدون خواستگاري و مراسم مقدماتي و رفتن به يك گوشه دنج براي مثلا گفتن حرف هاي خودماني ولي در اصل شمردن گل هاي قالي و تعارفات الكي و آخر سر هم از آب و هوا حرف زدن، مي شود از كنج دنج خانه ات با طرف مقابل راحت راحت حرف بزني، چرا اينكار را نكني؟!!
اما به گفته بروبچ چت باز حرفه اي و فوق حرفه اي، دوست هاي اينترنتي اصلا قابل اعتماد نبوده و نمي توان روي آنها به عنوان يك دوست واقعي حساب كرد. (چشم بسته غيب گفتم؟! )بيشترشان براي سرگرمي، شيطنت و پركردن اوقات فراغت خود از چت استفاده مي كنند.
80 درصد چت بازان عزيز(!) شناخت طرف مقابل خود را غيرممكن مي دانند و درصد بيشتري معتقدند نمي توان از اين طريق به احساسات واقعي طرف مقابل پي برد. با اين حال عده اي از اين راه براي آشنا شدن با فرد مورد علاقه خود و ازدواج با او استفاده مي كنند(!)
خب هميشه استثنائاتي وجود داشته ما كه بخيل نيستيم! بله اصلا نگران حال خانم دكتر نباشين كه ايشان همچنان پشت خط هستند؛ دكتر ايزدخواه ازدواج از اين طريق را «غيرمعقول» مي داند و علتش را دارا نبودن فاكتورهاي اصلي آشنايي افراد بيان مي كند. مثل پذيرش و تناسب ظاهري فرد، رفتار كلامي و غيركلامي و صداقتي كه فرد در كلام و رفتار خود بروز مي دهد و... او مي گويد: «آدم ها در نوشتن ايده آلي برخورد مي كنند، از استعاره ها و تشبيه هايي استفاده مي كنند كه زمينه واقعي نداشته و بار احساسي شديدي را القا مي كند كه واقعيت ندارد و فرد را به خطا مي اندازد.خيلي ها از مهارت هاي نوشتاري قوي برخوردار هستند و مي توانند زمينه را براي ازدواج فراهم كنند، در حالي كه ممكن است با نقاب هاي دروغيني وارد شوند و باعث ايجاد مشكل رواني و عاطفي در طرف مقابل شوند. ايجاد يك رابطه درست مشروط بر صداقت است كه صداقت هم در يك اتاق مجازي بدون وجود هيچ عنصري از واقعيت و حقيقت و يا خوش بينانه تر، ملاك و معياري براي سنجش صداقت، وجود خارجي ندارد، درواقع همه چيز اتاق هاي مجازي، مجازي است، حتي صداقت و ابراز علاقه افراد...»
الو حاج آقا نظر شما چيه؟
قرار نيست احساس شرم و حيا با حضور تكنولوژي و ورود به دنياي مجازي كمرنگ شود يا از بين برود، قرار است؟ ما مي خواهيم از تكنولوژي براي راحتي خودمان استفاده كنيم نه فراموشي اصل و گذشته و آيين و مذهبمان. قرار نيست فكر كنيم چون ديده نمي شويم و نمي بينيم همه چيز نديده گرفته مي شود.
