اين گفته بدين معنا نيست که آن حضرت از عواطف و احساسات انساني نوع بشر برخوردار نبود، يا اين که به عواطف و احساسات خويش ميدان نمي‌داد تا آن طور که حق طبيعي آن هاست، در زندگي تاثير مثبت داشته باشد يا حتي از آن ها استفاده مباح نمي‌کرد، بلکه مي‌خواهيم بگوييم:

 

آن جا که حضرت از احساسات و عواطف خود در امور شخصي صرف استفاده مي‌کند، به کارگيري عواطف و احساسات را عبادتي مي‌سازد که به ايشان توان افزون داده و آن حضرت را به قرب الهي نزديک مي‌سازد.

 

از سوي ديگر هر گاه اين عواطف و احساسات به صورت موضع گيري هاي علني و آشکار جلوه کند و رسول اکرم صلي الله عليه و آله در اظهار آن در ملاء عام اصرار داشته باشد، مي‌بايست در خدمت رسالت و براي رسيدن به اهداف عاليه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) باشد. چرا که قرآن کريم، نه تنها اطاعت مطلق از گفته ها و عملکردهاي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله را بر مسلمانان واجب مي‌داند، بلکه آن حضرت را اسوه معرفي مي‌نمايد و مسلمانان را به الگوگيري از ايشان فرا مي‌خواند.

 
بر طبق بينش قرآن،اعلام مواضع شخصيتي چون رسول خدا صلي الله عليه و آله، براي مسلمانان ايجاد وظيفه و تکليف مي‌نمايد. لذا اين اعلام مواضع، نمي‌تواند در جهت استفاده هاي شخصي و تحت تاثير احساسات صرف صورت پذيرد.
 

هنگامي که با اين رويکرد به سراغ سيره رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌رويم، با روايات فراواني از آن حضرت در مورد علاقه و محبت ايشان نسبت به حسنين عليهم السلام مواجه مي‌شويم. به عنوان نمونه، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در مورد امام حسن عليه السلام فرمود: "خدايا اين کودک، پسر من است و او را دوست مي‌دارم، او را دوست بدار و نيز هر کس که او را دوست مي‌دارد، دوست بدار."(1)

 

در روايتي درباره امام حسن عليه السلام فرمود: "او سرور جوانان اهل بهشت و حجت خدا در ميان امت است، فرمان او فرمان من است و گفتارش گفتار من؛ هر کس او را پيروي کند از من است و هر کس از او نافرماني کند از من نيست."(2)

 

از طرفى ملاحظه مى کنيم که رسول اکرم صلى الله عليه و آله سعى دارد تا امور مربوط به امام حسن و امام حسين علهما السلام) را از لحاظ عقيدتى و تشريعى و حتى از نظر عاطفى و وجدانى به شخص خويش مربوط سازد. از اين رو فرمود: "من با دوست شما دوست و با دشمن شما دشمنم."(3)

 

اين موضع متمايز رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در قبال حسنين (عليهما السلام) و پرورش بي نظير آنان، بدون شک سرشار از راهنمايي ها و اشاره هاي مهم و فراواني است.

 

رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) با تاکيدات مکرر خويش هدفي را دنبال مي‌نمود و همواره بر نقشي که امام حسن و برادرش امام حسين (عليهم السلام) در رهبري امت اسلامي در آينده ايفا خواهند کرد، تاکيد داشت و آن دو را براي مسئوليت هاي بزرگي آماده مي‌کرد. ايشان اهتمام زيادي داشت تا مباني و اصولي را که براي تشکيل بينش اعتقادي و سياسي صحيح و کامل در قبال نقش آينده حسنين (عليهم السلام) لازم و ضروري است و از طرفي بيانگر ضمانت هاي کافي براي وجدان امت اسلامي در قبال هر گونه تحريف و تفسير باشد، بيان و کاملا روشن کند.

 

اما با گذشت ساليان متمادي، همواره اين سوال مطرح است که آيا امت اسلامي پس از وفات پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به توصيه هاي ايشان در جدا نشدن از قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) جامه عمل پوشانيد؟ و به راستي اينک مسلمانان براي تحقق آرمان هاي پيش بيني شده پيامبر خويش براي سرافرازي هميشگي جامعه اسلامي چه وظيفه اي دارند؟


پاورقي ها:

1ـ کنز العمال، جلد 13، صفحه 652

2ـ  أمالي شيخ صدوق، صفحه 176

3- البداية و النهاية جلد 8، صفحه 40

منبع: علامه سيد جعفر مرتضي عاملي، کتاب تحليلي از زندگاني سياسي امام حسن عليه السلام