بعضي دليل صحبت با جنس مخالف از راه چت را اينگونه عنوان مي كنند كه به علت حذف عنصر «نگاه» و «صدا» گناهي را مرتكب نمي شوند. اما ما ضمن خداحافظي با خانم دكتر به سراغ آقاي كاووسي، عضو كميته اخلاق آموزش و پرورش و مسئول همكاري حوزه علميه با اين وزارتخانه رفتيم و در اين رابطه و درباره حد و مرزهاي دين در استفاده از تكنولوژي خصوصاً ايجاد ارتباط ازطريق چت با او گپ زديم. او مي گويد: «حضرت علي(ع) در نامه 31 نهج البلاغه و خطاب به امام حسن(ع) مي فرمايند: فرزندم قبل از اينكه تو را توصيه كنم به نماز، روزه، جهاد و واجبات دين، تو را توصيه مي كنم به رفع شبهات ديني.» و بعد هم اضافه مي كند: نشناختن دين علت پذيرش توجيه است. تكليف نوع صحبت هايي كه بين محارم صورت مي گيرد از طرف اسلام كاملاً روشن و واضح است. اسلام دين محبت و گسترش و عشق ورزي است. مخالف رابطه برقرار كردن هم نيست، بلكه مخالف رابطه سوء است، رابطه اي كه ايجاد فساد كرده و مضر به حال فرد و جامعه باشد. فرقي نمي كند اين رابطه ازچه راهي بين دختر و پسر صورت مي گيرد، ولي وقتي مخرب است و منع مي شود كه به قصد لذت بردن، شوخي، خنده و سوءاستفاده ازطرف مقابل ازطريق نوشتار، عكس، تصوير و... باشد. در جايي كه رابطه باعث مختل شدن زندگي، انحراف افكار، بيان حرف هاي تحريك آميز و... شود بحث حرمت پيش مي آيد و رابطه منع مي شود.»
ظرفيت داشته باش
اتاق هاي چت هم مانند هر وسيله مدرن ديگر بسته به كاربر متفاوت مي شود، همين انرژي هسته اي كه شديداً حق مسلم ماست و حتي البرادعي هم همين جمله رو اعتراف كرد، با كمي شيطنت و حماقت كاربر مي تواند دنيايي را به آشوب بكشد.
جناب كاووسي درباره ديدگاه اسلام نسبت به تكنولوژي هم نكته هاي جالبي گفت:« بزرگان دين ما هميشه پيشروبوده اند و در ارتباط برقرار كردن با ديگران و همچنين در جنگ ها از بهترين نوع و به روزترين تكنولوژي استفاده مي كردند. مثل دعوت به دين اسلام و برقراري ارتباط با دنيا كه پيامبر آن زمان ازطريق فرستادن نامه انجام دادند و يا در جنگ خندق پيامبر از تكنيك كندن گودال براي جلوگيري از پيشروي دشمن استفاده كردند؛
اسلام هم به تكنولوژي اهميت مي دهد، هم خود، سردمدار گسترش و پايه گذار خيلي از علوم است. اما متأسفانه امروزه ايران بيشتر مصرف كننده تكنولوژي است تا عرضه كننده آن، براي همين هم اغلب در دايره ضعف فرهنگي و مصرفي نسبت به آن پديده گرفتار است. چراكه قبل از ارائه هر تكنولوژي براي مخاطب بايد فرهنگ استفاده از آن ترويج شود.
مسئله نداشتن فرهنگ استفاده از يك تكنولوژي جداي سوءاستفاده هاي از آن است. اما وقتي فرهنگ استفاده از يك تكنولوژي نباشد بطور ناخودآگاه سوءاستفاده از آن هم بوجود مي آيد. بايد افكار مردم درجهت استفاده درست و سازنده از تكنولوژي روشن و شفاف شود.» پنجره اتاق را مي بندم، روبروي كامپيوترم مي ايستم، عطر باران و خاك خيس شده باغچه دلم را برده است اما چندنفر از رفقا برايم «آف» گذاشته اند؛ مغناطيس شيريني است و نمي شود از آن فرار كرد، مثل ساير پديده هاي نوظهور؛ منتهي اصل داستان همان اعتدال است؛ هرچيزي اگر سرجايش باشد، اشكالي ندارد. چه بسيار اطلاعات خوب و به روزي كه از همين چت روم بدست آوردم و چه بسيار خبرهاي داغ و جنجالي را كه از همين پنجره كوچك پرهياهو گرفته ام و... حتي چه تأسف ها كه از لينك هاي اهدايي(!) بچه ها در همين اتاق بر وجودم نشسته است و چه جريان هايي كه از همين اتاق كوچك به بمبي اينترنتي و قابل تأمل تبديل شده است... پديده، پديده فوق العاده اي است، ما بعضي وقت ها كم ظرفيتي نشان مي دهيم... فعلاً مي خواهم كمي زير نم باران، هوا بخورم، بعداً جواب «آف»هاي بروبچ را مي دهم...
و البته كه اين همه قصه نبود...